نگارنده با توجه به علاقه زيادی كه از همان اوان جوانی به نهجالبلاغه و مولای متقيان داشتم هميشه در اين فكر بودم كه در فرصت مناسبی، دين خود را به بزرگ مرد عالم بشريت ادا كنم، تا اينكه اين توفيق به دست آمد، گرچه با اين كارهای كوچك نمیتوانيم حق او را به جا آوريم.
اميد است كه در آيندهای نزديك بتوانيم با كارهای دقيق اين وظيفه را جامع عمل بپوشانيم. در اين مقوله و پژوهش سعی كرديم انديشههای كلامی حضرت علی عليه السلام را به صورت محدود مورد نقد و بررسی قرار دهيم كه كمتر مورد توجه نويسندگان و محققان قرار گرفته و در اين راستا تحقيق مستقيم و دامنهداری صورت نگرفته است و جايگاه اين موضوع همچنان خالی است.
«زندگی از ديد خردمندان امری است جاری و در حال گذران از جاده هموار و ناهموار و پر پيچ و خم كه عبور از آن نياز به چشمانی باز، انتخاب مسير و رعايت ضوابط در كيفيت گذران و عبور دارد. بدون داشتن راهنما و روش، خطر سر در گمی در كمين است. امام اميرالمؤمنين(ع) در نهجالبلاغه هشدارهايی در اين عرصه میدهد كه اساس آن كسب بينش برای استفاده از راه و روش افراد موّفق و عبرتآموزی از آنان كه دچار سقوط و صدماتی در اين راه شدهاند و حتی حركتی در خط اعتدال در عين نگهداری و مراقبت است: حركتهايی كه آدمی به سوی مقصود انجام میدهد گاهی تند و زمانی كند است در مواردی مسيرها عيان است و گاهی پنهان، گاهی نياز به هادی و مرشد است و زمانی هم به اتكای دريافت شخصی.
در عين توكل به خدا و تاسی به ائمه اطهار(ع) لازم است كه همه اين موارد حكايت از انتخاب منشی و روش دارند». [1] اكنون حقير، عاجز و ناتوان از شكر الهی، چشم ياری به درگاهش دوختهام تا اين مهم چنانچه شايسته است به جای برسد.
در اين كار، انتقادها و پيشنهادهای سازنده عزيزان را از جان و دل پذيرايم و دست ياری دراز میكنم. در اين كار مقدس، هر كس گامی بردارد در محضر ربوبی و در پيشگاه رسول گرامی وصیاش علی (ع) روسپيد است؛ اين كار از مصاديق روشن عمل صالح و بهره و ثمره عمر انسان است. «و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا» [2] «و كسانی كه در راه ما میكوشيند به يقين راههای خود را برآنان مینماييم ...» مرا دلگرم میساخت خود را تنها نمیيافتم و دست ياری خدا را در اين كار به روشنی میديدم.
5- بيان مسئله برای شناخت اهميت فوقالعاده چگونگی برقرار كردن ارتباط تعليم و تربيت با انسانی كه مورد تعليم و تربيت قرار میگيرد، نخست بايد بدانيم كه در اين دنيا هيچ حيوانی پشه آفريده نمیشود كه بعدها در هوا عقاب، يا در دريا نهنگ و در خشكی شير شود مگر انسان.
برای تصديق اين تشبيه ادبی كافی است كه مقداری در تاريخ شخصيتهای بزرگ و چشمگير مطالعاتی داشته باشيد آن شخصيتها پس از گشودن چشم به اين دنيا چنان ناتوان و ضعيف بودند كه حتی قدرت راندن يك مگس را از صورتشان نداشته اند ولی ديری نگذشته كه كشورها را زير سلطه در آورده و سير نگشتهاند.
ميليونها انسان را كشته و بیخانمان نموده و آهی هم نكشيدهاند. همه ساليان عمر را با دروغ و تزوير گذرانده و متأثر نشده اند در برابر احكام عقل و نداهای وجدان و داد و فريادهای ملكوتی پيامبران و حكمای راستين مقاومت كرده و حتی يك حرف هم از آنها نپذيرفتهاند.
آری اين است تحول عقول و شايسته در سراشيبیهای سقوط و تباهیها. در مقابل اين گونه دگرگونی، تحولات تكاملی هم در انسان مشاهده میكنيم كه اگر زمين و آسمان و آنچه را كه در ميان آن دو است به او میدادند، كه پوست جوی را از دهان مورچهای، از روی ستم بر آن حيوان، بكشد امتناع میورزد. حال با توجه همهجانبه به شيوه تربيتی میتوان به مشكلات موجود در جوامع كنونی با الهامگيری از منابع عظيم تربيتی كه در راس آنها قرآن كريم است و بعد از آن نهجالبلاغه دومين منبع برای تربيت نسلهای بشری حتی در سطح بينالملل يعنی هم برای جوامع اسلامی و هم جوامع غيراسلامی است فائق آمد چرا كه يكی از مهمترين دلايل اين مشكل عدم آشنايی و دور ماندن افراد از منابع اصيل اسلامی (قرآن كريم و نهجالبلاغه و ...) است و بر اين اساس حقير موضوع پاياننامه خود را هدايت و راهنمايی از منظر نهجالبلاعه انتخاب كردم.
ادامه دارد...