کد خبر: 1287500
تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۴

علی بن موسی‌الرضا(ع)؛ نوری از انوار 12 گانه خلقت

امام رضا(ع) نوری از انوار 12 گانه جهان است و علمی را كه امام علی(ع) از پيامبر(ص) آموخته بود در وجود اين امام همام می‌توان يافت.









قبول اينكه انسان اگر بخواهد كاری بسيار دشوار را انجام دهد مستقيماً به ذات اقدس خود كه همان نفس زكيه است مراجعه كند و از عالم امكان خداوند باريتعالی تقاضا كمك و استعانت كند، به اين معناست كه زندگی انسان اساساً وابسته به مسائل ماورايی است.


از سويی ديگر همين انسان با قبول بار گناهانش، به مرحله‌ای می‌رسد كه می‌گويد: از اين همه گناهی كه انجام داده‌ است احساس شرمساري می‌كند اما خداوند باری‌تعالی می‌گويد: اگر بنده‌ام گناهان او آسمان‌ها را فرا گرفته باشد و به سوی من آيد باز هم به كمك او خواهم رفت.


در اين مجال، موضوع بحث اوليای خداوند هستند؛ افرادی كه توانسته‌اند به درجه «عبدی اطعنی تكن مَثَلَی» رسيده‌اند. افرادی نيز بوده‌اند كه در نزد باريتعالی قرابت خاصی دارند همانند اهل‌ بيت عصمت و طهارت(ع).


در ميان اهل بيت(ع) نيز، پيامبر گرامی اسلام اكرم(ص) در مورد امام رضا(ع) گفته‌اند كه «بضعهٌ منی» يعنی پاره‌تن من. كسی كه شيعيان به وی ارادت خاصی دارند. هشتمين كوكب درّی جهان بشريت كه سرزمين ايران با وجود او به اين همه بركت و نعمت نائل شده است.


امام رضا(ع) در سن 35 سالگی مسئوليت ولايت را بر عهده گرفتند كه در آن زمان در مدينةالنبی(ص) زندگی می‌كردند. زمان رهبری ايشان مصادف بود با خلافت خلفای عباسی كه سختی و رنج‌های فراوانی بر اين امام همام روا داشتند.


حضرت رضا(ع) در 11 ذی‌القعده سال 148 هجری قمری در مدينه منوره ديده به جهان گشود و نوری به ظلمات تاريك اين عالم تابيده شد تا بشريت گمراه با اين نور عظيم بتوانند صراط مستقيم را تشخيص بدهند.


امام رضا(ع) بيست سال مسئوليت امامت جامعه اسلامی را بر عهده داشت كه می‌توان آن را به سه بخش مهم تقسيم كرد؛ 10 سال اول امامت آن حضرت همزمان بود با زمامداری هارون‌الرشيد، پنج‌ سال بعد از آن كه مقارن بود با خلافت امين، و پنج سال آخر امامت ايشان مصادف بود با خلافت مأمون و تسلط آن بر قلمرو اسلامی آن روز.


در دهه دوم امامت امام رضا(ع) مأمون عباسی با شكست دادن برادر خود امين توانست لباس قدرت را به تن كند. مأمون توانسته بود شورشيان را در ممالك اسلامی سركوب كند اما بزرگترين خطری كه او را تهديد می‌كرد وجود علويان در سرزمين‌های اسلامی بود كه هر كدام به‌صورت خفا و جداگانه مسائل علمی و دينی را تشريح و تحليل می‌كردند.


از اين سو مأمون تصميم گرفت اين مسائل را از بين ببرد و به اين نتيجه رسيد كه زعيم قبيله بنی هاشم وقت يعنی علی بن موسی‌ كاظم را به منصب خلافت دعوت كند يا او را وليعهد خود كند و با اين نقشه تصميم داشت امام را از سر راه خود بردارد.


مأمون برای عملی كردن اهدافش مأمورانی را به مدينه فرستاد تا امام را به قلمروی حكومت اسلامی آن روز مرو بياورند. امام از بصره، اهواز، فارس، مناطق شيعه‌نشين وقت به سوی خراسان حركت كرد. مأموران نيز صحبت‌ها و رفتار امام با شيعيان را به مأمون گزارش می‌دادند تا اينكه به خراسان رسيدند.


امام رضا(ع) در مسائل اخلاقی ـ اجتماعی به شيعيان خود تأكيد می‌كردند و در بعضی از احاديث ايشان در خصوص دوستی و مؤدت انسان‌ها با يكديگر آمده است كه به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد و دست يكديگر را بفشاريد و به هم خشم نگيريد.


ازا ين احاديث اين‌گونه استنباط می‌شود كه مهم‌ترين مسئله جامعه اسلامی مسائل اجتماعی آن است. اگر جامعه اسلامی سالم و آگاه و مسالمت‌آميز داشته باشيم می‌توان به راحتی در برابر زورمندان جهان ايستادگی كرد.


چه خوب است كه ما مواليان و پيروان اهل‌ بيت نبوت از پيشوايان خود درس زندگی، عشق، محبت، دوست داشتن را بياموزيم.


حضرت علی(ع) در حديثی می‌فرمايند: «انّ دنيا ممر و الاخره مقر»، چه بهتر كه در اين دنيای فانی برای زندگی باقی‌ ره‌توشه بفرستيم و هنگامی كه در برابر خداوند می‌ايستيم از شيعه بودن خود شرم نداشته باشيم. حديثی از معصوم آمده است كه شيعيان ما از باقی‌مانده گل ما به وجود آمده‌اند در عزای ما عزاداری و در شادی‌هايمان شادی می‌كنند و اين به معنی اين است كه ای جوان درهمه كارهای خويش رضا(ع) را الگوی خود قرار ده تا خداوند از تو راضی باشد.


علي سهري

captcha