کد خبر: 1505169
تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۸۵ - ۱۲:۲۰
معرفی كتاب:

«هنر هميشه بر حق بودن»، جدل را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آموزد نه استدلال را

گروه انديشه: كتاب «هنر هميشه بر حق بودن»، اثر «آرتور شوپنهاور» به ارائه رهنمودهايی برای غلبه بر حريف در بحث و مجادله می‌پردازد. در اين رهنمودها به ظاهر آن‌چه اصل است، غلبه بر حريف به هر تدبيری است و غالبا مطالبی آمده است كه جنبه‌ی جدلی دارد، نه استدلالی.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، «آرتور شوپنهاور»، فيلسوف نامدار آلمانی در اين كتاب كه اثری منحصر به فرد در مجموعه‌ی آثار اوست، رهنمودهايی برای غلبه بر حريف در بحث و مجادله بيان می‌كند. در اين رهنمودها به ظاهر آن‌چه اصل است، غلبه بر حريف به هر تدبيری است و غالبا مطالبی آمده است كه جنبه‌ی جدلی دارد، نه استدلالی. با اين حال از منظری ديگر خواننده در اين كتاب با برخی از آفات بحث و استدلال آشنا می‌شود، آفاتی كه به كرات در گفت‌وگوها و بحث‌های روزمره نيز رخ می‌دهد.
اين كتاب كه 38 راه برای پيروزی بر حريف بحث، ارائه كرده است، شامل راه‌كارهايی هم‌چون بسط گستره‌ی مصداق، استفاده از مشترك‌های لفظی، توسل به مقدمات كاذب، عصبانی كردن خصم، طرح سؤالات انحرافی، استفاده از آرای خصم، مصادره به مطلوب، عوض كردن اوضاع به سود خود و ... است.
همه مباحث اين كتاب به نحوی غير مستقيم درصدد به تصوير كشيدن آفات استدلال و بحث و از جمله استفاده از عناصر غيراخلاقی در غلبه بر خصم است و به تعبير ديگر می‌توان از بخش عمده‌ای از آن به عنوان طنزی پنهان و طعنه‌آميز كه به نقد نوعی از استدلال می‌پردازد، ياد كرد.
در پايان كتاب درباره «شوپنهاور» می‌خوانيم: «خصيصه‌ی بدبينانه‌ی نگرش «شوپنهاور» به طبيعت بشری نمونه‌ای از بدبينی كلی فلسفه‌ی اوست. همان‌طور كه می‌دانيم «كانتم واقعيت پايداری را از واقعيت ناپايداری تمييز می‌داد (اولی عبارت است از واقعيت به صورتی كه ما آن را تجربه می‌كنيم، دومی عبارت است از واقعيت به صورتی كه فی‌نفسه وجود دارد)، به عقيده‌ی نشوپنهاور»، «كانت» اشتباه می‌كرد كه دومی را كاملا دسترس‌ناپذير می‌دانست؛ زيرا ما با آن به شكل اراده‌ی خود ـ خواست خود ـ روبرو می‌شويم كه واقعيت فی‌نفسه‌ی وجود پديداری خودمان است و به قول «شوپنهاور» با تعميم اين امر می‌توانيم دريابيم كه اراده‌ گوهر درونی كل واقعيت است.
چون اراده‌ نيروی غيرعقلانی و پرتلاش است كه كوركورانه بی‌هيچ هدف و مقصودی عمل می‌كند، نتيجه می‌گيريم كه ادعای «هگل» مبنی بر اين كه «واقعی عقلانی است» نادرست است، هم‌چنين نتيجه می‌گيريم كه اگر زندگی اساسا مبتنی بر درد و رنج است، اين امر دليلی جز اسارت در چنگ تلاش‌های كوركورانه‌ی اراده ندارد؛ يعنی همان مضمون محوری و تصديق‌شده‌ی اخلاقيات «اوپانيشادها» و متون بودايی كه «شوپنهاور» به شدت از آن‌ها متأثر بود. به نظر «شوپنهاور» اين امر حقيقت مهم زندگی است. رهايی از اين درد و رنج فقط وقتی قابل حصول است كه اراده برگردد و خودش را انكار كند؛ يعنی از طريق انقطاع ميل و بريدن رشته‌ی پيوستگی به چيزهای پديداری. يك نتيجه‌ی فرعی اين ديدگاه همانا نظر منفی «شوپنهاور» درباره‌ی طبيعت بشری است. او به شدت مخالف اين نظر بود كه اخلاق را بايد بر اساس ايده‌ی كرامت انسانی به عنوان امری حاكم بر رفتار محترمانه و مؤدبانه مردم با يكديگر بنا نهد. برعكس هر انسانی چنان است كه پستی اراده‌اش محدوديت قوه‌ی عاقله‌اش و شرارت افكارش بايد ما را از او متنفر سازد. به قول «شوپنهاور»، مبنای نگرش اخلاقی ما بايد در عوض فقط درك و دريافت ما از رنج‌های ديگر و نياز و اضطراب و درد او باشد. در اين صورت هميشه نسبت به او احساس همدلی و نزديكی خواهيم داشت و به جای نفرت يا تحقير، احساس شفقت خواهيم كرد. با وجود اين، دئانت و شرارت رايج طبيعت بشری، حاصل اراده‌ی كوری كه همه چيز را از درون به زور پيش می‌اندازد، همان چيزی است كه سبب می‌شود مردم در بحث در پی پيروزی باشند، نه حقيقت بنابراين «شوپنهاور» می‌گويد: «آماده باش كه به همين ترتيب رفتار كنی و پيروز شوی.»
كتاب «هنر هميشه بر حق بودن»، اثر «آرتور شوپنهاور» و ترجمه‌ی «عرفان ثابتی» است كه توسط انتشارات «ققنوس» در 136 صفحه و با شمارگان 2200 نسخه منتشر شده است و به بهای 13000 ريال در اختيار علاقه‌مندان قرار می‌گيرد.

captcha