
حجتالاسلام والمسلمین موسوی نسب، دبیر همایش بینالمللی خطر جریانهای تکفیری در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، با بیان اینکه جامعه اسلامی، یکی از مهمترین جوامع بشری از نظر طیفی و مکتبی است که در میان پرجمعیتترین مکاتب جهان قرار دارد، گفت: این جمعیت در مناطق و کشورهایی پراکنده شدهاند که بیشترین ذخایر نیروی انسانی، مادی و طبیعی را در خود جای داده است و به جرئت میتوان گفت که حاصلخیزترین مزارع، منابع نفتی، گاز، انرژی، معادن و... در کشورهای اسلامی وجود دارد.
وی یادآور شد: وجود این منابع در این کشورها بیانگر نعمت بزرگی است که خداوند در اختیار کشورهای اسلامی قرار داد تا بر اساس آن بتوانند نیرومند شده و با عزت به زندگی در این دنیا ادامه دهند و با همگرایی عظیم خود با این همه منابع بتوانند در مقابل دشمنان قد علم کنند.
دبیر همایش خطر جریانهای تکفیری افزود: اگر کسی امروز به کشورهای اسلامی و تفرقه و تنشی که بین این کشورهاست نگاهی بیاندازد به روشنی در مییابد که یا آنها نمیتوانند این همه نیروی مادی و انسانی را با هم تجمیع کنند و یا اینکه کسی که توانسته است اینگونه این کشورها را اینگونه در مقابل هم قرار دهد و از اکثر آنها بازی بگیرد، حریف بسیار نیرومند و باهوشی است.
موسوینسب بیان کرد: با نگاهی درست به وقایعی که در سدههای اخیر در کشورهای اسلامی روی داده است دو عامل فقر علمی و فرهنگی جامعه که منتج به استبداد داخلی شده و عوامل خارجی از مهمترین دلایل این رویکرد بوده است؛ نکته تأسفبار این است که این کشورها به جای اینکه با این عوامل قدرت، در جریان تصمیمسازی جهانی نقش داشته باشند بیشتر گوش به فرمان قدرتهای دیگر هستند.
وی گفت: آنها برای اینکه بتوانند فرمانبردار خوبی برای استکبارگران باشند حتی با کشورهایی که نمیخواهند این وضعیت را نیز تحمل کنند مشکل دارند و با آنها مبارزه میکنند؛ وقتی که جمهوری اسلامی ایران با ایده اسلام ناب روی کار آمد، تفکر آن زمان این بود که کشورهای اسلامی از این ایده دفاع میکنند ولی دقیقاً در مقابل آن قرارگرفتند.
شیعههراسی با نقشه کشورهای غربی کلید خورد
موسوینسب یادآور شد: یکی از این حربهها حربه شیعههراسی بود که با نقشه کشورهای غربی کلید خورد و کشورهای اسلامی نیز بازی خوردند و به همین جهت به جای یاری چنین حکومت مردمی و اسلامی قدرتمندی به تقابل با آن پرداختند؛ زیرا آنها در نظم آمریکایی جانمایی شده بودند و ایرانی که قرار بود این نظم را به نظم اسلامی مبدل کند، در تعارض با منافع آنها بود.
وی گفت: واقعاً جای تاسف دارد که کسی پنجاه یا صد سال دیگر بخواهد تاریخ این دوران را ورق بزند و ببیند که چگونه کشورهای اسلامی در مقابل حکومتی که روح جدیدی در کالبد بیجان جهان اسلام در این عصر دمید، برخورد کردند؛ ایران اسلامی و رهبر بزرگ این انقلاب همیشه فریاد احیای جهان اسلام را سردادند و تمرکز آنها نیز روی این همه نیرو و نعمتی بود که خداوند به ما مسلمانان اعطا کرده است.
این کارشناس سیاسی حوزه اظهار کرد: امام راحل همیشه بر لزوم استفاده کشورهای اسلامی از منابع عظیم خود با کلید وحدت کلمه بهمنظور رسیدن اسلام و کشورهای اسلامی به بالاترین درجات علمی و قدرت صنعتی و استراتژیک جهان تأکید داشتند که اگر دیگر کشورها میتوانستند با ما همراه شوند امروز معادلات جهانی را همین کشورهای اسلایم تعریف میکردند.
وی گفت: مشکل بزرگ بسیاری از این کشورها این بود که حاکمان آنها جایگاه مردمی نداشتند و برای بقا نیازمند حمایت آمریکا و یا شوروری بودند به همین دلیل مجبور بودند تمام فرهنگ خود را کنار گذاشته و با فرهنگ غالب سیاسی جهانی همراه شوند؛ از دیگر سوی برخی کشورهای اسلامی نیز کاملاً سکولاریزه شده بودند و نمیتوانستند نظم اسلامی را بپذیرند.
موسوینسب یادآور شد: تمام مشکلات از آنجایی که این کشورها و اساساً مسلمانان قرآن را فقط برای لقلقه زبان خود میخوانند و به ما هم تهمت دوری از قرآن سر میدهند شروع میشود؛ سؤال این است که چرا فقط مراجع شیعه باید این همه فریاد برآرند که بر اساس نص آیات الهی وقتی چنین ظرفیت عظیمی در کشورهای اسلامی است باید این نظم طاغوتی را بشکنند و مسلمانان را از یوغ استکبار خارج کنند.
وی گفت: قواعدی مثل نفی سبیل، کمک به مظلومان و عدم سیطره کافران بر مسلمانان همگی از آیات الهی استخراج شده است ولی در این میان تنها ایران اسلامی است که به این قواعد عمل کرده است و دیگر کشورها آن را فراموش کردند.