حجتالاسلاموالمسلمين سیّدرضا مودّب، استاد دانشگاه تهران، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) ضمن اعلام خبر انتشار كتاب وی با عنوان «روشهای تفسيری قرآن»، گفت: اين كتاب، نخستين بار در سال 1385 در دانشگاه قم و پس از آن تا سال 1390 بيش از سه بار ويرايش و تجديد چاپ شد و مورد استفاده مراكز علمی و فرهنگی قرار گرفت. در سال 1391 با هماهنگیای كه دانشگاه قم با انتشارات سمت انجام داد، مقرر شد كه اين كتاب در سازمان سمت به چاپ برسد. در سال 1392 كتاب «روشهای تفسيری قرآن» به عنوان اولين چاپ مشترك سازمان سمت و دانشگاه قم، با ويرايش جديد و افزودن مطالبی منتشر شد و اكنون در معرض استفاده دانشجويان و اساتيد قرار گرفتهاست.
وی افزود: در مقدمه كتابی كه سازمان سمت چاپ كرده، اشاره شدهاست كه اين كتاب برای دانشجويان علوم و معارف قرآن در مقطع كارشناسی و همچنين برای رشته تفسير روايی در مقطع كارشناسیارشد بهعنوان منبع درسی تدوين شدهاست. به زعم من اين كتاب علاوه بر مراكز علمی دانشگاهی، در مراكز حوز و مدارس علميه كشور نيز میتواند برای طلاب در بحث روشهای تفسير مورداستفاده قرار بگيرد.
فصول كتاب
اين پژوهشگر علوم قرآنی با اشاره به اينكه كتاب «روشهای تفسيرقرآن» در چاپ جديد دارای شش فصل است، گفت: در فصل اول اين كتاب ضمن ارائه تعريفی راجع به روشهای تفسيری كلياتی درباره مفهوم تفسير، تفاوت تفسير با تأويل، ترجمه و تنويل و تفاوت آن با مبانی و قواعد و گرايشهای تفسير آمده است كه با بيان تاريخچه و روند شكلگيری روشها و گرايشهای تفسيری همراه است.
وی در ادامه تصريح كرد: در فصل دوم كتاب نخستين روش تفسيری يعنی تفسير قرآنبهقرآن ابتدا تعريف و سپس پيشينه و روند آن مورد مطالعه واقع شدهاست. در ادامه با اشاره به مستندات و ادله معتقدان و قائلان به اين روش مانند علامه طباطبايی كه از پيشتازان اين روش است، ادله ناقدان و مخالفان اين روش نيز بررسی و پاسخگويی شدهاست. ضمنا در اين فصل به بيان گونههای تفسير قرآنبهقرآن و همچنين مهمترين آثار تدوين شده در اين روش پرداختهاست.
اين عضو سابق شورای علمی گروه متون و منابع دانشگاه معارف افزود: در فصل سوم به تفسير روايی به عنوان دومين روش اشاره شده و ضمن معرفی آن به پيشينه، مقدار و كميت اين نوع تفسير، نقش اهل بيت(ع) در گسترش آن و همچنين به صحابهای مانند ابن عباس و ابن مسعود به عنوان پيشگامان تفسير و پيشتازی شيعه در تفسير روايی اشاره شده و در ادامه به موضوع نگرشهای افراطی و ضعف و كاستیهايی كه در برخی از اين تفسيرها بوده، پرداخته شدهاست. در نهايت مهمترين آثار تفسير روايی شيعيان و بعد از آن تفسير روايی اهل سنت بر اساس يك سير تاريخی آورده شدهاست.
وی با اشاره به فصل چهارم اين كتاب اظهار كرد: در فصل چهارم، روش تفسير عقلی، جايگاه عقل در تفسير از منظر آيات شريف قرآن، روايات و معتزليان آمدهاست. ضمنا در اين فصل ويژگیهای اين تفسير و ديدگاه موافقان و مخالفان مورد تحليل واقع شده و بخشی هم راجع به تفاسير تابعين به عنوان گسترش دهندگان عقل و اجتهاد در تفسير آورده شدهاست. در فصل پنجم به روش تفسير باطنی، تاريخچه و اهميت آن و همچنين بيان نظريات آيتالله طباطبائی و آيتالله معرفت در اين زمينه پرداخته شده و در نهايت هم مهمترين تفاسير باطنی شيعه و اهل سنت در روش باطنی معرفی شدهاست.
اين مدرس حوزههای علميه آخرين فصل كتاب يعنی فصل ششم را مربوط به بيان گرايشهای تفسيری و تفاوت آن با روشهای تفسيری دانست و اشاره كرد: روشهای تفسيری مربوط به مستند و منابع مورد استفاده مفسر هستند، ولی گرايشها مربوط به علايق و تخصصهای مفسر میشود كه در اين قسمت اهم گرايشهای تفسيری بررسی میشود. در اين بخش به تفاسير كلامی، فلسفی، تربيتی، اجتماعی، لغوی، ادبی، بيانی، فقهی و تفاسير علوم طبيعی به عنوان گرايشهای تفسيری پرداخته شده و چنين تبيين شده كه اگر به عنوان مثال علامه طباطبايی از روش تفسيری عقلی استفاده میكند، گرايش وی بيشتر كلامی، اجتماعی و فلسفی است و در پايان كتاب هم علاوه بر عنوان يازده مورد از مهمترين تفاسير، ضمن ارائه جداولی مهمترين تفاسير شيعه، اهل سنت و تفاسير فارسی بر اساس تاريخ، روش، گرايش و نام نويسنده آورده شدهاست.
ويژگی كتاب
وی درباره نقطه قوت كتاب خود دربرابر كتابهای ديگر گفت: در اين كتاب سعی شده روشهای تفسيری موجود بر اساس دستهبندیهای چهارگانه مرتب شود. ويژگیهای ديگر به اين قرار است كه سعی شده برای هر تفسيری ضمن بيان روش، ويژگیهای ديگر آن نيز بر اساس ترتيب تاريخی و فريقين شيعه و سنی دستهبندی و همچنين از ادبياتی استفاده شود كه قابل قبول برای همه اساتيد و داشجويان و طلاب شيعی و سنی باشد.
منابع كتاب
وی در آخر در مورد منابع كتاب خود گفت: منابع مورد استفاده در اين كتاب، كتب حوزه تفاسير و بيان روش تفسير است و همچنين از مقدمه تفاسير شيعه و اهل سنت مثل مقدمه الميزان، التبيان شيخ طوسی، مجمع البيان مرحوم طبرسی به دليل اهميت آنها در شناسايی روش و گرايش تفسير بسيار استفاده شدهاست. در اين ميان از كتابهای شيعی مثل كتاب برهان آيتالله طباطبايی يا البيان آيتالله خويی و تفسير و مفسران آيتالله معرفت و همچنين از كتب اهلسنت به جهت شناسايی روش آنها مثل كتاب منهج از عدنان و كتب عبدالرزاق موصل و ... استفاده شدهاست. در اين كتاب بيش از 150 عنوان منبع استفاده و در كتابنامه ذكر شده است.