کد خبر: 1414690
تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۴۲

فیلم دینی «زمستان آخر» بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی اربیل عراق شناخته شد

گروه هنر: فیلم دینی «زمستان آخر» به کارگردانی «سالم صلواتی» به عنوان بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی اربیل اقلیم کردستان عراق شناخته شد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از کردستان، فیلم دینی «زمستان آخر» به کارگردانی سالم صلواتی، فیلم‌ساز جوان سنندجی از تولیدات سیمای استانی شبکه کرد در چندین جشنواره داخلی و خارجی جوایز ارزنده‌ای کسب کرده است، به عنوان بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی اربیل اقلیم کردستان عراق شناخته شد.
فیلم «زمستان آخر» علاوه بر کسب عنوان بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی اربیل اقلیم کردستان عراق در خردادماه جاری در دومین جشنواره بین‌المللی فیلم «دهوک» نیز که از 9 تا 16 اکتبر در عراق برگزار شد، موفق به کسب افتخار شد در این جشنواره جایزه بهترین کارگردانى فیلم بلند به سالم صلواتى براى فیلم زمستان آخر و یکی از جوایز بهترین بازیگر زن به آسیه مرادى زر بخاطر بازى در فیلم بلند «زمستان آخر» اهدا شد.
همچنین جایزه ویژه هیئت داوران پنجمین جشنواره بین‎المللی فیلم بغداد به فیلم سینمایی «زمستان آخر» رسید. در این بخش، هیأت داوران جایزه ویژه خود را به‌طور مشترک به فیلم‌های سینمایی «زمستان آخر» به کارگردانی سالم صلواتی از ایران و «DEATH TRIANGLE» از کردستان عراق اهدا کرد. این جشنواره در روزهای 6 تا 10 اکتبر 2013 در شهر بغداد برگزار شد.
فیلم سینمایی «زمستان آخر» در آخرین حضور بین‌المللی‌اش به چهل و چهارمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم «گوآ» هندو نیز راه یافته است. این جشنواره از 28 مهرماه سال‌جاری تا هشتم آبان‌ماه سال‌جاری (20 تا 30 نوامبر) در شهر دهلی هند برگزار می‌شود.
«زمستان آخر» همچنین به بخش مسابقه دهمین جشنواره «زردآلوی طلایی» ارمنستان راه‌یافته بود، توانست جایزه بهترین فیلم بخش «فیپرشی» را دریافت کند. این جشنواره نیز 16 تا 23 تیرماه 1392 در ارمنستان برگزار شد.
«زمستان آخر» پیش از این، به جشنواره‌های کارلووی واری، شانگ‌های چین، پتالومای آمریکا و دهوک کردستان عراق راه یافته بود. فیلم داستانی زمستان آخر به مدت 90 دقیقه در روستاهای پوشیده از برف اطرف سد گاوشان سنندج تصویربرداری شده است.
یادآور می‌شود، این فیلم روایتگر چشم انتظاری باجی و کدخدا در روستای متروکی است که از 10 سال پیش ریبوار پسرشان را ندیده‌اند و چون در مسیر روستا سدسازی انجام می‌دهند روستا خالی از سکنه شده است و به جز خانواده کدخدا تنها خانواده‌ای دیگر در روستا مانده‌اند و بقیه اهالی به روستای دیگری کوچ کرده‌اند. قبل از ناپدیدشدن پسرشان، باجی و کدخدا در روستای همسایه، دختری را برای پسرشان نامزد کرده‌اند، پدر ژاله که دخترش برای پسر کدخدا نامزد شده است از کدخدا می‌خواهد به ازدواج دخترش با یکی از پسران روستا رضایت دهد اما کدخدا ناراحت می‌شود. داماد تازه در نهایت او را راضی به این وصلت می‌کند کدخدا به هنگام برگشت به روستای خودش می‌بیند که برف همه جا را پوشانیده است و روز بعد به روستای خودش می‌رود . باجی به استقبال کدخدا می‌آید و با هیجان از برگشت ریبوار پسرش حرف می‌زند، کدخدا متعجب وارد خانه می‌شود و رختخواب خالی را می‌بیند که پارچه گلدوزی شده روی آن قرار دارد، در حالیکه بر آن آخرین نقش باجی که تصویر سربازی‌ است دیده می‌شود. در نهایت جای پاهایی دیده می‌شود که از درب خانه آن‌ها به داخل آب سد رفته است.

captcha