به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه خوزستان، كتاب «پشت ابرهای خاكستری» (يادنامه سردار علی هاشمی) عصر پنجشنبه، 4 مهرماه در كتابخانه مركزی خوزستان برگزار شد.
محمد صفری، سرپرست شهرداری اهواز، در مراسم رونمايی از اين كتاب با ابراز خرسندی از اين اقدام ارزشمند همرزمان شهيد علی هاشمی، مكتوب شدن آثار، زندگينامه، شجاعتها و رشادتهای اين سردار را برای نسل امروز، الگو و سرمشقی تأثيرگذار دانست.
وی با قدردانی از غلامرضا فروغینيا مؤلف كتاب «پشت ابرهای خاكستری» بيان كرد: مديريت شهری بهعنوان يكی از وظايف خود سعی دارد تا در توسعه فرهنگ ايثار، شجاعت، رشادت و معرفی بهتر سرداران و افتخارات استان خوزستان نقش داشته باشد و اميدوارم كه بتوانيم رهروان شايستهای برای شهيدان باشيم و امروز در عرصه مديريت برای سربلندی و بالندگی نظام مقدس جمهوری اسلامی ايران از راه شهيدان و ايثارگری آنان سرمشق بگيريم.
صفری ادامه داد: اميدوارم با تأسی از روحيه و تعصب شهيدان بتوانيم شهرمان را بسازيم و بهعنوان يك كشور نمونه در منطقه بتوانيم با روش مديريت جهادی و با تأثير از مديريت دوران دفاع مقدس به توفيق و موفقيت دست بيابيم.
در ادامه اين مراسم غلامرضا فروغینيا، مؤلف كتاب «پشت ابرهای خاكستری» گفت: وقتی حادثه میآيد كسی خبر ندارد. غافلگير میشوی. دست و پايت را گم میكنی و حيرتزده همه جا را مینگری. باورت نمیشود. چشمهايت را بر هم میزنی تا دور و برت را دوباره ببينی. شايد اشتباه ديده باشی اما با اولين صداهای غرش درمیيابی كه اتفاقی افتاده است. آب گلويت را به سختی قورت میدهی. رنگ رخسارت به سفيدی میزند. بیاختيار میخواهی فرار كنی. اما به كجا؟ نمیدانی. جهتها همه بیجهت میشوند برای تو. حالا صداها يكی پس از ديگری قدرت تصميمگيری را از تو میگيرند. هر لحظه نزديك و نزديكتر میشود. حتی پرده گوشت را میخاراند. بوی باروت مشامت را نوازش میدهد. بوی غريبی است اما خوشت میآيد. پس از آن دود سياه، به سرعت به پشت بام میروی. پلهها را دو تا يكی طی میكنی. از هر سو دود مثل كوه سياهی چارچوب نگاهت را دربرگرفته است. ترس وجودت را فراگرفته است. دست خودت نيست خود به خود پاهايت میلرزد صدای شيون و نالههای بريده از راه دور به گوش میرسد. توی كوچه میدوی. غلغله همه آدمهايی كه حيرتزده بيرون آمدهاند از هم میپرسند چه شده؟ و صدای مردی از ميان جمعيت میگويد:«عراق حمله كرده!».
فروغینيا توضيح داد: اين مهمترين تصويری است كه زندگی نسل مرا دربرگرفت و تاريخ كشورم را دگرگون كرد. از درون چنين تصويری بود كه اين نسل، جوانيش را به كناری نهاد و بسان نظاميان كار كشته و آّب ديده خود را يافت. مجبور بود بيابد. تا اين گونه جوانی 19 ساله از لين 11 حصيرآباد اهواز لباس فرماندهی بپوشد و در برابر پيران كاركشته بعثی جنگ ناخواسته ما را به سمت و سويی كشاند تا اعتماد به نفس را در كالبد اين سردار باور داشته باشيم كه توانست از يك بخش كوچك در 26 كيلومتری اهواز يك تيپ آماده رزم بسازد؛ چيزی كه در معيارهای معمول نمیگنجيد و نمیگنجد.
