کد خبر: 1990597
تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۴:۳۹

نگاهی به مقاله «حقيقت تقوا» از منظر قرآن

گروه فضای مجازی: تقوا به معنای حفظ كردن خويشتن از چيزی است كه انسان از آن می‌ترسد. اين واژه از ريشه وقی گرفته شده است كه به معنای حافظ و سپر است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه مركزی، در اين مقاله آمده است: اگر تقوا را همان دين‌داری معنا كنيم می‌توان همان آثار و كاركردهايی كه برای دين داری در همه حوزه‌ها برشمرده می‌شود، برای تقوا بيان كرد.
تقوا به معنای حفظ كردن خويشتن از چيزی است كه انسان از آن می‌ترسد. اين واژه از ريشه وقی گرفته شده است كه به معنای حافظ و سپر است. انسان برای آن كه خود را از زيان جنگ حفظ كند و آثار شمشير و نيزه و تير را از خود دفع سازد تن را به سپر می سپارد تا وی را نگه دارد و آسيبی به او نرسد.
تقوا در اصطلاح شرعی به معنای نگه داری نفس از چيزی است كه موجب گناه می‌شود و گرفتار خشم و غضب الهی می‌گردد. برای دست يابی به مقام تقوا و رهايی از خشم الهی شخص می‌بايست از هر آن چه خداوند از آن بازداشته است پرهيز كرده و به هر چه فرمان داده انجام دهد.
بنابراين تعريف تقوا به ترك و پرهيز از آن چه نهی كرده و بازداشته است، تعريف جامعی نيست؛ چنان كه ترجمه آن به پرهيز و پرهيزگاری بيانگر معنا و مفهوم قرآنی آن نمی‌باشد؛ اگر چه حتی در اين تعريف پرهيزگاری را به معنای ترك برخی مباحات نيز معنا كرده و ترك آن را كمال تقوا قرار دهيم؛ زيرا تقوا در حقيقت، چيزی جز حركت در راه راست و صراط مستقيم نيست كه اين راه در بردارنده همه آن چيزی است كه ما از آن به دين ياد می‌كنيم؛ از اين رو می‌توان تقوا را در اصطلاح و فرهنگ قرآنی به معنای عمل به دين دانست و يا پا از اين فراتر نهاده و تقوا را به معنای دين داری در حوزه ايمان و عمل دانست. بنابراين می‌توان گفت كه در مفهوم قرآنی تقوا در همان معنای دين‌داری به كار رفته است و متقی همان دين دار است كه در حوزه‌های مختلف خود را به اشكال گوناگونی نشان می‌دهد.
اگر تقوا را همان دين‌داری معنا كنيم می‌توان همان آثار و كاركردهايی كه برای دين‌داری در همه حوزه‌ها برشمرده می‌شود، برای تقوا بيان كرد. از اين رو می‌بينيم كه در كتاب وزين فرهنگ قرآن نوشته آيت الله هاشمی رفسنجانی و برخی از محققان مركز فرهنگ و معارف قرآن، بيش از ۱۱۹ اثر و كاركرد برای تقوا برشمرده شده كه همان كاركردها و آثار دين در همه حوزه‌های پيش گفته است. اين‌گونه تعامل با موضوع تقوا، خود بيانگر اموری چند از قبيل ارزش و اهميت تقوا و نيز معنای عام و فراگير تقواست كه می‌توان آن را مترادف دين‌داری دانست.
از جمله كاركردهايی كه قرآن برای تقوا بر می‌شمارد اتحاد و وحدت در ميان مسلمانان است؛ زيرا تقوا زمينه‌ساز تمسك به حبل‌الله و نيل به وحدت و اتحاد اجتماعی جامعه اسلامی و امت قرآن است.
