
حجتالاسلام والمسلمین رضا سعادتنیا، نویسنده و محقق قرآنی حوزه علمیه در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، گفت: یکی از مهمترین مباحث قرآنی که در چند سوره قرآن نیز به آن اشاره شده است، بحث تقابل انسان با شیطان است.
وی با بیان اینکه جریان خلقت آفرینش و سجده نکردن ابلیس و هبوط و رجم در سورههای بقره، اعراف، حجر و ص بیان شده است، تصریح کرد: خداوند همه انسانها را از خطر ابلیس که دشمنی آشکار و سرسخت است، از هر طرف به انسان میتازد و دارای جنود است و از راست و چپ و پیش و رو به انسان میتازد، آگاه ساخته است.
این محقق قرآنی گفت: یکی از سؤالات و شبهاتی که در خصوص شیطان بیان میشود، بحث پیرامون جن و یا فرشته بودن شیطان است؛ تفاوت این دو در آیه 34 سوره بقره بیان شده است؛ «وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ؛ و چون فرشتگان را فرمودیم براى آدم سجده کنید پس بجز ابلیس که سر باز زد و کبر ورزید و از کافران شد [همه] به سجده درافتادند».
سعادتنیا اظهار کرد: پیش از اینکه بحث جن و ملک بودن ابلیس را بررسی کنیم باید در ماهیت خاص بیان داستان حضرت آدم(ع) دقت داشته باشیم که اگر به آن پاسخ رسیدیم به پاسخ این مسئله نیز خواهیم رسید.
وی گفت: اول باید نگاه کنیم که این قضیه و داستان حضرت آدم(ع) داستانی است که ریشه در اتفاقات عینی و خارجی و بیرونی داشته و یا نه از نوع تمثیل است؟ در این قضیه یک عده دیدگاه تمثیل دارند که این دیدگاه در تفاسیر قدیمی و جدید نیز وجود دارد که نگاه آنها بیشتر تمثیلی و نمادین است.
سعادتنیا ابراز کرد: از میان تفاسیر قدیمی که مؤید مسئله تمثیلی بودن داستان آدم و ابلیس هستند میتوان به تفسیر طبری اشاره کرد که آن را تمثیلی از حال یهود میداند؛ در تفاسیر نزدیک به زمان ما نیز میتوان به تفسیر رشیدرضا اشاره کرد.
وی گفت: چیزی که مهم است این است که دو نگاه تمثیلی به داستانهای قرآنی داریم؛ یک تمثیلی که در غرب مطرح است و بعدها نواندیشان مصری مثل احمد محمد خلفالله که الفن القصصیه را نوشته است و ادعا کرده خیلی از داستانهای قرآنی نگاه تمثیلی و نمادین دارد و او و همفکرانش قائل به واقعیت حتمی آن نیستند.
این پژوهشگر قرآنی افزود: نگاه تمثیلی معروف شیعه در این زمینه، نگاه علامه طباطبایی است که ایشان این داستان را تمثیلی میداند ولی تمثیلی که علامه مطرح میکند با آن تمثیلی که آنها میگویند زمین تا آسمان متفاوت است.
وی گفت: روشنفکران مصری و افرادی که قائل به نگاه اول هستند بیشتر نگاهی ادبی به این عرصه دارند؛ یعنی میگویند که قرآن با روش تمثیل مباحث خود را به بشر عرضه کرده است و به همین خاطر از صنعت تمثیل استفاده کرده است؛ ولی اشکال بزرگ در اینجا آن است که وقتی چنین حرفی را بپذیریم باید قبول کنیم که تمثیل و داستان، اولین ماهیتش، خیال است و ناآگاهانه پذیرفتهایم که این مباحث اصلاً وجود خارجی ندارند.
دیدگاه علامه درباره تمثیل داستانهای قرآن
وی افزود: علامه بیان میکرد که تمثیلی از یک حقیقت و واقعیت یعنی یک حقیقت معقول و عرشی سرچشمه میگیرد که تا نازل نشود و در این قالب نیاید مثل شیطان و... برای ما قابل فهم نیست؛ در اینجا تمثیلی به کار رفته است که همه عناصرش واقعی هستند.
