
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، معمولاً «فرار» در ذهن ما نشانه ضعف و ناتوانی است و البته غالباً نیز همینطور است. فرار از قبول مسئولیت، از انجام مسئولیتهای شخصی و اجتماعی، پذیرش حرف حق، فرار از میدان جنگ و بسیاری دیگر از فرارها نشانه ناتوانی و کمبود قدرت، آگاهی و مسئولیتپذیری است.
اگر دقت کنیم علت ناپسند بودن همه فرارها این است که انسان با این کار گوهر ارزشمندی را از دست میدهد، مثلاً کسی از پذیرش مسئولیت طفره میرود گوهر «تعهد و اعتماد به نفس» را از دست میدهد و آنکه از پذیرش حرف حق فرار میکند گوهر «حقپذیری و جوانمردی» را از دست میدهد.
در این میان فراری هست که بهواسطه آن نه تنها چیز ارزشمندی را از دست نمیدهیم بکه گوهر بسیار گرانقیمتی را نیز بهدست میآوریم و آن «فرار از گناه» است.
شیطانهای جنی و انسی همواره دامهایی را بر سر راه ما میگسترانند و تلاش میکنند ما را منحرف و اغوا کنند و آرام آرام به پرتگاه گناه و نافرمانی خدای مهربان سوق داده و در یک لحظه غفلت ما را به داخل پرتگاه سقوط دهند پس هرگاه احساس کردیم یک محفل، جشن، پارتی، شغل، تفریح، معامله و یا یک دوستی در حقیقت دامی از دامهای شیطان است و ما توان حفظ خود را از آلودگی به گناه نداریم باید به قول قدیمیها دو پا داریم، دوپا هم قرض کرده وبا تمام توان از محیط گناه فرار کنیم؛ این فرار مبارک دستاوردهای خوبی مانند پاکی، موفقیت در نبرد با شیطان و بالاخره جلب رضایت خداوند را برای انسان به ارمغان میآورد.
قرآن کریم در سوره مبارکه یوسف اشاره میکند که چگونه یوسف پاک از آلودهترین و خطرناکترین دامهای شیطان گریخت و اجازه نداد با سهلانگاری و شک و تردید اتفاقی بیفتد که شیطان کامروا گردد.
هنگامیکه یوسف با مقاومت سرسختانه همسر عزیز مصر مواجه شد و نتوانست با موعظه و نصیحت او را از سرمستی هوسرانی به خود آورد و احساس کرد اگر بیش از این در آن لغزشگاه بماند خطرناک است و باید خود را از آن محل دور سازد لذا در آیه 25 سوره یوسف میفرماید: «وَاسُتَبَقَا الْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِیصَهُ مِن دُبُرٍ وَأَلْفَیَا سَیِّدَهَا لَدَى الْبَابِ قَالَتْ مَا جَزَاء مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِکَ سُوَءًا إِلاَّ أَن یُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِیمٌ: و آن دو به سوى در بر یکدیگر سبقت گرفتند و [آن زن] پیراهن او را از پشت بدرید و در آستانه در آقاى آن زن را یافتند آن گفت کیفر کسى که قصد بد به خانواده تو کرده چیست جز اینکه زندانى یا [دچار] عذابى دردناک شود».
به این ترتیب یوسف(ع) با عملش به خدای مهربان اعلام کرد که دوست دارد پاک باشد و خداوند هم او را یاری کرد و نه تنها او را از گناه نجات داد بلکه او را به عزت و عظمتی بینظیر رساند ، لذا جایی که باید فرار را بر قرار ترجیح داد، زمینه گناه است.