
شهرنشینی در قرنهای اخیر رشد فزایندهای به خود گرفته است و توانسته چهره جهان را نیز دستخوش تغییر قرار دهد، به گونهای که افراد یکجانشینی را اصل زندگی دانستهاند. کوچنشینانی که دست از کوچ کشیدند و روستایی شدند. همانان روستایی بودن را تاب نیاوردند و روانه شهر شدند.
شهر نیز گسترش یافت و لقب پرآوازه «کلانشهر» را به خود گرفت. آرام آرام شهرها بزرگ شدند و این بزرگی مصداق کهولت سنی شد که گریزی از آن نبود. شهرها با آدمهایش پیر شدند، اما زایشی در شهر ایجاد نشد و برخی شهرها همان گونه ماندند. گرچه دستی به سر و رویشان کشیدیم اما چهره پیر و چروکیده شهرها همچنان برابر دیدگانمان بود.
فضای شهری اهواز چروکیده است
یکی از شهرهایی که میتوان «پیر شدن» فضای شهری را در آن دید شهرستان اهواز است؛ شهری با بیش از یک میلیون و 200 هزار نفر جمعیت. جمعیتی که حاشیهنشینان بسیاری را در خود جای داده است.
صنعت و مهاجرت؛ علت و معلول زاییده قرن21
اهواز مرکز استان خوزستان یکی از کلانشهرهای ایران است و یکی از پرجمعیتترین شهرهای کشور. وجود کارخانجات بزرگ صنعتی، تأسیسات اداری و صنعتی، شرکتهای نفتی، حفاری، نیشکر و ...، اهواز را به یکی از مهمترین مراکز صنعتی ایران تبدیل کرده است و همین امر سبب شده مهاجران بسیاری روی به این شهر آورند.
بایستگی هماهنگی پیشرفت صنعت و شهرنشینی
توسعه یافتگی در عصر حاضر هدفی غایی برای همه کشورهای دنیا است که البته یکی از مصادیق آن بالابردن سطح تولید و خدمات بومی است؛ استان خوزستان با بهرهمندی از تولیداتی در زمینه صنایع غذایی، صنایع فلزی، صنایع شیمیایی، خدمات فنی و مهندسی، برق و الکترونیک و ادوات کشاورزی ثروتی عظیم را در خود جای داده و این صنعت همواره مایه قدرت اقتصادی کشور بوده است. قدرت اقتصادی در زمانه ما قدرتی بیرقیب محسوب میشود که حق وتو، استفاده از سلاح شیمیایی، حق حمله و دیگر حقهای خوب و بد را ایجاد میکند. صنعت، خوب، مفید، مایه قدرت، امنیت، ثبات و ... است اما همین صنعت باعث شد اهواز چهرهای خشن و سخت به خود گیرد و البته تلاش مسئولان باید در مسیری واقع شود که همگام با صنعتی شدن، جنبههای دیگر شهرنشینی برای مردم این استان فراهم شود.
با توجه به صنعتی شدن شهر اهواز و اینکه استرسهای روزانه در این کلانشهر به مانند کلانشهرهای دیگر رو به فزونی است، باید تهمیدات لازم و گستردهای در این میان برای کنترل این معضل صورت گیرد.
زینتهای قرآنی شهر؛ زداینده روح مردگی و افسردگی در بندگان
اما متأسفانه با نگاهی به در و دیوار شهر شاهد هستیم که این مهم محقق نشده و برخلاف برنامهریزیهایی که در این میان صورت گرفته است، هنوز این شهر فرهنگی، قرآنی، دینی نشده است.
شهری که قرآنیان بسیاری را در خود جای داده و هر کدام از این افراد، خود میتواند شهری باشد برای آباد شدن. آبادانی از جنس نور، خدا، اخلاص و پاکی. آبادی که این روزها بهدنبال آن هستیم و چه ملتمسانه خواهان آنیم. به دنبال آن هستیم تا دمی بیاساییم. آسودنی که هر روز و پس از پشت سر گذاشتن استرسهای روزانه به آن روی میآوریم.
خوزستان بزرگانی را از گذشته وام دارد که نمیتوان چشم بر آنچه هست، پوشید. نکته مهمی که در این میان باید مورد توجه قرار گیرد، اینکه تاکنون چه میزان برای آبادی شهر از نقش بزرگان دینی، قرآنی و مذهبی استفاده شده است. آیات قرآنی چه میزان بر در و دیوار شهر نمود دارند؟
انتظار مردمان این استان در راهاندازی مترو، زیرگذر، اتوبان، آسفالت خیابانها زمانی بس بسیار است که به طول انجامیده و وعدههای ماه و سال مسئولان استانی و شهری محقق نشده، در این میان میتوان با زینت کلام الهی بر در و دیوار شهرمان آرامش از دست رفته ناشی از صنعت، باران اسیدی، گرد و غبار، آلودگی آب، نشت گاز را به مردمان بازگرداند.
درمان قطعی درخودماندگی با آیات قرآن
میادین، مراکز، دیوارهای مترو که اغلب شهر اهواز را فراگرفتهاند، ساختمانهای اداری و دهها نقاطی که در شهر در معرض دید هستند، میتوانند به عنوان مزیتی زینتدهنده چشمان شهروندان اهوازی باشند. اما افسوس که این مزیت به چشم نیامده است. استفاده از آیات قرآن کریم و روایات دینی که اشاره مستقیم به مشکلات و روزمرگیهای دنیای امروز دارد آدمی را دلگرم به آگاهی خداوند و اولیا و انبیا از همه این دچارها میسازد؛ دلگرمی به تنها نبودن و رها نشدن آدمی در دنیای بی رحم کنونی.
این روزها و با پیشرفت علم امید میرفت که چهره قرآنی شهر اهواز، بیش از گذشته رخ بنماید و تعالیم قرآنی زینتبخش کوچه و شهر شوند. اما به نظر میرسد این خواستهای دور از ذهن است که در محدوده زمانی خاصی نمیگنجد و نمیتوان پیشبینی کرد که این خواسته چه زمانی محقق میشود.
شهری که نیاز دارد در این وانفسای استرس و خستگی روزمره، ملجأ و پناهی باشد برای مردمان صنعتی. مردمانی که نیازمند دمی آسایش هستند. آسایشی از جنس الهی و نور.
مریم جویدراوی/ شعبه خوزستان
حرف برای گفتن زیاده اما کو گوش شنوا.