اين فعال عرصه رسانه ادامه داد: گاهی آدم حادثه را میسازد و در مواقعی حادثه آدم را دگرگون میكند. در بسياری از موارد هم اين دو تأثير شگرفی بر يكديگر میگذارند. در حقيقت تاريخ يعنی همين و هويت يك ملت نيز با حوادث به اثبات میرسد. عزت و يا سرافكندگی يك ملت هم از همين زاويه قابل داوری است.
مؤلف كتاب «پشت ابرهای خاكستری» تصريح كرد: غرور ملی هم از همين راستا نسلهای بعد را شكل میدهد. يقيناً بلوغ شخصيتی مثل سردار علی هاشمی بدون حادثه جنگ هشت ساله آن هم از نوع غافلگير كننده و تحميل شده نمیتوانست اين گونه او را به بلوغ و خودباوری برساند بهگونهای كه پس از اين همه سال ما اينك در يك جا جمع شدهايم و زير بيرقی كه او برافراشته سر بلند میكنيم و از خاطراتی كه با او داشتهايم به مثابه اسناد زندگیمان میباليم.
اين روزنامهنگار و نويسنده ادامه داد: برخی و شايد بسياری از قهرمانان و اسطورهها را در زمان حياتشان نمیتوان شناخت و شايد اهمال و ندانمكاری تاريخی از سوی ملتها باشد. اساساً مردم دوست دارند اسطوره تمام شده باشد تا بدانند با او چه كنند و با يك داوری تمام عيار او را در ترازوی تاريخ بگذارند. همچنان كه حالا و در ميان جمعمان بسياری را داريم كه جرأت نداريم با يك داوری شجاعانه ميدانی، كوچهای، معبری و حتی خيابانی را به نام آنها ثبت كنيم. آيا منتظريم آنان بميرند تا تكليف تاريخی خود را روشن كنيم؟ چه تلخ و چه خندهآور!
فروغینيا گفت: برخی مورخان اعتقاد دارند كه تاريخ را به دو شيوه به نگارش درمیآورند؛ يك بار بهصورت تراژدی و بار ديگر بهصورت كمدی. به راستی اگر هشت سال جنگ را با بمباران، تير و تفنگ و تراژدی ديديم آيا چشمپوشی از اسطورههايی كه اينك در كوچههای شهرمان در همين اهواز قدم میزنند و هيچ كسی آنان را نمیبيند خندهآور نيست؟
وی با اشاره به سردار شهيد علی هاشمی خاطرنشان كرد: و اما علی هاشمی. او دو تراژدی را سپری كرد؛ تراژدی جنگ و سختیهای هشت ساله آن و تراژدی 22 سال نام نبردن از او. سزايی كه هيچ سرداری به خود نديد. زمانی كه عكسها و يادمان همه سرداران در كوی و برزنها نشان افتخار بود، هاشمی 22 ساله تراژدی ديگری را تجربه میكرد. تراژدی سكوت و تراژدی نشناختن او مهری است كه بر دهانها زده شده بود.
مؤلف كتاب «پشت ابرهای خاكستری» افزود: اما اينك پس از مدتها بغض دوستانش شكسته میشود؛ چراكه ممكن است اين بار از آن سوی پشت بام بيفتيم و افسانهپردازی بار ديگر تراژدی سومی را برای علی هاشمی رقم بزند و لابهلای پرداختهای خيالبافان گم شود. از اين جهت دستيابی به مستندات شايد مهمترين وظيفه دوستداران و همرزمان علی هاشمی باشد. هدفی كه مؤلف كتاب در جستوجوی آن بود تا با اتكا به تصاوير و هويت بخشيدن به آنها و كشف افرادی كه شاهدان اصلی وقايع اطراف سردار بودند به شناختی واقعی و منطقی برای نسلی كه بهدنبال ردی از او میگردند دست يابيم.
