به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، شهریار زرشناس در جدیدترین اثر خود به بررسی رو شنفکر ی دینی در ایران در دوران مشروطه، پهلوی و پس از جمهوریاسلامی پرداختهاست. به نظر زرشناس، احمد کسروی در ابتدا نماینده گرایش دینی روشنفکران ناسیونال لیبرال بود که بعدها تدریجا به کفرگویی متمایل شد. در پایان کتاب ، نویسندهخ به تبیین نظرات دو روشنفکر دینی پس از انقلاب، یعنی سروش و شایگان پرداختهاست.
كتاب «نگاهی كوتاه به تاريخچه روشنفكری در ايران» در دو مجلد با عناوین فرعی «مروری بر روشنفكری در غرب، پيدايی روشنفكری در ايران و نسل اول روشنفكران مشروطه» و «نسل دوم روشنفكري مشروطه و روشنفكري دوران پهلوي» اثر شهريار زرشناس به تازگی توسط انتشارات كتاب صبح، منتشر شد. اين اثر مروری است بر روشنفكری در غرب و پيدايی روشنفكری در ايران. بخشی از كتاب نيز به معرفی نسل اول روشنفكران مشروطه اختصاص دارد. مولف در صفحات آغازين كتاب مینويسد:
«اگر به يك بررسی عميق و تحليلی ـ تاريخی بپردازيم، درمیيابيم كه روشنفكری يك تعريف و معنای تخصصی دارد. در تعريف تخصصی (كه معمولا در كاوشهای فلسفی و تئوريك، تاريخی و فرهنگی و جامعه شناسی و سياسی، اين تعريف مورد نظر است)، روشنفكری بيانگر يك جهتگيری و جريان تاريخی ـ فرهنگی تجسم روح مدرنيته و جهاننگری «عصر روشنگری» است. در معنای تخصصی (كه در اين كتاب، همين معنا مورد نظر است)، روشنفكری عبارت از جهان نگری و انديشهای است كه تبلور روح اومانيستی و سكولاريستی مدرنيته در دوران تثبيت آن (دوران موسوم به عصر روشنگری) میباشد.... اين دوران حدودا از اواخر قرن هفدهم آغاز گرديده و تا پايان قرن هجدهم امتداد داشته است؛ به گونهای كه مورخان در بيان تقسيمبندی ادوار عصر جديد در غرب، سراسر قرن هجدهم و دهههای پايان قرن هفدهم را به اين نام میخوانند». كتاب در سه فصل اصلی با اين عناوين تدوين شده است: فصل اول، ماهيت و پيشينه روشنفكری در غرب با موضوعاتی از اين قبيل سامان يافته است: «روشنفكری؛ فرزند رنسانس و تجسم جهان نگری مدرن»، «سخن كوتاه درباره چند روشنفكر»، «جان لاك؛ پدر ايدئولوژی ليبراليسم و موانع استعمار و بردهداری»، «ولتر؛ تجسم روح سوداگر و ضد دينی روشنگری»، «دنيسی ديدرو؛ اصلیترين تئوريسين روشنفكری در فرانسه قرن هجدهم» و «امانوئل كانت؛ فيلسوف ـ روشنفكر دوره تثبيت مدرنيته». در فصل دوم كه «ويژگیهای كلی روشنفكری و غربزدگی شبه مدرن در ايران» عنوان گرفته مطالبی از اين دست به چشم میخورد: «غرب زدگی شبه مدرن چيست؟»؛ «روشنفكری و ملاكهای خدمت و خيانت در تاريخ معاصر ايران»؛ «ادوار تاريخی جريان روشنفكری ايران». فصل سوم با عنوان «روشنفكری عهد مشروطه» با مباحثی از اين دست تدوين شده است: «روشنفكران نسل اول مشروطه؛ «ميرزا عسگرخان افشار ارومی»؛ «ميرزا صالح شيرازی؛ پدر ژورناليسم شبه مدرنيستی»؛ «حسين قلی آقا؛ چهره تئوريك و گمنام نسل اول روشنفكری مشروطه».
جلد دوم از اين مجموعه به بررسی جريان روشنفكری ايران از عصر مشروطه تا پس از انقلاب اسلامی و معرفی احزاب، سازمانها و اشخاص در اين دوران، اختصاص يافته است. بر اين اساس، نگارنده در بخش نخست از نسل دوم روشنفكری مشروطه با ديدگاه غربزدگی شبه مدرن، سخن به ميان میآورد. در اين بخش، مجموعهای از افراد با گرايشهای ليبرالی و ناسيوناليستی تقليدی و در پارهای از موارد، تمايلات سوسيال دموكراتيك در دو شاخهی روشنفكری لائيك و دينی ديده میشوند كه به رغم همهی تفاوتها در جهتگيری كلی به نفع ترويج تجددگرايی سطحی و غربزدگی و انجام پروژهی گذار به فراماسيون شبه مدرن، وحدت نظر دارند از برجستهترين چهرههای نسل دوم روشنفكران مشروطه میتوان از ميرزا ملكمخان ناظمالدوله، نام برد. بخش دوم مشتمل است بر روشنفكری ايران در دورهی پهلوی اول (دوران خدمتگزاری برای استبداد) كه در نگاهی كلی، جريان روشنفكری ايران در اين دوره، چهار گرايش اصلی دارد: گرايش غالب بر روشنفكری ايران با نام ناسيوناليسم سلطنتطلب كه تجسم اصلی آن رژيم رضاشاهی است. گرايش دارای تمايلات سوسياليستی و ماركسيستی كه پيروان (حزب كمونيست ايران) و جريان 53 نفر از اعضای آن هستند. گرايش ناسيوناليسم ليبرال كه در افق كلی مانند ديگر گرايشهای روشنفكری ايران، خواهان بسط غربزدگی شبه مدرن بوده است و شاخهی به اصطلاح دينی كه اين گرايش را در عهد رضاشاه، «احمد كسروی» نمايندگی میكرد كه كسروی تدريجا در كفرگويیهای خود به انكار دين اسلام و دعوی نبوت رسيد. روشنفكری ايران در دورهی پهلوی دوم، مبحث بخش سوم اين مجموعه است. برخی ويژگیهاي كلی و روشنفكری در اين مقطع، عبارت است از: سطحی بودن، فعال بودن شاخهی لائيك در سالهای 28 - 1320، فعاليت گرايش التفاطی (به اصطلاح دينی) روشنفكری ايران پس از اين دوران كه عقايد آنها بيشتر بر پايهی تفسيری سوسياليستی از اسلام شكل میگرفت و سرانجام رقابت ميان گرايشهای سياسی مختلف روشنفكری ايران. در بخش پايانی نيز ويژگیهای روشنفكری پس از انقلاب اسلامی و دو چهره از جريان روشنفكری اين دوره يعنی «عبدالكريم سروش» و «داريوش شايگان» معرفی گرديدهاند.