کد خبر: 1308182
تاریخ انتشار : ۰۴ آبان ۱۳۹۲ - ۱۶:۳۲

زندگی‌نامه شهيد عبدالحميد انشايی در حديث عزت و اقتدار

«استوارتر از كوه» نام كتابی است كه به زندگی‌نامه شهيد عبدالحميد انشايی به قلم داود الياسی نگاشته شده است كه در مجموعه حديث عزت و اقتدار قرار دارد و به معرفی شهدای نيروزمينی ارتش می‌پردازد.



به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، «استوارتر از كوه» نام كتابی است كه به زندگی‌نامه شهيد عبدالحميد انشايی به قلم داود الياسی نگاشته و توسط اتنشارات و رسانه سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ايران منتشر شده است.


در حوزه دفاع مقدس 145 جلد كتاب در ارتش جمهوری اسلامی ايران منتشر شده است كه از اين تعداد 18 جلد توسط سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش و بقيه توسط بخش‌های ديگری از نيروی زمينی، هوايی، دريايی و هوانيروز و قرارگاه پدافند ارتش منتشر شده است.


كتاب‌های انتشارات ارتش(آجا) با عنوان‌های گوناگون منتشر می‌شود، كتاب‌های نيروی هوايی با عنوان «حديث پيروزی»، كتاب‌های پدافند با عنوان «حديث پايداری»، كتاب‌های نيروی زمينی با عنوان «حديث ماندگاری» و كتاب‌های نيروی دريايی با عنوان «حديث استواری» منتشر می‌شود.


اين كتاب پنجاه صفحه‌ای در مجموعه حديث عزت و اقتدار قرار دارد كه به معرفی شهدای نيروزمينی ارتش می‌پردازد. كتاب حاضر به گوشه‌ای از زندگی پرفروغ سرباز رشيد اسلام، شهيد عبدالحميد انشايی می‌پردازد. در ابتدای كتاب مختصری از زندگينامه‌ آن شهيد و رشادت‌هايی كه در جبهه‌های نبرد از خود به جای گذارده گنجانده شده است.


اين شهيد والامقام با ايثار و از خودگذشتگی در منطقه شياكوه، زمانی كه دشمن، منطقه‌ای را كه او ديده‌بانی می‌داد به تصرف خود درآورد، در حالی كه خود در آنجا(كوه شياكوه) حضور داشت؛ با ايثارگری تمام مختصات منطقه را به توپخانه نيروهای خودی می‌داد و به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.


در بخشی از اين كتاب می‌خوانيم: «ديگر نمی‌توان ارتفاعات را حفظ كرد، همه رفته‌اند به ديدار محبوب، عبدالحميد نيز منتشر است، منتشر لحظه وصال، ولی هنوز حماسه به پايان نرسيده است. حلقه محاصره دشمن تنگ‌‌‌تر شده است. گرای ستون‌های دشمن در حال ارسال است. دستور رسيده كه برگرد، ولی او می‌ماند. عبدالحميد زخمی شده ولی هنوز جان دارد، سخت است اما برای دفاع اندك نيرويی مانده، بايد استفاده كند، ياد سرور و سالار شهيدان افتاد، زمانی كه زخم بر بدنش همچون ستارگان در آسمان است، ولی مبارزه می‌كند...»


او آخرين كلماتی را كه در بی‌سيم بعد از دادن گرای دشمن داد اين بود كه گفت: «از قول من به امام و مادرم بگوئيد شياكو لرزيد ولی انشايی نلرزيد» فرمانده پشت بی‌سيم صدا زد: انشايی، انشايی، جواب بده! اما ديگر صدايی نيامد...»

captcha