
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، پیش از آنکه بشر در باتلاق مادیگرایی گرفتار شود، طبیعت در نگاه او همواره محترم و آسمانی بود. انسان به عالم طبیعت به عنوان صحنه جمال و جلال الهی نظر میکرد و تجاوز به طبیعت، در حکم طغیان و سرکشی در برابر خداوند بود.
این فرهنگ، در آموزههای الهی ریشه داشت. در آیه 18 سوره حج درباره خداخواهی طبیعت اینگونه آمده است:« أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَکَثِیرٌ مِّنَ النَّاسِ وَکَثِیرٌ حَقَّ عَلَیْهِ الْعَذَابُ وَمَن یُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّکْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یَشَاء؛ مگر ندانستهای که هرکه در آسمانها و هرکه در زمین است، و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردمان برای خداوند سجده میکنند و هر که را خدا خوار و ذلیل گرداند دیگر کسی او را عزیز و گرامی نتواند کرد که البته خدا هر چه مشیّت کاملهاش تعلق گیرد خواهد کرد».
اما از زمانی که انسان شرافت و قداست طبیعت را به فراموشی سپرد بیشتر برای رسیدن به خواستههای لجام گسیختهاش، هرگونه تجاوز به طبیعت را مجاز شمرد، بهگونهای که اکنون به طبیعت یک دید اقتصادی دارد و هر آنچه برای او ارزش مادی نداشته باشد، محکوم به نابودی است. به راستی که طبیعت مقدس و طبیعت مدرن کنونی انسانها با هم متفاوت است وکجاست آن طبیعت مقدس و این طبیعت مدرن؟
در این میان اگر اندکی به آموزههای قرآن توجه کنیم و موجودات طبیعت را تسبیحگوی خداوند بدانیم، آیا مجالی برای بیحرمتی به ساحت مقدس طبیعت باقی خواهد ماند؟ آیا میتوان حرمت چنین مکانی که قدرت معبود را هر روز به انسان نشان میدهد را زیرپا گذاشت و به آن بیحرمتی کرد؟
طبیعت آموزگار بشر است
از آغاز آفرینش انسان، طبیعت، نخستین و مهربانترین همدم او بوده است و در حقیقت طبیعت چون دوستی مهربان، مؤثرین عامل در اخلاق و سرشت مردم سراسر دنیاست. مردمان نواحی پرمحصول، گشاده دستی و سخاوت را از مدرسه طبیعت میآموزند و تلاش و سخت کوشی نیز درس طبیعت در مناطق کویری است. همانقدر که فرزندان نواحی گرم سیر، بردبارند، مردم سرزمینهای سرسبز، پراحساسند.
نکته دیگر آنکه بزرگان بسیاری از ادیان، طبیعت را آموزگار بشر میدانند و بر این عقیدهاند که آدمی نه تنها میتواند از طبیعت درسهایی بیشمار بگیرد، بلکه میتواند اصول اخلاقی، فکری و معنوی بسیاری از آن بیاموزد، همانطور که خداوند متعال در آیه 42 سوره روم میفرماید: قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ بگو که در زمین سیر کنید و ببینید که خدا چگونه خلق را ایجاد کرده (تا از مشاهده اسرار خلقت نخست بر شما به خوبی روشن شود که) سپس خدا نشأه آخرت را ایجاد خواهد کرد، همانا خدا بر هر چیز تواناست.
مهمترین آموزههای طبیعت، درسهای خداشناسی و خداباوری است
برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش، دفتری است معرفت کردگار... نشانههای موجود در طبیعت، آشکارا هر صاحب خردی را به سوی پروردگار رهنمون میسازد.
قرآن کریم نیز در موارد گوناگون، همین آثار طبیعی را برای بیغرضان، درس کامل توحید میداند: «در آفرینش آسمانها و زمین، آمد و شد شب و روز ... و در آبی که خدا از آسمان فرو فرستاد و زمین را پس از مردنش بدان زنده کرد و از هر جنبندهای در روی زمین بپراکند و نیز وزش بادها و ابرهای مهار شده در میان آسمان و زمین، در این همه، بر مردمی که خرد میورزند، نشانههایی دیده میشود» و به راستی اگر هر یک از ما در پدیدههای طبیعت که امروزه برای ما اموراتی تکراری شده است بیندیشیم به بسیاری از پاسخهای درون ذهنمان دست مییابیم.
