برای جاودانه شدن، دل كندن از خاك و پر كشيدن به سوی معشوق، شهادت سيره عملی شيرزنان آب و خاكی است كه شالوده مادیگرايان را از هم پاشيدند. شهيده افضل، نمونه بارز يك زن آزاده، از جمله اين افراد است.
|
وقتی پای ايستادگی و مقاومت در ميان باشد، زن يا مرد بودن ديگر ملاك نيست. ايستادن در مقابل دشمن متجاوز، سن و جنسيت را بر نمیتابد. سالهای بعد از پيروزی انقلاب اسلامی به ويژه هشت سال دفاع مقدس نشان داد كه بانوان رشيده اين مرز بوم، همپای مردان خود، نمونه بارزی از اسوه آزادگی و الگوی زندگی به سبك الهی هستند.
شهيده نسرين افضل، نماد حجاب و عفاف و جهاد زن ايرانی، يكی از اين افراد بود كه خود را محصور در چارچوب خانه و كاشنه نديد و از همان ابتدا، با تمام وجود در راه مبارزه با طاغوت و ظلم قدم برداشت.
وی در 26 بهمنماه سال 1338 در خانواده مذهبی در شيراز پا به عرصه وجود نهاد و سالهای كودكی را به عطر رأفت و عطوفت مادری نيكروش و به همت و اهتمام پدری مخلص و متدين با شرافت گذراند.
در دوران تحصيل بر بسياری از نابسامانیهای عصر طاغوت معترض بود تا جايی كه مورد تعقيب نيروهای امنيتی قرار گرفت.
وی همزمان با پيروزی انقلاب اسلامی دوران دبيرستان خود را به پايان رساند و با حضور در كميته امداد، سپاه پاسدارن و جهاد سازندگی خدمت به محرومان روستايی، قرب الهی را برای خود كسب كرد.
در آغاز سال 1360 با مشورت برادر بزرگوارش شهيد احمد افضل، به فراخوان جهاد سازندگی شيراز لبيك گفت و به همراه جمعی از خواهران متعهد اين شهر، به مهاباد اعزام شد و تمام وقت به مجاهدت پرداخت.
اين شهيد شاخص مدتی مسئوليت تبليغات و انتشارات سپاه مهاباد را برعهده گرفت، ولی بعد به خاطر نياز شديد آموزش و پرورش، به عنوان مربی تربيتی اين شهر مشغول خدمت به مردم شد. شهيده افضل همزمان با مربيگری در مدارس مهاباد، وظيفه تعليم و تربيت معلمان نهضت سوادآموزی را نيز برعهده گرفت.
زندگی پر از مجاهدت اين رشيده اسلام در 4 دیماه 1361 با برگ زرين شهادت مزين شد؛ به طوری كه با وجود بيماری از همسرش درخواست كرد كه او را به مجلس دعای توسل برساند.
ولی در مسير به كمين ايادی استكبار افتاد و مورد اصابت تير قرار گرفت و پس از يك سال حضور در مهاباد به آرزوی ديرين خود مبنی بر شهادت در راه حق نائل شد.
نگاهی تأملبرانگيز به وصيتنامه اين شهيد، ابعاد گستردهای از زندگی و ديدگاه وی به حقايق و سبك زندگی را نمايان میكند و میتواند سرمشقی باشد برای كسانی كه در جامعه امروز به دنبال راهی برای سعادت دنيوی و اخروی خود هستند.
در وصيتنامه وی آمده است:
«وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِی سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»
«شهادت بالاترين درجهای است كه يك انسان میتواند به آن برسد و با خونش پيامی میدهد به بازماندگان راهش.
«يا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلى رَبِّكِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی؛ ای نفس قدسی و دلآرام (به ياد خدا). امروز به حضور پروردگارت بازآی كه تو خشنود (به نعمتهای ابدی او ) و او راضی از تو است. باز آی و در صف بندگان خاص من درآی و در بهشت من داخل شو.»
پروردگارا! سپاس كه ما را در مبارزه با طاغوت و براندازی رژيم كفرپيشه و وابسته به شيطان بزرگ، آمريكای جهانخوار ياری فرمودی و به ما رهبری آگاه و پرتوان ارمغان كردی تا ما را از تاريكیها و ظلم رهانيد و با ايجاد وحدت در ميان مردم مسلمان و شهيدپرور نظام جمهوری اسلامی را در اين سرزمين مقدس بنا نهاد.
خداوندا، به ما توفيق عبادت و اطاعت عنايت فرما و ما را از شر هوای نفس محفوظ بدار.
بار خدايا، به ما ياری كن تا با اسلام راستين آشنايی پيدا كرده و در عمل به تعاليم آن بكوشيم.
ايزدا، ما را در كسب علم و ترويج فرهنگ قرآن و اسلام در مدارسمان ياری و موفق دار.
الها! بما قدرتی عنايت كن كه پرچم لا اله الا الله را بر سراسر جهان به اهتزاز درآوريم.
خداوندا، كشور اسلامی ما را از كشورهای تجاورزگر و سلطه طلب بینياز دار.
بار الها، اخلاق اسلامی، آداب و عادات قرآنی را بر كشور عزيزمان ايران و مدارسمان حاكم بگردان.
بار ايزدا، به رهبر كبيرمان امام خمينی عمر و توفيق بيشتر عنايت دار تا با رهنمودهايش مسلمين و مستضعفين جهان به استقلال و آزادی واقعی دست يابند.
خداوندا، ايران و اسلام را از شّر كفار و منافقين و حيلههای زورمداران شرق و غرب و نوكرانشان به دور دار و رزمندگانمان را در جبهههای حق عليه باطل پرتوان و پيروز بدار.
كريما، ما را در صدور انقلاب خونبارمان به جهان، توان ده و آن را تا انقلاب مهدی(عج) استوار بدار.
همسرم بدان كه من، نسرين، كسی كه تو را دوست دارد، شهادت را هم بسيار دوست میدارم، چون خدای خود را در آن زمان پيدا میكنم.
از تو میخواهم اگر میخواهی فردی خداگونه باشی و درسدهنده، از امروز و از اين ساعت سعی كنی تماس خود را با خدای خويش بيشتر كنی و همين طور معلّمی باشی جدّی.»