کد خبر: 1448701
تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۰

احترام به تمامی مشاغل به فرهنگ عمومی تبدیل شود/ ضرورت فرهنگ‌سازی از سنین پایه

گروه اجتماعی: یکی از آسیب‌های جامعه امروز نگاه تحقیرآمیز به برخی مشاغل است، به‌طوری‌که حتی کودکان نیز در مدارس از بیان شغل پدر خود خجالت می‌کشند که این فرهنگ نادرست باید اصلاح شود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، کافی است دانش‌آموز باشی و شغل پدرت نظافت کوچه‌ها و خیابان‌های شهر باشد، آن وقت اگر با جمع دوستانت در حیاط مدرسه نشسته باشید و از شما بپرسند «شغل پدرت چیست؟» جواب دادن به این سؤال به‌ ظاهر ساده، از پاسخ به هر سؤال پیچیده ریاضی و فیزیک و شیمی هم سخت‌تر می‌شود، گرچه خجالت کشیدن از معرفی شغل والدین‌ خیلی هم به سن و سال ربط ندارد، اما این مشکل برای کودکان و نوجوانان که در سنین حساس‌تری هستند،‌ مشکلات و تبعات بیشتری ایجاد می‌کند.

تعداد این بچه‌ها کم نیست، معلوم است صدها هزار کودک و نوجوان دانش‌آموز در مدرسه‌های ایران درس می‌خوانند که پدر و مادرشان نه دکتر هستند و نه مهندس. شاید پدر هر کدام از این بچه‌ها در گوشه‌ای از ایران پهناور، آبدارچی یک شرکت خدماتی باشد یا در کارگاه آجرپزی کار کند یا این که در کارگاه‌های ساختمانی عرق بریزد و ماسه‌ها را بار بزند.

طبیعی است همه این شغل‌ها که نام بردیم، شریف و محترم هستند و جامعه به همه این مشاغل سخت و پرزحمت نیاز دارد؛ اما وقتی دانش‌آموز از گفتن شغل والدینش خجالت می‌کشد، در آن صورت است که باید به فکر فرو برویم و از خود بپرسیم این ناهنجاری اجتماعی‌ چگونه از دل جامعه ما متولد شده است و از همه مهم‌تر این که باید برای مبارزه با این فرهنگ غلط، چه کارهایی انجام دهیم.

تبعات تحقیر مشاغل در جامعه

کودک و نوجوانی که تقریباً نیمی از ساعات روز را در مدرسه و در جمع هم‌سن و سال‌هایش می‌گذراند، ‌برایش مهم است که در جمع دوستان مدرسه‌ای‌اش تحقیر نشود یا حداقل او را به خاطر شغل پدر و مادرش‌ دست نیاندازند.

طبیعی است آرامش روانی دانش‌آموزان تأثیر مستقیمی بر نتایج درسی کودکان می‌گذارد و در واقع دانش‌آموزی که از آرامش فکری بیشتری برخوردار است و شادتر زندگی می‌کند،‌ توانش برای درس خواندن از دانش‌آموز افسرده و گوشه‌گیر ‌به مراتب بالاتر خواهد بود.

لزوم تغییر نگاه‌ها به مشاغل

اما تصور کنید وقتی دانش‌آموزی به‌ خاطر شغل والدینش مورد تمسخر قرار بگیرد یا حتی مجبور شود با همکلاسی‌هایش گلاویز شود و دعوا کند، نتایج درسی‌اش هم درخشان نخواهد بود، در حقیقت، یکی از بزرگ‌ترین آفت‌های این فرهنگ غلط، افت روحی و تحصیلی دانش‌آموزانی است که از بازگو کردن حرفه پدر و مادرشان اجتناب می‌کنند.

خطر بعدی که این فرهنگ نادرست به بار می‌آورد، ادامه همین نوع نگاه به مشاغل در دوران بزرگسالی است؛ یعنی کودکی که برایش شغل‌ها سیاه و سفید تعریف شده است نمی‌تواند در آینده به مشاغل با دید بی‌طرف و خاکستری نگاه کند و البته بعید نیست این چرخه دوباره تکرار شود و همین نگاه نادرست به مشاغل مختلف، نسل به نسل به فرزندانمان منتقل شود.