متن طبیعت آن قدر پرمحتواست که حتی بسیاری از دلیلهای عقلی اثبات وجود خدا، در جهان طبیعت ریشه دارد. در حقیقت، اصل عظمت هستی و معجزه خداوند، آفرینش طبیعت است. البته ما در این جهان صنعتی، آن قدر به پدیدههای طبیعی عادت کردهایم که فقط کشفهای صنعتی خود را شگفت میپنداریم. از اینرو، به این دلیل که طبیعت، همواره بدون هیچ چشم داشتی در خدمتمان بوده است، هیچگاه بزرگی و شگفتی آن را درک نکردهایم.
تجربههای فراوانی از قیامت در دل طبیعت، جایی برای شک کردن در روز معاد باقی نمیگذارد
آشکارترین درس طبیعت، نمایش تابلو کوچکی از رستاخیز الهی است. تجربههای فراوانی از قیامت در دل طبیعت، جایی برای شک کردن در روز معاد باقی نمیگذارد. طبیعت مرده فصل زمستان که گویی بویی از حیات نبرده، با نسیمی بهاری، چنان با طراوت میشود که گویا هیچ زمستانی به خود ندیده است. خداوند در آیه 9 سوره فاطر میفرماید:« وَاللَّهُ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیَاحَ فَتُثِیرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَّیِّتٍ فَأَحْیَیْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا کَذَلِکَ النُّشُورُ؛ و خداست آن که بادها را بفرستد که ابرها را بر میانگیزد و آن ابر را ما به شهر و دیار مرده برانیم و به بارانش زمین را پس از مرگ (خزان) زنده گردانیم. حشر و نشر مردگان هم (به قیامت) همینگونه است».
دگرگونیهای طبیعت، افزون بر اینکه معاد را برای بشر قابل درک میکند، پندها و اندرزهای فراوانی را به انسان میآموزد که یکی از این آموزهها دل نبستن به دنیای فانی است.
با دیدن دگرگونیهای طبیعت به این نتیجه میرسیم که دنیا جایی برای درنگ کردن و دلبستن نیست و در حقیقت فصلهای سال بیانگر زندگی انسان است که روزی بهار و روزی خزان، روزه زنده و شاید روز دیگر مرگ در انتظارمان باشد و نباید به خوشیهای بهار دل بست و از زردی خزان غافل.
یکی از نیازهای انسان و طبیعت، اخلاق و فرهنگ رفتار با محیط زیست است
رساترین پیام روز طبیعت اخلاق و فرهنگ رفتار با محیط زیست است که یکی از نیازهای انسان و طبیعت امروز، به شمار میرود. متأسفانه بشر همیشه بهدنبال فاجعهای است تا از خواب غفلت بیدار شود. طبیعت، فقط گلهای زیبای بهاری نیست. طبیعت تنها به چشمههای پر تلاطم کوهساران نمیگویند. خشکترین کویری که هرگز باران ندیده، یکی از جلوههای بینظیر طبیعت است. عظمت و شکوه بیابانهای پر از خار، کمتر از لطافت سبزهزارها نیست.
معرفی طبیعت، نهی از فساد در طبیعت، کیفیت شکلگیری و آفرینش طبیعت، انسان و طبیعت، طبیعت و ادامه حیات، درس آموزی از طبیعت، چگونگی تعامل با طبیعت و دهها موضوع دیگر، همگی نشان دهنده اهمیت طبیعت در زندگی انسان از دیدگاه قرآن است.
به طبیعت و زیباییهای آن باید بهگونهای دیگر نگاه کرد و نباید به سادگی از کنار آن گذشت چراکه روزی باید پاسخ این غفلتهایمان را بدهیم......