اين نويسنده تصريح كرد: «پشت ابرهای خاكستری» روايت مستندی از دغدغههای همرزمان علی هاشمی است. در واقع نگرانی كسانی است كه احساس میكنند شناخت سردار بايد از دريچه واقعيات منجر به آثار فرهنگی شود؛ نه اين كه از قبل چيزی ساخته شود. آن گاه تلاش شود لباسی به نام هاشمی بر تن او بيارايند.
در ادامه سردار احمد غلامپور از همرزمان شهيد علی هاشمی گفت: از مجموعه حوادثی كه از طرف استكبار برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی طراحی شده بود، مسئله جنگ بود و شايد در مجموعه برنامهريزیهای دشمن تنها مسئلهای كه قابل پيشبينی برای آنان نبود اين بود كه در برابر اين توطئه بزرگ، مسئلهای به نام دفاع و مقاومت صورت بگيرد. به يقين میشود گفت كه حماسه مقاومت، اصلیترين عامل در شكست نقش دشمنان در بحث طراحی جنگ بود.
وی خاطرنشان كرد: جنگ ما به لحاظ ماهيتی يك جنگ بینظير بود و فكر میكنم شايد بهترين تعبير و تشبيه را مقام معظم رهبری دارند كه فرمودند: اگر نصف روز حادثه كربلا در طول تاريخ 1400 سال چنين تأثيری نهاده است چرا فكر نكنيم كه جنگ هشت ساله ما میتواند برای سالهای متمادی در داخل جامعه منشأ اثر باشد. پس تشبيه دفاع مقدس با حادثه كربلا نشان میدهد كه دفاع مقدس ما در هشت سال جنگ تحميلی متأثر از فرهنگ عاشورا است. پس چرا دفاع مقدس ما نبايد تبديل به يك الگو شود تا جوانان و آيندگان بتوانند با استفاده از آن، تهديدات را پاسخگو باشند؟ اينكه فكر كنيم جنگ تمام شده است غلط است؛ بلكه جنگ در همه حوزهها و عرصه ها وجود دارد و اين خطا است كه فكر كنيم امروز در صلح و آرامش هستيم.
غلامپور در خصوص كتاب «پشت ابرهای خاكستری» اظهار كرد: اين كتاب كار بزرگی است. اما گاهی وقتها احساس میكنم جنگ و دفاع مقدس مظلوم واقع شده است و در مسئله جنگ و دفاع مقدس موضوع مقاومت مظلومترين بخش دفاع مقدس ما است. ما حق مطلب را در برابر دفاع مقدس ادا نكرديم و هر آن چه انجام میشود قطرهای در برابر اقيانوسی بزرگ است. اما باز هم جای تشكر دارد؛ چراكه هر كسی بتواند قدمی را درمورد احيای فرهنگ دفاع مقدس بردارد كار بزرگی كرده است.
همرزم شهيد علی هاشمی تصريح كرد: فداكاری شهيدان به ما نشان میدهد كه جايگاه اين عزيزان كجا است و چه حقی بر گردن ما دارند. به نظر میرسد حداقل كاری كه ما میتوانيم انجام دهيم اين است كه از آرمانها و اهدافشان دفاع كنيم و همواره در مسيرشان مقاومت كنيم. امروز صحنه جنگ تغيير كرده و ما بايد آن قدر هوشمندی و بصيرت داشته باشيم كه بتوانيم دشمن و صحنه جنگ را تشخيص دهيم و متناسب با آن خودمان را آماده كنيم.
یادآور میشود؛ «پشت ابرهای خاكستری» با حضور معاون دادگستری استان خوزستان، سرپرست شهرداری اهواز، اعضای شورای اسلامی اهواز، فرماندهان سپاه و همرزمان شهيد علی هاشمی رونمايی شد.