در كوچههای انديشه، در جستجوی مصداقی ديگر برای عشق بودم، كه به واژهای پاك و پيراسته از پليدیها و گمنام در ميان دورنگی ها رسيدم و آن جز پايداری، همان پيام پرستش پروردگار و پيوستن به رب لايموت نيست.
آری؛ پايداری و در مفهومی ديگر، « دفاع مقدس» مصداقی ديگر از عشق است. عشقی كه همه پاكیها را در آغوش خود گرفته است.
عشق به نماز، اسلام، آزادگی، مردم و سرزمين خود كه نماد انسانيت است. پايداری، عشق به بايدها است در نبرد با نبايدها.
پايداری، پرواز روح و رمز شهادت است. آری؛ سربازان رزم آور اسلام، پايدار ايستادند تا ما بنشينيم و در امان باشيم.
به راستی آنها پايداران راه پيروزی و مظهر «والعاديات ضَبحاً» هستند آنها تاريكیها را طی كردند و پرده شب را دریدند تا در صبح روشن، نويدبخش گسستن زنجيرهای بيداد و پيوستن به آرمانهای خدايی باشند و به راستی پيام پايداری، پيام پاسداری از ذرات كوچك خاكی مرده اما حيات بخش است چرا كه خاك ميهن كه مهد آرمانهای خدايی است، جز حيات دوباره نيست.
و اينك دفاع مقدس برای ما پيامی دارد و آن حياتی دوباره در پناه خون سرخ شهيدان است كه در خاكی مرده اما هستی بخش، غلتيدهاند. روحشان شاد، يادشان زنده و راهشان پاينده باد.
رجبعلی نعمتزاده