سينمای دفاع مقدس به دليل ارزشهايی كه در آن است عنوانی بزرگ دارد كه به فيلمهايی نظير «جا به جا» نمیتوان اطلاق كرد؛ اين قبيل آثار هرگز در سينما و سينمای دفاع مقدس ماندگار نخواهند بود.
گروه هنر: سينمای دفاع مقدس به دليل ارزشهايی كه در آن است عنوانی بزرگ دارد كه به فيلمهايی نظير «جا به جا» نمیتوان اطلاق كرد؛ اين قبيل آثار هرگز در سينما و سينمای دفاع مقدس ماندگار نخواهند بود.
|
| نمايی از فيلم «جا به جا» |
فيلم سينمايی «ليلی با من است» اولين فيلمی بود كه در آن با دفاع مقدسی شوخی شد؛ اثری كه در زمان اكرانش با عكسالعملهای مثبت و منفی زيادی رو به رو شد. همين انتقادات سبب شد تا سالها، كسی نتواند به موضوعات دفاع مقدسی نگاهی طنز داشته باشد، اما فيلم «اخراجیها» توانست مجددا فضايی را به وجود آورد كه طنز به سينمای دفاع مقدس راه پيدا كند.
البته نگاه طنز به سينمای دفاع مقدس به خودی خود امری نكوهيده نيست، چون در سينمای دنيا نيز باب است كه نگاهی طنزآلود به جنگ داشته باشند، اما يك نكته را نبايد از ياد برد كه دفاع مقدس ما همچون ديگر نبردهای دنيا نبود، بلكه جنگی ميان حق و باطل بود كه در آن يك طرف با اتكا به قدرت و ايمانش میجنگيد و طرف ديگر هم از سوی قدرتهای بزرگ حمايت میشد، پس اگر میخواهيم به دفاع مقدس نگاهی طنزآميز داشته باشيم، حتما میبايست كيفيت را هم به عنوان يك شاخصه از ياد نبريم.
هدف از مقدمه فوق، پرداختن به فيلم «جا به جا» بود؛ كاری كه كارگردانی آن را علی توكلنيا بر عهده دارد. اين فيلم با دستمايه قرار دادن سوژههای تكراری سعی دارد تماشاگر را در موقعيت طنز قرار دهد. در اين ميان رفتارهای اكبر عبدی به عنوان بازيگری توانا به كارگردان اين امكان را میداد كه بتواند برای دقايقی تماشاگر را بخنداند؛ خندهای كه تنها به واسطه رفتارهای عبدی و ديگر بازيگران طنز اين فيلم حاصل شده و نشانی از طنز موقعيت ندارد.
درباره «جا به جا» چند نكته ديگر میتوان ذكر كرد؛ ابتدا بحث مربوط به فيلمنامه است كه بسياری از فيلمهای طنز سينمای ما را آزار میدهد. كارهايی كه تنها به كلام توجه دارند و از موقعيتسازی بیبهره هستند، به نحوی كه اگر صدا را از اينگونه فيلمها برداريم خنديدن برای آن دشوار میشود. اين ضعف رايج هم نشئت گرفته از اين است كه فيلمنامه در اين دسته توليدات، كمترين درجه اهميت را داراست و عموما هم نويسندگان آنها كسانی هستند كه در حوزه نگارش توانايی لازم را ندارند.
بحث ديگری كه درباره «جا به جا» مطرح میشود، بحث كارگردانی فيلم است. اين فيلم به لحاظ هدايت فيلمساز از كيفيت تهی است، به ويژه در انتخاب ميزانسنها كه به هيچ وجه دلچسب از كار در نيامده است، درباره آكسسوار صحنه هم هيچ چيز خاصی مشاهده نمیشود. اين نقصان در شرايطی است كه فيلمی كه میخواهد به موضوع جنگ بپردازد، حتما بايد از آكسسوار حداقلی بهره برده باشد. در اين ميان ممكن است كارگردان كار اين توجيه را به كار برد كه كار را بخش خصوصی توليد كرده است؛ دليلی كه منطقی نيست، چون برخی ميزانسنها ربطی به امكانات فيلم ندارد.
