اگر مقصود از علم اقتصاد نظام اقتصادی باشد، قائل به اين هستيم كه نظام اقتصادی اسلام وجود دارد، اما بايد توجه داشت كه در مقام عمل ما نيازمند توجه به ارزشهای دينی هستيم تا بتوانيم متناسب با نظام مردمسالاری اسلامی در عرصه سياسی، به مردم سالاری اقتصادی بر پايه اسلام اقدام كنيم.
حجتالاسلام والمسلمين احمدعلی يوسفی، عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، در رابطه با ماهيت علم اقتصاد اسلامی گفت: مكتب اقتصادی اسلام، مجموعه رفتارها و روابط هدفمند در عرصه اقتصادی است و مبانی بينشی، ارزشی و اصول راهبردی خاصی در چارچوب ارزشهای اخلاقی و حقوقی متمايز از ساير مكاتب اقتصادی را دارد. منظور از روابط و رفتارها اعم از روابط رفتاری كلی يا جزئی است كه اصل رقابت، آزادی يا اصل رفتاری پيگيری حداكثر سود مادی شخصی يا اصل رفتاری تعاون و همچنين رفتارهای جزئی در عرصه اقتصاد مانند انواع معاملات بخشی از اين موارد است.
حجتالاسلام يوسفی در ادامه افزود: قطعا رفتارها و روابط هدفمند اقتصادی اسلام مبتنی برمبانی بينشی، ارزشی و اصول راهبردی به سمت اهداف نظام اقتصادی است كه در واقع در چارچوب ارزشهای حقوقی و اخلاقی به سمت مكتب اقتصادی اسلام سوق پيدا میكند. استخراج اين مبانی به منظور نهادينه كردن آن در قالب اهداف، روابط و نهادهای اقتصادی نيازمند روش كشف و توجه به تفاوتهای نظام اقتصادی اسلام با ساير مكاتب اقتصادی متعارف است. بر اين اساس میتوان برای نظام اقتصادی اسلام به نهادهايی متفاوت در ماهيت، اما مشابه در نام مانند بانك و بيمه قائل بود.
وی در خصوص روش كشف نظام اقتصادی اسلام گفت: اگر مبانی بينشی و ارزشی و اهداف اقتصادی مكتب اسلام با مبانی مكاتب سرمايهداری و كمونيسم متفاوت باشد، در نتيجه، رفتارها و روابطی كه از اهداف و مبانی بينشی و ارزشی در مكتب اقتصادی اسلام استخراج میشود، متفاوت از رفتارها و روابط نظامات اقتصادی ديگر خواهد بود، چون مبانی و اهداف نظامات با هم متفاوت است. بنابراين، نهادهايی كه براساس رفتارهای نهادينه شده اقتصادی در جامعه اسلامی ممكن است شكل بگيرد، تفاوتهای اساسی با نهادهای مالی و اقتصادی ساير نظامات اقتصادی خواهد داشت.
كارشناس اقتصاد اسلامی در ادامه افزود: اگر واقعا بخواهيم مكتب اقتصادی اسلام را به معنای آن رفتارها و روابط هدفمند مبتنی بر مبانی بينشی و ارزشی و اصول اساسی راهبردی شكل دهيم، ابتدا بايد مبانی بينشی اسلامی مرتبط به عرصههای اقتصادی را از منابع اسلامی استخراج كنيم. همچنين اهداف مكتب اقتصادی اسلام را مبتنی بر مبانی اسلامی كشف و استخراج كنيم و همچنين بايد راه اجرايی كردن و تحقق اين رفتارها و روابط را پيدا و اجرا كنيم. رفتارها و روابط نهادينه شده اقتصادی در جامعه اسلامی متناسب با ساختار اين جوامع بايد شكل گيرد. اگر اين مراحل اتفاق بيافتد، مكتب اقتصادی اسلام از منابع اسلامی استخراج و اجرا خواهد شد و نظام اقتصادی ما را به اهداف خود خواهد رساند.
وی در تعريف وضعيت فعلی نظام اقتصادی كشور گفت: آن چيزی كه الان در جامعه ما وجود دارد، مبانی و اصول آن، نه از اصول اسلامی كه از نظام سرمايهداری متعارف دنيا استنباط و استخراج شده و ما مكتب اقتصادی اسلام را مبتنی بر مبانی و اهداف خودمان طراحی و تدوين نكرديم. ريشه و بدنه اقتصاد كشور ما، نظام سرمايهداری است. چون ريشه و بدنه ساختار اقتصادی ما از نظام سرمايهداری گرفته شده، هرچقدر كه شاخ و برگها را اصلاح كنيم، اين ساختار اقتصادی اصلاحشدنی نيست. دليل اين همه فساد اقتصادی اين است كه ما در اين عرصه، رفتارها و روابط اقتصادی را مبتنی بر مبانی و اهداف اسلامی كشف نكرديم و مبتی بر آن رفتارها و روابط نهادينه شده، نهادهای اقتصادی را طراحی و تاسيس نكرديم.
حجتالاسلام يوسفی در پاسخ به اين پرسش كه آيا اساساً ما علم اقتصادی اسلامی داريم و اين علم چه مشخصات تحليلی دارد، گفت: ابتدا بايد درك كنيم كه منظور از علم اقتصاد اسلامی چيست؟ اگر منظور نظام اقتصادی اسلام باشد، قطعا ما اين علم را داريم، چراكه علم فقط به معنای تجربی آن مدنظر نيست. بنابر آنچه كه در تعريف نظام اقتصادی گفتيم، نظام مجموعهای از رفتارها و روابط هدفمند است كه مبتنی بر مبانی بينشی و ارزشی است، لذا از اين منظر ما قائل به برخورداری از نظام اقتصادی اسلام در قالب يك علم هستيم.
تفاوت نظام اقتصاد اسلام با سرمايهداری بسيار زياد است، چون مبانی نظام سرمايهداری و ساير نظامات را اگر با مبانی نظام اسلامی مقايسه كنيم، متوجه تفاوتهای بسيار عميقی میشويم. نظام سرمايهداری موجود بر اساس شرك ربوبيت خداوند متعال بنا شده و به ديگر سخن آينها تنها آفريدگاری خداوند متعال را مدنظر قرار دادند و با كنار گذاشتن وحی جنبه پروردگاری خداوند را زير سوال بردند و در طراحی نظام اقتصادی خود صرفا به عقل بشر رجوع كردهاند. از اين رو اقتصاد اسلامی در چارچوب يك نظام منسجم علمی بر پايه توحيد خالقيت و توحيد به ربوبيت خداوند به طور كل متفاوت از اقتصاد سرمايهداری است.
وی در پايان خاطرنشان كرد: اهدافی كه ما از مبانی بينشی و ارزشی استخراج میكنيم، كاملا متفاوت از اقتصاد سرمايهداری خواهد بود و در نتيجه روابط و نهادهايی كه ما برای اقتصاد اسلامی تعريف میكنيم نيز متفاوت از اقتصاد سرمايهداری میباشد. با اين حساب اگر مقصود از علم اقتصاد نظام اقتصادی باشد، بر اساس اين تعريف و تحليل صد در صد ما قائل به اين هستيم كه نظام اقتصادی اسلام وجود دارد. اما بايد توجه داشت كه در مقام عمل ما نيازمند توجه به ارزشهای دينی هستيم تا بتوانيم به صورت اجرايی چنانكه در مباحث سياسی و نظامی مردمسالاری اسلامی را در دستور كار قرار دادهايم، با پرهيز از ارزشهای كاپيتاليسم به مردم سالاری اقتصادی بر پايه اسلام اقدام كنيم.