
مجتبی محمدیان، پژوهشگر علوم دینی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از سمنان، با بیان اینکه پیشوای دوم جهان تشیع که نخستین میوه پیوند فرخنده علی(ع) با دختر گرامی پیامبر اسلام(ص) بود در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود، اظهار کرد: حسنبن علی(ع) دوران جد بزرگوارش را چند سال بیشتر درک نکرد زیرا او تقریباً هفت سال بیش نداشت که پیامبر اسلام(ص) بدرود زندگی گفت.
وی ادامه داد: امام مجتبی(ع) در جنگ جمل، در رکاب پدر خود امیرمؤمنان(ع) در خط مقدم جبهه میجنگید و از یاران دلاور و شجاع علی(ع) سبقت میگرفت و بر قلب سپاه دشمن حملات سختی میکرد و آمادگی او برای جانبازی در راه حق به قدری بود که امیرمؤمنان(ع) در جنگ صفین از یاران خود خواست که او و برادرش حسینبن علی(ع) را از ادامه جنگ با دشمن باز دارند تا نسل پیامبر(ص) با شهادت این دو بزرگوار از بین نرود.
عدم نرمش امام حسن مجتبی(ع) در دفاع از حریم اسلام
محمدیان با اشاره به اینکه امام حسن مجتبی(ع) هرگز در بیان حق و دفاع از حریم اسلام نرمش نشان نمیداد و علناً از اعمال ضداسلامی معاویه انتقاد میکرد و سوابق زشت و ننگین معاویه و دودمان بنیامیه را بیپروا فاش میکرد، متذکر شد: مناظرات و احتجاجهای مهیج و کوبنده حضرت مجتبی(ع) با معاویه و مزدوران و طرفداران او نظیر عمر و عاص، عتبهبن ابیسفیان، ولیدبن عقبه، مغیرهبن شعبه، و مروان حکم، شاهد این معنا است.
مدیر عامل بنیاد نشر قرآن و عترت استان سمنان افزود: حضرت مجتبی(ع) حتی پس از انعقاد پیمان صلح که قدرت معاویه افزایش یافت و موقعیتش بیش از پیش تثبیت شد، بعد از ورود معاویه به کوفه، بر فراز منبر نشست و انگیزههای صلح خود و امتیازات خاندان علی را بیان کرد و آن گاه در حضور هر دو گروه با اشاره به نقاط ضعف معاویه با شدت و صراحت از روش او انتقاد کرد.
به گفته وی پس از شهادت امیرمؤمنان(ع) و صلح امام حسن(ع) خوارج تمام قوای خود را بر ضد معاویه بسیج کردند که در کوفه به معاویه خبر رسید که «حوثره اسدی»، یکی از سران خوارج، بر ضد او قیام کرده و سپاهی دور خود گرد آورده است و معاویه، برای تثبیت موقعیت خود و برای آنکه وانمود کند که امام مجتبی(ع) مطیع و پیرو اوست، به آن حضرت که راه مدینه را در پیش گرفته بود، پیام فرستاد که شورش حوثره را سرکوب سازد و سپس به سفر خود ادامه دهد. امام(ع) به پیام او پاسخ داد که من برای حفظ جان مسلمانان دست از سر تو برداشتم(از جنگ با تو خودداری کردم) و این معنا موجب نمیشود که از جانب تو با دیگران بجنگم که اگر قرار به جنگ باشد، پیش از هر کس باید با تو بجنگم، زیرا مبارزه با تو از جنگ با خوارج لازمتر است که در این جملات روح سلحشوری و حماسه موج میزند، بهویژه این تعبیر که با کمال عظمت، معاویه را تحقیر کرده میفرماید: دست از سر تو برداشتم(فَاِنِّی تَرَکْتُکَ لِصَلاحِ الأُمَّه).
این پژوهشگر علوم دینی بذل و بخشش در راه خدا، را مهمترین ویژگی اخلاقی آن امام بزرگوار دانست و گفت: زمانیکه اسماعیلبن یسار همراه عبداللهبن انس برای گرفتن پول به شام، نزد معاویه رفته و چیزی بهدست نمیآورند اسماعیل در شعری خطاب به دوستش ابن انس میگوید: لعمرک ما الی حسن رحلنا و لا زرنا حسیناً یابن انس به جان تو سوگند ای فرزند انس که ما بهسوی حسن(ع) نرفته و به زیارت حسین(ع) نشتافته بودیم. مقصود او چنین بود که در زیارت این دو برادراست که زائر با دست پر بازمیگردد.
عزت برای خدا، پیامبرش و مؤمنان است
محمدیان اظهار کرد: به امام حسن(ع) گفتند: فیک عظمه، شما عظمت خاصی دارید. امام فرمود: لا بل عزّهٌ، قال الله تعالی فللّه العزّه و لرسوله و للمؤمنین، این عظمت نیست بلکه عزت است، خداوند فرموده است: عزت برای خدا، پیامبرش و مؤمنان است که در این راستا امام در مدت هشت سالی که پس از صلح در مدینه بودند، مرتب با شیعیان کوفه که برای حج به حجاز میآمدند دیدار داشتند و طبیعی هست که آنها حضرت را بهعنوان امام خود پذیرفته و در کار دینداری خود از آن حضرت بهره میبردند.
این مدرس دانشگاه با اشاره به اینکه امام حسن(ع) پس از درگذشت پیامبر(ص) تقریباً ۳۰ سال در کنار پدرش امیر مؤمنان(ع) حضور داشت یادآور شد: پس از شهادت علی(ع)(در سال ۴۰ هجری) بهمدت ۱۰ سال امامت امت را بهعهده داشت و در سال ۵۰ هجری با توطئه معاویه بر اثر مسمومیت در سن ۴۸ سالگی به درجه شهادت رسید و در قبرستان «بقیع» در مدینه مدفون گشت.