
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از البرز، رسول رسولیپور، عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی در دهمین نشست از سلسله نشستهای «من، دیگری، معنا» با عنوان «تکنیک ذن و تبتّل» که روز گذشته، 26 آذر در دانشگاه خوارزمی برگزار شد، گفت: بررسی شباهتها و تفاوتهای ذنِ بودیسم و تبتّل قرآنی ضرورت دارد؛ چراکه با بررسی این دو، ذخایر دینی خود را بهتر میشناسیم و با غفلتهایی که نسبت به آموختههای دینی وجود دارد و همچنین جذابیتهای تکنیک ذن آشنا میشویم.
وی ضمن قرائت آیات 1 تا 8 سوره مزمل، خاطرنشان کرد: خداوند پیامبر(ص) را در این آیات به عبادت شب هنگام توصیه میکند و میفرماید: مسلماً نماز و عبادت شبانه سخت و با استقامتتر است و تو در روز تلاش مستمر و طولانی دارد و نام پروردگار خود را یاد کن و تنها به او بپرداز.
رسولیپور معنای تبتّل در آیه 8 سوره مزمل را انقطاع دانست و افزود: با توجه به اینکه عبادت شبانه و تأمل کردن سخت و دارای امتیازاتی است، میتوان خدا را در روز نیز که فرصت زیاد است، یاد کرد و در لحظاتی منقطع شد و خود را بهسوی خدواند معطوف نمود.
وی در ادامه گفت: مکتب ذِن از آموزههای بودا سرچشمه میگیرد و از هند به چین و سپس به ژاپن منتقل شد و ذِن بهمعنای تأمل، درنگ و مراقبه است و تکنیکی است که به ما میآموزد چگونه خود را در شرایط خاص از محیط کثرت و پردردسراطراف منقطع کنیم و با این تکنیک میتوان زمانی از این کثرت و شلوغی رها شد و در طول روز نیز این لحظه را چندین بار تکرار کرد.
وی با بیان اینکه تنها چیزی که در ذِن رخ میدهد فرصتی برای انقطاع از محیط طبیعی و شلوغیهاست ، تصریح کرد: همانطور که ما در زندگی روزمره در روزمرگی گم شدهایم، بهویژه افرادی که کار میکنند در ساعات کاری خود گم هستند بهطوریکه کار زنده و حاضر است وخودشان سایه هستند؛ این تکنیکها کمک میکنند تا در مراحل اول دقایقی را در طول کار خود را منقطع کنیم چراکه ما خودمان در حال زندگی کردن هستیم و کار برای زیستن و فربه شدن وجود «من»است ودر مراحل بالاتر همزمان با اینکه کار میکنید و راه میروید، ذن میکنید و در همان زمان است که متوجه میشوید که این تو هستی که کار انجام میدهی و اینها سایه و تبع هستند و اصل نیستند.
وی افزود: متأسفانه افرادی که تجربه عبادات دینی را ندارند، مکتب ذِن را ترجیح میدهن در حالیکه در دین اسلام نیز شیوههایی به ما تعلیم داده شده است تا از این طریق به آن انقطاع برسیم و خودمان را پیدا کنیم.
این استاد فلسفه دانشگاه خوارزمی گفت: در دین اسلام نماز آن لحظه نشست و انقطاع برای انسان است که برای مدتی از محیط کثرت و پردردسر وارد محیط معنوی و الهی شود چراکه این نیاز طبیعی انسان است که در سطح روز ساعاتی را منقطع شود و بر روی خویشتنِ گم شده خود متمرکز شود.
رسولیپور با تأکید بر اینکه اگر اهل شب زندهداری نیستیم به روز ایمان بیاوریم، تصریح کرد: همان طورکه خداوند در قرآن میفرماید که شب زندهداری سخت است، روز را پاس بداریم و اهل صبح باشیم و اگر از شب شروع نکردیم، حداقل حیات را با صبح آغاز کنیم.
وی با اشاره به اینکه خداوند انسان را به انقطاع در حیات روزانه و پرتلاش دعوت کرده است واین به ما تکلیف نشده است، بیان کرد: تکلیف در یک نگاه به میزان وسعت وجودی و توان فیزیکی از سوی خداوند به انسانها اعطا میشود و در نگاهِ دیگر طبق آیه «لاَ یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا» (بقره ، آیه286) خداوند نفسی را تکلیف نمیکند مگراینکه به این نفس وسعت بدهد، در واقع از طریق نماز و انقطاع، وسعت وجودی پیدا میکنیم و انرژی زیستن در ما تجدید میشود چراکه شما به انقطاع روزانه نیاز دارید که لحظاتی را در روز برای خودتان باشید.
وی با قرائت آیه «لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکِنَّ الْبِرَّ»(سوره بقره،آیه177)، گفت: ما با مفاهیم بزرگ شده و زیر سیطره مفاهیم له گشتهایم و حقیقت هستیِ وجودمان را به خاطر مفاهیم از دست دادهایم در حالیکه بر اساس قرآن، نیکی آن نیست که روی خود را به جانب مشرق و مغرب کنید؛ بلکه نیکی کسی است و فرد وجودی است.
