
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، نخستین روز از کنفرانس بینالمللی فلسفه دین معاصر که امروز دوشنبه، 23 دیماه در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد با شش پنل تخصصی همراه بود که در دومین پنلی که در سالن ادب این پژوهشگاه تشکیل شد چهار سخنران به ارائه مقالات خود پرداختند.
بنا بر این گزارش، یکی از ارائهدهندگان مقاله در این پنل، حامد طونی، پژوهشگر حوزه فلسفه علم و دین بود که با مقاله خود با عنوان «مغالطه و تعارض درونی در صراط های مستقیم» به نقد ادله قرآنی کتاب «صراطهای مستقیم» اثر عبدالکریم سروش پرداخت.
طونی با اشاره شکلگیری دانش منطق به منظور جلوگیری از انحراف ذهن لغزشپذیر آدمی، عنوان کرد: در این مقاله در پی آن بودهایم که به بررسی کتاب «صراطهای مستقیم» بپردازیم و مغالطات آن را کشف و آشکار کنیم.
وی با اشاره به وجود 10 برهان در این کتاب برای اثبات پلورالیسم دینی، بیان کرد: کتاب «صراطهای مستقیم» در احصاء این براهین، دچار مغالطات و تعارضات درونی شده است. در واقع در هر کدام از این براهین مغالطاتی پیدا و پنهان وجود دارد و گاه مبنای برخی از این براهین با مبنای دیگر براهین در تعارض و گاه در تناقض با برخی دیگر از مواضع نویسنده کتاب است.
طونی در ادامه به تبیین برخی از این براهین و نقدهای وارد بر کدام پرداخت.
در ادامه این پنل اکبر قربانی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد به ارائه مقاله خود با عنوان «سنخشناسی اهل ظاهر و اهل باطن در نظریه وحدت متعالی ادیان» پرداخت.
قربانی عنوان کرد: تمایز ظاهر و باطن دین در نظریه وحدت متعالی ادیان، هم با نگرش مابعدالطبیعی به مراتب هستی و تمایز مطلق و نسبی پیوند دارد و هم با تمایز معرفتشناختی شریعت و طریقت و نیز تمایز سنخشناختی اهل ظاهر و اهل باطن گره خورده است.
وی با اشاره به موضع شوان، از متفکران سنتگرا، بیان کرد: شوان با تأکید بر منشأ الهی دین و با تمایز نهادن میان ظاهر و باطن دین یا شریعت و طریقت و با بهرهمندی از مفاهیم و کلیدهای راهگشایی همچون مطلق و نسبی، در بینش و نگرشی مابعدالطبیعی، تنوع ادیان را ناشی از گوناگونی وحیها، متناسب با ظرفیتها و قابلیتهای بشری میداند.
قربانی ادامه داد: همچنین از نظر شوان، کثرت صور قدسی، مانع وحدت حقیقی ادیان در بالاترین مراتب وجود نیست و هر چند بیشتر انسانها نمیتوانند این وحدت برین را فهم کنند، اما اهل باطن با شهود عقلانی و تحققپذیری معنوی ناشی از تمییز مابعدالطبیعی و تمرکز بر حقایق عقلانی و معنوی، به وحدت درونی و متعالی ادیان نائل میشوند.
حسین محمودی دیگر سخنران این پنل بود که به بررسی تطبیقی حکمت تولتکی با عرفان اسلامی پرداخت و با اشاره به نظر برخی از متفکران مبنی بر امکان یافتن بیشترین اشتراک و یگانگی در میان ادیان در عرفان به عنوان درونی ترین لایه ادیان، عنوان کرد: برخی به همین جهت سعی کردهاند تا وجوه مشترک میان تجربهها یا آموزههای ناب عرفانی را به نحوی پدیدارشناسانه استخراج و بیان کنند.
