حركت در مسير مصالحه و كوشش برای كسب توافقات مبنايی يا حداقلی، مراد از به كارگيری واژه ديپلماسی در زبانهای گوناگون است، چنانچه در تعريف میخوانيم: «ديپلماسی يكی از ابزارهايی است كه برای تحقق جوهره، اهداف و ايستارهای حاكم بر روابط يك دولت با ديگران به كار گرفته میشود ... ، بنابراين ديپلماسی به عنوان يك ابزار و به عنوان يك نهاد از بخشهای اصلی منطق كلی حاكم بر روابط بينالملل است» (ايوانز و نونام، 1381: 203) و در فرهنگ فارسی نيز اين تعريف برای آن ذكر شده است: «فن و عمل رهبری مذاكرات بين ملتها به منظور حصول سازش كه مورد رضايت متقابل همگان باشد و نيز آيين و آداب و مراسم و طرق رهبری اين مذاكرات».
در منابع دينی و پشتوانه اسلامی ما نيز اصل ديپلماسی فروگذار نشده است؛ قرآن مجيد در آيه 61 از سوره مباركه انفال میفرمايد: «وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ: و اگر [دشمنان] به صلح گراييدند تو [نيز] بدان گراى و بر خدا توكل نما كه او شنواى داناست» و جالب است كه اين دستور، دقيقاً پس از آيه شريفه « وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ آخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ ...: و هر چه در توان داريد از نيرو و اسبهاى آماده، بسيج كنيد تا با اين [تداركات] دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] ديگرى را جز ايشان كه شما نمیشناسيدشان و خدا آنان را میشناسد بترسانيد ...» (انفال، 61) آمده است.
امير مؤمنان علی(ع) نيز در نامه به حاكم منصوب خود در مصر كه به «عهدنامه مالك اشتر» معروف شده است، میفرمايد: «لا تدفعن صلحا دعاك إليه عدوك ولله فيه رضا ، فان فی الصلح دعة لجنودك وراحة من همومك وأمنا لبلادك: هرگز پيشنهاد صلح دشمن را كه خشنودی خدا در آن است، رد مكن كه آسايش رزمندگان و آرامش فكری تو وامنيت كشور در صلح تأمين می گردد» (نهج البلاغه، 1386: 417)
مشاهده میشود بر اساس اين تعاريف و مبانی دينی و تخصصی، ديپلماسی، سازش به معنای انفعال و واگذاری ميدان به حريف تعبير نمیشود، ـ البته واژه «سازش» نيز دستخوش تحريف معنا شده و الا در حوزه تخصصی حقوق و روابط بينالملل مترادف با تسليم نيست، بلكه راه تجربه شدهایست برای به حداقل رساندن تعارضات به منظور تأمين هرچه بهتر منافع دينی، ملی، دنيوی و اخروی.
اكنون با در دستور كار قرار گرفتن تاكتيك «نرمش قهرمانانه» و در شرايطی كه دولت جمهوری اسلامی ايران در پی يافتن راه حل برای مشكلات اقتصادی و سياسی كشور از طريق به كارگيری ظرافت های ديپلماتيك است، جا دارد دلسوزان انقلاب از فروكاستن ديپلماسی و ابزار ضروری آن يعنی مذاكره به مفاهيمی چون «تسليم»، «باخت»، «ذلت» و ... خودداری كرده و با پرهيز از قضاوت عجولانه، يقين بدانند نفس گفتوگو و مذاكره هيچ گاه به معنای قبول خواستههای طرف مقابل و عدول از آرمانها نيست، بلكه شروع فرايندی دشوار و طولانی با هدف دستيابی به اهداف مقدس، البته با به كارگيری زبانی منعطف است.
زبان غير منعطف و قهرآميز در برابر دشمن لزوماً تضمينكننده ايستادگی بلندمدت پای آرمانها نخواهد بود همان طور كه مذاكره نيز به معنای كنار گذاشتن مقاومت در برابر سلطه نيست و اين دو هيچ منافاتی با يكديگر نداشته و میتوانند به موازات هم پيش روند، به علاوه آن كه بعضاً سرخوردگیها و تجارب ناموفقی هم كه از تعاملات ديپلماتيك گذشته با دنيا حاصل شده است، نبايد ديپلماسی را به عنوان كم هزينهترين مسير كاهش اختلافات و نيل به مقاصد بزرگ از روی ميز سياست خارجی جمهوری اسلامی ايران بردارد.
همچنين در اين مسير بايد گروهی ديگر از دوستداران انقلاب و كشور را نيز از برداشتهای شتابآلود و ذوقزدگی بازداشت تا با سادهانديشی نسبت به دور يك ميز نشستن دو وزير خارجه و يك گفتوگوی تلفنی 15 دقيقهای ميان رؤسای جمهور، توقع دگرگونی در ماهيت امريكا و در نتيجه رفع موانعی كه پيش پای ملت ايران گذاشته است را نداشته باشند و توجه آنها را به ادامه جمله امام علی(ع) در عهدنامه مالك جلب كرد كه میفرمايد: «ولكن الحذر كل الحذر من عدوك بعد صلحه، فان العدو ربما قارب ليتغفل فخذ بالحزم و اتهم فی ذلك حسن ظن: لكن زنهار! زنهار! از دشمن خود پس از آشتی كردن؛ زيرا گاهی دشمن نزديك می شود تا غافلگير كند، پس دورانديش باش و به دشمن سوءظن داشته باش»
مآخذ:
ايوانز گراهام و نونام جفری، فرهنگ روابط بين الملل، ترجمه حميرا مشيرزاده و حسين شريفی، نشر ميزان، 1381
نهج البلاغه، ترجمه مرحوم محمد دشتی، مؤسسه فرهنگی ـ تحقيقاتی «امير المؤمنين»، 1386