خداوند در آيه ۱۰۲ و ۱۰۳ سوره آل عمران درباره كاركرد تقوا در اين حوزه می‌فرمايد: «يا ايهاالذين آمنوا اتقواالله حق تقاته... و اعتصموا بحبل الله جميعاً ولاتفرقوا»؛ ای كسانی كه ايمان آورده‌ايد تقوای الهی را به نحو احسن و كمالی آن به جا آوريد و همگی به ريسمان الهی تمسك جوييد و متفرق نشويد.
در حقيقت تقوای الهی در حالت كمالی آن تمسك به ريسمان الهی است كه در روايات از آن به قرآن و عترت و سنت ياد شده است.
بنا بر تفسير يادشده از حبل الهی، مسلمان متقی می‌بايست به حبل الهی تمسك جويد كه همان دين است؛ از اين رو گفته می‌شود كه تقوا همان دين‌داری است و كسی كه دين داری و تقوا را پيشه خويش كند به وحدت دست می‌يابد؛ زيرا در اين حالت در حوزه بينشی و نگرش و عمل می‌بايست در چارچوب دين (قرآن و سنت و عترت) عمل و حركت كند و از آن جايی كه وحدت نيز چيزی جز يگانگی در بينش و نگرش و روش نيست، به خودی خود اتحاد پديدار می‌گردد و اختلافات به كناری می‌رود.
بنابراين عمل به دين يعنی تقوای الهی داشتن كه خود زمينه‌ای برای اتحاد و وحدت در هدف و روش است و دوری از تقوا يعنی فروگذاری بخشی از دين و عمل به بخشی از آن كه در نتيجه آن هر يك تنها به آن بخشی كه عمل می‌كنند، باور داشته و بدان شاد شده و ديگران را منكر می‌شوند و تخطئه می‌كنند و اين گونه است كه جامعه دچار تشتت و اختلاف می‌گردد. اين در حالی است كه اگر به ريسمان الهی و حبل خداوندی تمسك می‌كردند و به همه قرآن و سنت و عترت عمل كرده و وفادار بودند؛ وضعيت ايشان اين‌گونه نمی‌شد.
كسانی كه به بخشی از دين ايمان آورند و بدان عمل كنند، در حقيقت از دين واقعی دور شده‌اند و اين مسأله موجب می شود تا در برخی از مسايل زندگی خويش به اموری بيرون از دين تمسك جويند و گرفتار انديشه و عمل و روش التقاطی گردند. از اين روست كه خداوند به نقش تقوا در دوری از التقاط اشاره می كند و بيان می‌دارد كه چگونه فقدان تقوا موجب می‌شود تا كسانی كه به دين كامل عمل نمی‌كنند دچار التقاط شده و از انديشه‌هايی چون انديشه‌های جاهلی استفاده می‌كنند و از دين كامل دور می‌شوند (در سوه بقره آيه ۱۸۹ آمده است:«یَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِیَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْاْ الْبُیُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛در باره [حكمت] هلال‌ها[ى ماه] از تو مى‏پرسند بگو آنها [شاخص] گاه‏شمارى براى مردم و [موسم] حج‏اند و نيكى آن نيست كه از پشت‏خانه‏ها درآييد بلكه نيكى آن است كه كسى تقوا پيشه كند و به خانه‏ها از در [ورودى] آنها درآييد و از خدا بترسيد باشد كه رستگار گرديد).
در صحنه عمل اجتماعی نيز شخص غيرمتقی به جهت عمل نكردن به دين كامل، دچار ناهنجاری می شود كه از آن جمله می‌توان به افساد در جامعه و طبيعت (بقره آيه ۲۰۵ و ۲۰۶ و شعرا آيه ۱۷۹ تا ۱۸۳) تجسس در كارهای ديگران (حجرات آيه۱۲) تجاوز به حقوق ديگران (مائده آيه ۲) و دادن نام‌های زشت (همان) اشاره كرد كه چگونه تحت تأثير بی‌تقوايی صورت می‌گيرد؛ زيرا كسانی كه اهل تقوا و دين داری هستند همواره از رفتار نابهنجار در حوزه عمل اجتماعی خودداری می‌كنند. چون دين از آن‌ها بازداشته و يا خواستار عمل به هنجارها و رفتار پسنديده شده است و شخص دين‌دار و متقی می‌كوشد تا بر پايه آن‌ها عمل كند. از اين روست كه جامعه دين دار و متقی جامعه‌ای است كه نابهنجاری ها در آن يا ديده نمی‌شود و يا به شكل پديده اجتماعی در آن بروز و ظهور ندارد.