نباید از یاد ببریم اگر جامعه به سمتی پیش برود که برای یک‌سری شغل‌ها، اهمیت بالا و در نتیجه حقوق و دستمزد بالا قائل شود و برای گروهی دیگر، منزلت و حقوقی پایین‌تر؛ در نتیجه نه‌ تنها عدالت شغلی در جامعه کم‌رنگ می‌شود، بلکه حتی احتمال دارد دیگر هیچ کس حاضر نشود خیلی از شغل‌ها را انتخاب کند.

فرض کنید در حالی که جامعه به شدت به وجود یک شغل یدی نیاز داشته باشد، اما به‌ دلیل نوع نگاه‌های منفی به آن پیشه، یک‌سری شغل‌ها روی زمین بماند و مشکلی به مشکلات شهر اضافه شود.

همه می‌دانیم هر کودکی که به دنیا می‌آید، مثل یک لوح سفید، معصوم و بی‌گناه است، البته هم معصوم و هم آموزش‌پذیر، یعنی مثلاً یک کودک هفت ساله در صورتی که از بزرگ‌ترها و جامعه تقلید نکند، تفاوتی بین شأن و منزلت دو شغل متفاوت قائل نیست، اما اگر ما بزرگ‌ترها به کودک این آموزش‌های غلط را منتقل کردیم که شغل خوب و شغل بد وجود دارد؛ در آن صورت طبیعی است که کودک نیز پیروی همین نوع نگاه ما به مشاغل می‌شود.

در واقع باید برای اصلاح این فرهنگ نادرست مثل همیشه از خودمان شروع کنیم، یعنی اولاً باید واقعا و بی‌تعارف در ذهن خودمان اصطلاحات نادرستی مثل شغل باکلاس و شغل بی‌کلاس را حذف کنیم و وقتی خودمان این موضوع انسانی را با دید باز و با روشن‌بینی پذیرفتیم، آن‌گاه انتقال این فرهنگ شایسته به فرزندانمان نیز بسیار راحت‌تر خواهد بود.

فرهنگ‌سازی در سنین پایه

باید در همین سنین پایه به کودک بیاموزیم جامعه به همه شغل‌ها نیاز دارد، در واقع باید با همان زبان ساده و کودکانه به فرزندانمان یاد دهیم هر شغلی در جامعه، مشکلی از مشکلات ما را حل می‌کند و در نتیجه هیچ شغلی بهتر یا بدتر از شغل دیگر نیست.

برای این کار می‌توانیم با آوردن مثال‌هایی با زبان کودکانه، نونهالان را از اهمیت مشاغل مختلف آگاه کرد، مثلاً با گفتن این جملات که «اگر مریض شویم باید به دکتر برویم و اگر کفش‌هایمان خراب شد باید به کفاشی برویم، پس هم دکتر و هم کفاش به ما کمک می‌کنند تا راحت‌تر زندگی کنیم» به کودک یاد می‌دهیم هم دکتر و هم کفاش به ما کمک می‌کنند تا راحت‌تر زندگی کنیم و با این‌گونه مثال‌ها می‌توانیم کودک را طوری آموزش دهیم که نه‌ تنها هیچ شغلی را مسخره نکند، بلکه به همه مشاغل احترام بگذارد و به نوعی قدردان زحمات همه کارگران، باشد.

ضرورت تبیین ارزش‌های شغلی برای کسانی‌که به‌واسطه شغل پدر فخر می‌فروشند

همان‌طور که باید با آموزش و فرهنگسازی،‌ شرایطی را در مدارس و محله‌ها به‌وجود آوریم که در آن هیچ کودک و نوجوانی از شغل والدینش خجالت‌زده و شرمنده نشود، باید نسبت به کودکانی هم که با اسم و عنوان شغل پدر و مادرشان به دیگر هم سن و سال‌هایشان فخر می‌فروشند، حساس باشیم.

اگر کودکی در مدرسه به شغل پدر یا مادرش به اصطلاح پز می‌دهد، ‌ریشه این رفتار را هم باز باید در نوع آموزش و تربیت کودک در سنین پایه جستجو کرد، اتفاقاً توقع جامعه از شهروندی که در محل کارش یک پزشک متخصص و در چارچوب خانواده یک پدر یا مادر دلسوز است، ‌این است که این گروه از والدین،‌ احترام به همه مشاغل را خیلی راحت‌تر و علمی‌تر به فرزندانشان بیاموزند.