این مدرس حوزه اظهار کرد: در اینجا واقعیت آن است که در نظام عالم تکوین، آدم و شیطان وجود دارند ولی ما زمانی میتوانیم این را بفهمیم که در عالم تمثیل آن را درک کنیم؛ انسان هم مثل قرآن نازل شده است و این نزول در هر عالم به یک شکل وجود دارد.
وی گفت: اولین عالم یعنی عالمی که ما آن را درک میکنیم و در آن هستیم، عالم ناسوت است بعد ملکوت، بعد جبروت و بعد لاهوت است که اصل قرآن در عالم جبروت وجود دارد که به شکل و کلمه و جلد و اینها نیست ولی وقتی در عالم ناسوت عرضه میشود به این شکل است؛ یعنی حقیقت قرآن چیزی است و آنچه در این عالم در معرض دید ماست ماهیت نازل شده قرآن برای فهم بشر است.
این مدرس حوزه عنوان کرد: به این ترتیب باید گفت که شیطان در عوالم بالا یک معنا دارد و در عالم ناسوت معنای دیگر، انسان خلاصهای از عالم کبیر است؛ هرچه در عالم کبیر وجود دارد در وجود ما هم هست چون انسان و همه پدیدهها و مخلوقات خدا مظهری از اسمای الهی هستند، شیطان هم مظهر المضل است که همه اسمای صفات در آن هست الا کسانی که در عالم وجود داشتهاند.
دیدگاه آیتاللهالعظمی جوادی آملی درباره تمثیل
وی افزود: آیتاللهالعظمی جوادی آملی بحث تمثیل را در سجده ابلیس به حضرت آدم(ع) پذیرفته و بیان میکنند که ما در جریان سجده و فرمان الهی باید یا از دید تکوینی آن را بیان کنیم یا تشریعی که در هر دو نیز محذوراتی دارد.
این محقق قرآنی بیان کرد: ایشان میفرماید که اگر بگوییم تکوینی بود باید این مطلب را نیز بگوییم که این حوزه، تخلفبردار نیست یعنی کسی نمیتواند در مقابل اراده تکوینی خدا مخالفتی داشته باشد و اگر بخواهیم بگوییم تشریعی بوده است تشریع نیز در رابطه با ملائک راه ندارد؛ پس از این جا باید قوت نظریه تمثیل بیشتر است.
سعادتنیا یادآور شد: تضاد عامل حرکت است، تضاد تازیانه حرکت است، اگر تاریکی نباشد نور معنی ندارد و اگر زشتی نباشد، زیبایی هویدا نمیشود، فلاسفه به این مطلب میگویند انداموارگی که مثل پازلی است که یکدیگر را تکمیل میکند؛ در اینجا سخن علامه نیز در همین راستا بیان شده است.
وی گفت: علامه بیان میکند که هستی چون زنجیرهای است که حلقههای آن به هم پیوسته است که حلقه اول به آخری بسته شده است، فرض نبود یک جز یعنی نبود کل؛ یعنی اگر بخواهیم از عالم و هستی شیطان را حذف کنیم باید خیلی از پدیدههای هستی را نیز حذف کنیم؛ یعنی وجود بهشت و جهنم و ظلمت و دین و غیر دین و استکبار و ایمان و... مفهوم عملی ندارد.
این محقق قرآنی افزود: یکی از بحثهای تفسیری در این حوزه آن است که شیطان چگونه مسیر بدی در پیش گرفت و با چه جسارتی در برابر خدا نافرمانی کرد؛ این مفسران بیان میکنند که اگر او سجده میکرد مهندسی عالم به هم میریخت، اگر هبوطی در کار نبود تشریع و ارسال رسل و مدنیتی نیز در کار نبود.
این مدرس حوزوی اظهار کرد: شیطان در عالم ما یک جوهر ظلمانی است و بزرگانی چون ملاصدرا آن را به قوه واهمه تعبیر کرده است، برخی شیطان را استعداد شرم میدانند و برخی آن را امر عدمی دانستهاند.
وی گفت: در عالم وجود و هستی، چیزی به نام شیطان و ابلیس داریم ولی تصویر آن مشکل است ولی چیزی که مهم است آن است که ابلیس در عالم وجود ما همان نفس اماره است و بدانیم که یک شیطان درونی داریم که به حکم آیات قرآن که دشمنترین دشمنان است و باید آن را کنترل کرد.