به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه آذربايجانغربی، «شهيد مطهری» درباره جايگاه انسان در قرآن مینويسد: عالیترين مدحها و بزرگترين مذمتهای قرآن درباره انسان است. از نظر قرآن انسان موجودی است كه هم توانايی آن را دارد كه جهان را مسخر خويش سازد و فرشتگان را به خدمت خويش بگمارد، و هم میتواند به «اسفل السافلين» سقوط كند، اين خود انسان است كه سرنوشت نهايی خويش را تعيين میكند.
شهيد «مطهری» به آياتی از قرآن مانند آيه 30 سوره مباركه «بقره»، آيه 121 سوره مباركه «طه»، آيات 8و 9 سوره «شمس» و آيات ديگری از قرآن كريم كه به ستايش و بيان ارزشهای انسان میپردازد، اشاره كرده و صفات انسان را چنين بيان میكند: انسان خليفه خدا در زمين است و فطرتی خدا آشنا دارد، كه در عمق وجدان خود به خدای خويش آگاهی دارد. انسان موجودی انتخاب شده و برگزيده است و بزرگترين ظرفيتهايی را كه يك مخلوق میتواند داشته باشد دارد و او از وجدانی اخلاقی برخوردار است كه به حكم الهامی فطری، زشت و زيبا را درك میكند و او جز با ياد خدا آرام نمیگيرد.
نويسنده همچنين با اشاره به آيات و سورههايی كه انسان را مورد نكوهش و مذمت قرار داده است، عجول و شتابگر بودن، ناسپاسی كردن، نادانی و ستمگری را از جمله ضد ارزشهايی معرفی میكند كه قرآن به بيان آنها پرداخته است.
اين معلم شهيد يكی از پايدارترين تجليات روح انسان و يكی از اصيل ترين ابعاد وجود آدمی را حس نيايش و پرستش میداند و در اين باره میگويد: مطالعه آثار زندگی بشر نشان میدهد كه هر زمان و هر جا كه بشر وجود داشته است، نيايش و پرستش هم وجود داشته و پيامبران (ع) نوع پرستش، يعنی آداب و اعمالی كه بايد پرستش به آن شكل صورت گيرد، را به بشر آموختند و از پرستش غير ذات يگانه بازداشتند.
وی با اشاره به آيه 60 سوره مباركه «الرحمان» با اين مضمون كه «پاداش احسان، چيزی جز احسان نيست» بيان می كند: اين كه انسان از يك وجدان اخلاقی برخوردار است و معيار بسياری از كارهای او خير اخلاقی است و كارها را نه به جهت امور مادی بلكه به جهت ارزش اخلاقی انجام میدهد، از ويژگیهای انسان است و به جنبه معنوی او مربوط میشود و ساير جانداران هرگز چنين معياری ندارند و خير اخلاقی در اعمال آنها معنی و مفهومی ندارد.
«مطهری» ديدگاه فلسفههای مادی و قرآن كريم درباره انسان را اينگونه توضيح میدهد: فلسفههای مادی، قدرت حاكمه انسان را ناشی از زور و قدرت انسان میدانند و مدعی هستند كه انسان به علل تصادفی دارای زور و قدرت شده است و بديهی است كه با اين فرض، انسان دارای هيچ رسالت و مسؤوليتی نيست، اما از منظر قرآن، انسان خليفه خدا بر روی زمين است كه به حكم شايستگی و صلاحيت، نه صرفا زور، از طرف ذات خداوند، برگزيده و انتخاب شده است و دربرابر خدا و پيشگاه او، رسالت و مسؤوليت دارد.
نويسنده با اشاره به آيه 61 سوره مباركه «هود» درباره انسان، با اين معنی كه «او شما را از زمين بيافريد و عمران آن را از شما خواست» مینويسد: انسان در مقام خودشناسی بايد اين نكته را دريابد كه خاكی محض نيست و پرتوی از روح الهی در او وجود دارد و در معرفت میتواند بر فرشتگان پيشی بگيرد و او آزاد و مختار و مسؤول خويشتن و مسؤول ديگران و مسؤول آباد كردن جهان و بهتر كردن آن است و امانتدار الهی است.
وی درباره نقش انسان در ساختن آينده خويش میگويد: تمام برنامههای تربيتی، مكتبهای اخلاقی و تعليمات دينی برای راهنمايی انسان است كه آينده خود را چگونه بسازد. راه راست آن راهی است كه انسان را به آيندهای سعادت بخش میرساند و راههای انحرافی انسان را به تباهی می كشانند و خداوند نيز در آيه 4 سوره مباركه «دهر» میفرمايد: «ما راه را به انسان نشان داديم تا او خود چه بخواهد و چه انتخاب كند.(از دو راه يكی را انتخاب خواهد كرد) يا راهی كه ما نموده ايم و سپاسگزار ما خواهد بود يا راه ديگر كه راه ناسپاسی است.»
نويسنده درباره نقش علم و ايمان در سازندگی آينده انسان تصريح میكند: نقش علم اين است كه راه را به انسان ارائه میدهد و او را توانا میكند كه هر گونه بخواهد، آينده را بسازد، اما نقش ايمان در سازند گی آينده انسان مهمتر بوده و ايمان مانع از آن میشود كه انسان آينده را بر محور مادی و فردی بسازد. ايمان به خواستهای انسان جهت میدهد و آن را از انحصار ماديات خارج میسازد و مانند قدرتی حاكم بر انسان عمل میكند و خواست او را در جهت اخلاق و حق سوق میدهد. ايمان انسان را میسازد و انسان نيز برای ساختن جهان نياز به علم دارد و برای ساختن آينده، توأماً نياز به ايمان و علم وجود دارد.