جامعه‌ای كه تقوا در آن به رشد و بالندگی رسيده است از طاغوت و بندگی حكومت‌های فاسد و باطل رهايی می‌يابد و هرگز دچار آن نمی‌شود. (زمر آيه ۱۶و ۱۷) ظلم و بی‌عدالتی در آن به صورت پديده اجتماعی وجود ندارد (مريم آيه ۱۳ و ۱۴ و جاثيه آيه ۱۹) و مردمانش از عجب و خودپسندی رهايی يافته (بقره آيه ۲۰۶) و از گناه عيب‌جويی ديگران مبرا و پاك شده‌اند.(حجرات آيه ۱۱ و ۱۲) در جست و جوی عيب ديگری و يا غيبت از ايشان نيستند (همان) و در حوزه مسايل اقتصادی گرفتار كم فروشی (شعراء آيه ۱۷۹ و ۱۸۳) و حرام و باطل خوری و تجاوز و معصيت به حقوق ديگران (مجادله آيه ۹) نيستند.
اين‌ها بخشی از كاركردهای اجتماعی تقوا در آيات و آموزه‌های قرآنی است كه بطور خلاصه می‌توان گفت كه براساس آيات قرآنی، جامعه متقی جامعه‌ای برتر و نمونه است كه می‌بايست آن را جست و در پی‌تحقق آن تلاش كرد.
به يك معنا تقوا در آموزه‌های قرآنی چيزی جز دين‌داری و عمل به تمام دين نيست همان چيزی كه از آن در قرآن به حق تقاته (كمال تقوا) ياد شده است. بسيار از تقوا سخن گفته شده و می‌شود. شايد سبب اهتمام ويژه به اين موضوع جايگاه و اهميتی است كه اين موضوع در نظام فكری و عملی تفكر اسلام و قرآن دارا می‌باشد. اگر بخواهيم عناصر كليدی و مقومات اساسی دين اسلام را در چند چيز خلاصه كنيم؛ بی گمان پس از باورهايی كه از آن به اصول دين ياد می‌شود موضوع تقواست.
هر چند كه در حوزه‌های مختلفی چون بينشی و فقهی و اخلاقی از تقوا و مراتب آن با توجه به كاركردهای آن در هر يك از حوزه‌ها، سخن گفته شده است ولی بايد توجه داشت كه تقوا بيش از آن كه مسئله فقهی و اخلاقی به ويژه در حوزه فردی باشد امری اجتماعی است. تقوا از درون و باطن و از حوزه بينشی آغاز می‌شود و به بيرون و عمل اجتماعی و هنجاری كشيده می‌شود.
در بينش قرآنی، تقوا هم راه و هم روش و هم بينش و هم عمل است. تقوا دارای مراتبی است كه ارتباط تنگاتنگی با مراتب ايمانی دارد. هر چه ايمان شخص استوارتر می‌شود، تقوا در او نمودارتر می‌گردد. از اين رو می‌توان گفت كه تقوا بازتاب بيرونی ايمان است كه در حوزه‌های مختلف اخلاقی و فقهی و هنجاری خود را نشان می‌دهد. آن چه در اين نوشتار مورد نظر است، بازخوانی حقيقت تقوا و آثار اجتماعی آن در حوزه عمل اجتماعی و هنجاری بر پايه آموزه‌های قرآنی است.
علاقه‌مندان برای مشاهده كامل متن به پايگاه اينترنتی «آفتاب» به نشانی http://www.aftab.ir/ مراجعه كنند.
captcha