رسولیپور ادامه داد: بهشت، جهنم و عشق یک سری مفاهیمی هستند که از ما نیستند و قرآن به ما میگوید: نیکی تو هستی و دین با شخص شما کار دارد و با مفاهیم سر و کار ندارد، دین نیامده یک سری مفاهیم را به ما تعلیم دهد و به تعبیر آلفرد نوث وایتهد، کل تاریخ فلسفه، پاورقی دیدگاه افلاطون است،آموزش کافی است؛ افلاطون و ارسطو برای کل تاریخ بشریت کافی است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: در تکنیک ذِن به افراد آموزش داده میشود که چگونه خود را پیدا کنند و در عبادات هم همین فرصتها داده شده است به طوریکه در طول سال، یک ماه به نام رمضان منقطع شویم و ضمن اینکه قرآن انسان را به شب زنده داری نیز توصیه میکند و در عین حال به سخت بودن آن نیز اشاره دارد و به انقطاع و تبتّل در طول روز نیز تأکید میکند.
این پژوهشگر تصریح کرد: زندگیِ مسلمان، زندگی مرگ اندیش است؛ چراکه در مرگ و جدایی، خودمان را پیدا میکنیم و در واقع، انقطاع در جهت تجدید حیات، خود یافتن و آگاهی است و لحظات زندگی ما با آن، بامعنا و ارزشمند میشود.
رسولیپور افزود: به تعبیر اگزیستانسیالیسمها، وحشتناکترین لحظهزندگی انسان، لحظه تصمیم است؛ چراکه در آن لحظه، تنها میشوی و خودت برای خودت هستی، یک بار در زندگی تصمیم بگیرید که وجدانتان چگونه در این زندگی راضی است و از زندگی لذت میبرد و روزها را با کارمان شروع نکنیم؛ بلکه روزها را با خودمان شروع کنیم و به خودمان ختم کنیم.
وی افزود: امرِ اصیل و حقیقی، خود ما هستیم و مابقی وهم، انتزاعیات و عناوینی است که برای همدیگر ساختهایم و باید قبل از پرداختن به این انتزاعیات و عناوین، به خودمان نیز فکر کنیم و لحظاتی را زندگی کنیم.
رسولیپور اظهار کرد: امام موسی صدر در کتاب خود با عنوان «ادیان در خدمت انسان» که توسط بنیاد شهید در تهران چاپ شده است، به این نکته اشاره دارد که دین در خدمت من است نه من در خدمت دین.
وی گفت: اگر کسی به خودش ایمان بیاورد، به خدا ایمان آورده است و ایمان به خویشتن، ایمان به رسول الله(ص) است، مگر میشود کسی که به خودش کافر است و خودش را گم کرده، خدا را پیدا کند؟ اگر میخواهی عاشق باشی باید وجودت از حقه و کینه و نفرت خالی شود؛ با کینه و نفرت، خودت نیستی و باید خودت عشق و محبت باشی و سینهات آکنده از عشق و محبت باشد.
رسولیپور یادآور شد: خدا و پیغمبر(ص) در مورد ما صحبت میکنند و به ما میپردازند؛ اما ما نقد و تعبیر و تفسیر کردهایم و به قول صفار حائری، فاجعه این است که قرآن که چراغ هدایت به سوی خداست، مانعی برای رسیدن به خدا شده است.
وی افزود: ما باید زمانی را هم به خودمان هم فکر کنیم چراکه پیامبران خدا آمدند به ما تعلیم دهند و ما را رها کنند؛ اما ما خودمان را با عناوینی چون شیعه شدن و مسلمان شدن و ایرانی بودن، قفل و زنجیر کردهایم و هر چه مفاهیم گفته میشود تا ما را خلاص کنند، نه تنها رها نمیشویم بلکه سنگینتر نیز میشویم.
رسولی پور خاطر نشان کرد: ادیان آمدهاند قفلی را در زندگی ما باز کنند؛ اما با این دینورزی، بیشتر گرفتار میشویم و به همین خاطر، برخی، از ذنِ بودیسم به دلیل آزادی که در آن کسب میکنند استقبال میکنند.
رسولی پور ادامه داد: نماز و روزه برای آزادی است و وسعت وجودی من را توسعه میدهد نه اینکه تکلیف، زحمتآور باشد و ما چقدر افتخار میکنیم که مکلّفیم! درحالیکه باید معانیِ درست را بفهمیم وبه ما تکلیف شده است که وسعت پیدا کنیم نه اینکه منقبض شویم ولی مؤمنین منقبض شدهاند؛ چرا که تعریف و نگاهشان به دین غلط است و تا دیروز فکر میکردند آنها در خدمت دین هستند ولی امام موسی صدر این جسارت را به ما میدهد که بگوییم ادیان در خدمت انسان هستند.
وی تصریح کرد: آیا میتوان تصور کرد دین به من خدمت میکند؟ یا اینکه از کودکی به شما تکلیف شده است که در خدمت دین باشید، وقف حرم و خانه خدا شوید؟ آیا دین وقف شما شده است و اینها موقوفاتی است که شما باید بهره ببرید؟ ولی متأسفانه ما متوقف و موقوف شدهایم.
رسولیپور در پایان گفت: زیباییها نه تنها در دین ما و در ادیان الهی، بلکه در همه گفتههای ناب وجود دارد ولی ما اینها را تکلیف و بار برای خودمان حساب میکنیم؛ در حالیکه این اسباب آمده تا ما به آگاهی و نجات برسیم.