هر حرفه‌ای که به جامعه خدمت‌رسانی کند قابل احترام است

ذکر دوباره این نکته نیز در اینجا ضروری است که کودک از بدو تولد، همچون لوح سفیدی است که آموزش‌پذیر بوده و وظیفه این‌گونه والدین این است که در صورتی که احساس کردند فرزندشان به شغل پدر و مادرش فخر می‌فروشد، او را به زبان ساده‌تری نسبت به ارزش‌های شغلی آگاه سازند و به او بیاموزند (و اگر آموخته‌اند دوباره یادآوری کنند) که شغل آبرومند و شغل غیرآبرومند در جامعه وجود ندارد و هر حرفه و پیشه‌ای که به مردم خدمت‌رسانی کند، قابل احترام و ارزشمند است.

البته بدیهی است در صورتی که والدین نسبت به این‌گونه رفتارهای کودکانشان بی‌توجه باشند و به این‌گونه فخرفروشی‌های فرزندانشان اهمیت ندهند، ‌احتمال دارد رفته‌رفته چنین کودکی از جمع همسالان خود طرد شود و در چنین شرایطی، ‌اصلاح این وضعیت برای خود کودک و والدینش دشوار خواهد بود.

وظیفه رسانه‌ها و نهادهای فرهنگ‌ساز

علاوه بر خانواده که اصلی‌ترین و مهم‌ترین نهاد برای تربیت فرزندان محسوب می‌شود،‌ عوامل و گروه‌های دیگری نیز باید دست به دست هم دهند تا فرهنگ احترام به تمام مشاغل را در جامعه نهادینه کنند، مثلاً رسانه‌ها در این خصوص بار سنگینی به دوش می‌کشند، رسانه‌های تصویری و نوشتاری باید ضمن معرفی مشاغل مختلف، مخاطبان را نسبت به جایگاه و اهمیت هر شغلی آگاه کنند.

خیلی از مشاغل وجود دارد که هنوز هم بچه‌های ما حتی اسمش را نشنیده‌اند و خیلی از شغل‌ها هم در جامعه وجود دارد که فرزندان ما نمی‌دانند دقیقاً وظیفه آنها چیست یا چه باری از دوش جامعه برمی‌دارد.

رسانه‌ها وظیفه حرفه‌ای و رسالت آگاهی‌بخشی‌شان این است که اولاً به آحاد جامعه درخصوص مشاغلی که کمتر از آنها نام برده می‌شود یا به اشتباه، کم‌اهمیت شمرده می‌شوند توضیح دهند و ثانیاً با نمایش افراد موفق در همه مشاغل مختلف و نشان دادن دستاوردهای آنها، تحسین مردم نسبت به آن دسته مشاغل را برانگیزند و جو مثبت و انسانی پدید بیاورند که ناخودآگاه پاسداشت تمام مشاغل به یک فرهنگ عمومی و پدیده‌ای فراگیر تبدیل شود.

کورانی‌فر، معاون منابع انسانی  استانداری لرستان در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا افزود: در دین مقدس اسلام افرادی‌که برای تأمین معیشت مردم و آسایش خانواده خود به‌دنبال روزی حلال می‌روند همچون مجاهدان در راه خدا هستند؛ لذا ارزش والای کار کردن بر کسی پوشیده نیست.

وی نگاه محقرانه به برخی مشاغل را مذموم و نکوهیده دانست و افزود: متأسفانه امروزه برخی افراد ترجیح می‌دهند بیکار و سربار جامعه باشند ولی به شغل‌های سطح پایین روی‌ نیاورند که این دیدگاه اشتباه است و باید فرهنگ‌سازی لازم در رابطه با پاسداشت تمام مشاغل صورت بگیرد.

کورانی‌فر با اشاره به اینکه رفتار و عملکرد انسان تحت تأثیر نگرش او شکل می‌گیرد، گفت: رسانه‌ها و اصحاب قلم از گسترش دیدگاه تحقیرآمیز نسبت به مشاغل جلوگیری کنند، چرا باید برخی از افراد از گفتن شغل خود خجالت بکشند و عزت‌مندی خود را نادیده بگیرند؟

captcha