گروه انديشه: رئيس مركز تحقيقات اسلامی مجلس با اشاره به اينكه فردیسازی، خشنفهمی و طائفهایانديشی سه مشكل عقل فهم نصوص اجتماعی بوده است، تأكيد كرد: گفتمان تكفير از فقدان كلانانديشههای امتمحور سوء استفاده میكند.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه قم، حجتالاسلام والمسلمين احمد مبلغی، رئيس مركز تحقيقات اسلامی مجلس شورای اسلامی 23 مردادماه در نشستی به مناسبت سالروز تخريب قبور ائمه بقيع(ع) با طائفهگرايی خواندن وضعيت بی اعتنايی به هويت اسلامی در كنار هويت مذهبی و بیتوجهی به مناسبات امت در كنار سلوك مذهبی، گفت: علمای مذاهب بايد بدانند كه گفتمان تكفير و حجم بالای خشونتهای مذهبی در بستر فرهنگ طائفهگرايی مذهبی شكل و قوت میگيرد كه همه به نوعی بازتوليدكننده آن بوده و مسئول هستيم.
مبلغی تصريح كرد: يكی از خروجیهای پرمخاطره ناشی از ضعف عقل تفسير نصوص اجتماعی آن است كه اين عقل در همه اطراف و مذاهب اين امت نتوانسته بين دو مقوله اعتقاد به مذهب و التزام به مناسبات امت و هويتداری مذهبی و هويتسازی اسلامی جمع كند.
وی ادامه داد: وضعيت امروز از خاستگاه اعتقاد به مذهب به نفی و تخريب مناسبات امت و از جايگاه هويت مذهبی به سمت عاری شدن از هويت اسلامی و طبعا مبارزه با هويتهای مذهبی ديگر به پيش رفته است.
مبلغی خاطرنشان كرد: مشكل در عقل فهم نص است به اين معنا كه عقل تفسير نص اجتماعی در طول قرنهای گذشته دچار نارسايی و ضعف مفرط شده و به جای فهم، كشف و بارورسازی محتواهای اجتماعی نصوص، به يكی از دو عمل خطرناك تبديل اين محتواها به مضامين فردی و بدفهمی و خشن فهمی از آنها شده است.
فردیسازی، خشن فهمی و طائفهانديشی سه مشكل عقل فهم نصوص اجتماعی است
وی با اشاره به اين كه فردیسازی، خشن فهمی و طائفهایانديشی سه مشكل عقل فهم نصوص اجتماعی بوده است، اظهار كرد: در نتيجه اين وضعيت، بسياری از مفاهيم عميق اجتماعی اسلام از خاستگاه انديشهای ـ اجتماعی دور شد و ماهيتی فردی، يا نيمهاجتماعی، يا طائفهای و يا حاشيهای (و نه كانونی) پيدا كردند.
رئيس تحقيقات مجلس شورای اسلامی افزود: برخی از مفاهيم اجتماعی اسلام هر چند ابعاد اجتماعی آنها بر جای مانده، اما به مشكل بازسازی مفهومی در چارچوب طائفهای دچار شده است.
مبلغی عنوان كرد: فرو غلتيدن برخی از مفاهيم اجتماعی اسلام در اين مشكل، از خطرناكترين و آسيبرسانندهترين تحولات منفی بوده كه بر سر انديشههای اجتماعی جامعهساز اسلامی (و به تبع آن وحدت جامعه اسلامی) وارد شده است به اين دليل كه كاركرد چنين مشكلی، بردن جامعه به سمت دو تكه شدن و به تعبيری دو جامعهای شدن جامعه واحد اسلامی بوده است.
وی ادامه داد: مفاهيمی كه آمده بود تا زير ساخت جامعهای واحد گردد و به وحدت اجتماعی جامعه اسلامی شكل دهد (و در عصر اول اسلام نيز همين نقش را ايفا كرده بود) كاركردی معكوس پيدا كرد و در جهت دو جامعهسازی امت ايفای نقش كرد.