وی با اشاره به تلاشهای والتر ترنس استیس، ویلیام جیمز و جان هیک در همین راستا، بیان کرد: توجه این متفکران در این مباحث بیشتر متمرکز بر احوال بیان شده سالک در کشف و شهودها و تجربههای عرفانی است و سپس به آموزههای عرفانی نیز اشاره میکنند. اما همه مکاتبی که صبغه عرفانی دارند، علاوه بر کشف و شهود یا همان تجربههای عرفانی، و آموزهها، که به شکل اعتقادی درآمده همان تجربههاست، شامل حکمت یا دستورالعمل سلوک نیز هستند که دربردارنده آموزهها و احکام اخلاقی است.
محمودی با بیان این که سخن گفتن از اخلاق در وادی سلوک، سطحی برتر و عمیقتر از احکام اخلاقی عمومی است، اظهار کرد: اخلاقی که یک سالک موظف به رعایت آن است چیزی بیش از اخلاق در سطح عادی زندگی است. برخی از متفکران فلسفه اخلاق چندین سطح را برای اخلاق در نظر میگیرند؛ اخلاق حرمت، اخلاق شفقت، اخلاق محبت و اخلاق نور.
وی به فراخور بحث خود به اخلاق حرمت و اخلاق شفقت اشاره کرد و گفت: اخلاق حرمت که همان اخلاق در حوزه عمومی است و بیشتر مشتمل بر احکام سلبی است و از شرور اخلاقی نفی میکند. اخلاق شفقت نیز مشتمل بر احکام ایجابی است و ویژه سالکان طریق است. سالکان موظف به انجام تکالیف اخلاقی بیشتری هستند که انجام آنها در سطح عمومی الزامی در بر ندارد. به عبارت دیگر انسانی که قصد طی طریق به مقاماتی در عرفان دارد موظف به انجام تکالیفی بیشتر از تکالیف متداول اخلاقی است.
محمودی مکاتب و ادیان مختلف را در این دو سطح قابل مقایسه تطبیقی دانست و بیان کرد: برای نمونه در سطح عمومی اخلاق، معمولاً از جهانشمولی قاعده طلایی اخلاق یاد میشود. در سطح اخلاق شفقت نیزمی توان شباهتهایی میان مکاتب مختلف عرفانی پیدا کرد.
وی در ادامه به مقایسه اصول کلی حاکم بر حکمت تولتک و عرفان اسلامی پرداخت.
در ادامه این پنل هاشم قربانی، به ارائه مقالهای با عنوان «الگوهای توصیفی و تبیینی دانشمندان مسلمان در کثرتگرایی در اثبات وجود خداوند» پرداخت و گفت: گرایش به پذیرش تکثر دلایل اثبات خدا، به عنوان پدیدهای فلسفی ـ کلامی در آثار فیلسوفان و متکلمان با رویکرد عقلی، که با توصیفات متعدد گزارش شده، از مواضع تکثرگرایی اندیشمندان اسلامی است.
قربانی افزود: نقادی مواضع رقیب در حیطه خداشناسی و وزانش تصورات و اعتقادات یکدیگر از خداوند، در عین پذیرش تکثر دلایل اثبات خدا و ترسیم نحوه این تکثر با لگوهای خاص، جهتمندی آنها به سوی تبیین تکثر را فراهم میکند. ازاین رو اندیشمندان با رویکرد عقلی، نه تنها به مقام چگونگی توصیف این تکثر پرداختهاند بلکه عملاً از بازگفت علت این تکثر مقام تبیین غافل نبودهاند.
وی در ادامه به الگوشناسی تبیینهای آنها پرداخت و بیان کرد: این الگوها در مقامهای متنوعی قابل شناسایی و صورتبندی است و سنخشناسی تبیین از دلایل اثبات خدا، میتواند به عنوان بخشی از برنامه کلان الگوشناسی تبیین در فلسفه دین نزد دانشمندان مسلمان مورد التفات واقع شود.