«جا به جا» فیلمی متکی به بازیگر
اما درباره بازيگران (اكبر عبدی، مهران رجبی، جواد عزتی، مهران غفوريان و...) هم بايد گفت كه سعی شده از افرادی استفاده شود كه وجودشان میتواند اتفاقات كمدی را خلق كند؛ مسئلهای كه نشان میدهد كارگردان تنها با اتكا به بازيگرانش است كه میخواهد در خنداندن مخاطب موفق باشد. ويژگی كه برای يك فيلم سينمايی امتياز محسوب نمیشود، بلكه شنا به روی موجی موافق است كه امتحان خود را بارها پس داده است. برای درك بهتر موضوع مثالی میزنم؛ كمتر كسی فكر میكرد كه بازيگری چون؛ فتحعلی اويسی كه نقشهای منفی فيلمهای اكشن را بازی میكرد روزی به يك بازيگر طنز موفق تبديل شود، اما جسارت ويژه يك فيلمساز اين بازيگر را به جايی رساند كه برای كسی قابل پيشبينی نبود.
نكته ديگری كه بايد به آن توجه داشت اين است كه تماشاگر سينما امروزه پذيرای چنين فيلمهايی نيست. در كلامی ديگر بايد بگويم كه مخاطبان حاضر نيستند همانند چند سال قبل تنها به بهانه خنديدن با فيلمهايی كه عنوان كمدی را يدك میكشند، همراه شوند، بلكه ملاكشان كارهايی است كه در آنها جدا از بازيگر به متن نيز توجه میشود. نمونه موفق در اين زمينه فيلم «ضد گلوله» است كه در آن كارگردانی و فيلمنامه از كيفيت لازم بهره برده و تماشاگر هم با توجه به وضعيت فعلی سينما، استقبال لازم را از آن به عمل آورد.
| نگاه طنز به سينمای دفاع مقدس به خودی خود امری نكوهيده نيست، چون در سينمای دنيا نيز باب است كه سينمای دفاع مقدس نگاهی طنز آلود به جنگ داشته باشد، اما يك نكته را بايد از ياد نبرد كه، دفاع مقدس ما همچون ديگر نبردهای دنيا نبود |
اين نكته را بايد متذكر شد كه نقدهای مطرح شده از فيلمهای طنز دفاع مقدسی، تنها منوط به اين سبك خاص نيست، چون ديگر گرايشهايی كه به دفاع مقدس در فيلمهای اين روزها میشود از كيفيت لازم تهی است و هر از گاهی فيلمهايی نظير «روز سوم»، «دوئل»، «كيميا» توليد میشود. دليل اين ضعف حاكم بر سينمای دفاع مقدس نيز اين است كه از اين گونه آثار حمايت نمیشود، بنابراين نه نويسنده ميلی برای نگارش متن قوی دارد نه اينكه كارگردان سعی میكند برای آن از جان و دل مايه بگذارد. برای رفع اين معضل هم نبايد به سينمای دولتی روی آورد، بلكه میبايست با حمايت از بخش خصوصی به رونق سينمای دفاع مقدس كمك كرد.
موضوع ديگری كه بايد درباره آن سخن گفت اين است تا حد امكان میبايست از وجود فيلمسازان خبره در اين حوزه سود برد. افرادی چون احمدرضا درويش، كمال تبريزی، ابراهيم حاتمی كيا و... كه در اين گونه امتحان خود را پس دادهاند. دليلم هم برای اين خواسته اين است كه مطمئن باشيد فيلمسازی چون حاتمی كيا اگر بخواهد به دفاع مقدس نگاهی طنز هم داشته باشد، هيچگاه به ارزشهای حاكم در آن بیاحترامی نخواهد كرد، چون خود از جنس جنگ است و تمام هشت سال دفاع مقدس را با آن زندگی كرده است.
در پايان اين مطلب بايد به ياد داشت فيلمهايی نظير «جا به جا» هيچگاه در سينمای ايران ماندگار نخواهند شد، حتی اين عدم موفقيت در اكرانش هم قابل قابل لمس است، اما آنچه كه دل دردمندان سينمای دافع مقدس را به درد میآورد اين است چرا بايد به اين حوزه به سطحیترين شكل ممكن نگاه كرد. گلايه پايانی نيز از مسئولان سازمان سينمايی است كه به بهانههای مختلف جلوی اكران فيلمهای خوب (...) را میگيرند تا به اصلاح خودشان به ارزشها اهانت نشود، اما در قبال فيلمهايی نظير «جا به جا» و... هيچ عكسالعملی نشان نمیدهند.