به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه مركزی، «فاطمه فتحی»، دانشجوی كارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی اراك در پاياننامه خود به بررسی «انتقامجويی در زندگی انسان از منظر قرآن و روايات» پرداخته است.
نگارنده اظهار میدارد: حس انتقامجویى يك اصل حياتى است كه خداوند آن را در وجود همه انسانها و حتى برخى حيوانات به وديعه گذاشته است؛ ليكن بهرهورى از اين حس خدادادى به تناسب مورد و كيفيت و مقدار استفاده از آن داراى احكام و وجوه گوناگونى است كه مىتوان آن را به انتقام پسنديده، مباح و ناپسند تقسيم كرد.
وی در ادامه در خصوص انتقام پسنديده و لازم بيان میكند: اسلام با هرگونه ظلم و تعدى، به فرد يا جامعه مخالف است، از اين رو مقابله با ستمگران و گرفتن حق مظلومان را امرى ممدوح و گاه واجب مىشمارد.
فتحی تصريح میكند: خداوند در آيات 14 و 15 سوره «توبه» میفرمايد: «قـتِلوهُم یُعَذِّبهُمُ اللّهُ بِاَيديكُم ویُخزِهِم ویَنصُركُم عَلَيهِم و یَشفِ صُدورَ قَوم مُؤمِنين و یُذهِب غَيظَ قُلوبِهِم؛ با آنان بجنگيد خدا آنان را به دست شما عذاب و رسوايشان مىكند و شما را بر ايشان پيروزى مىبخشد و دلهاى گروه مؤمنان را خنك مىگرداند و خشم دلهايشان را ببرد»، و به مسلمانان فرمان مىدهد كه با كافران و مشركان نبرد كنند تا ضمن رفع شرك و كفر از روى زمين، خشم مؤمنان ستمديده فرو نشسته و دلهاى آنان تشفى يابد و در آيه 39 سوره «شورى» آمده است: «والَّذينَ اِذا اَصابَهُمُ البَغىُ هُم یَنتَصِرون؛ و كسانى كه چون ستم بر ايشان رسد يارى مىجويند[و به انتقام بر مىخيزند]» نيز قرآن يكى از ويژگیهاى مؤمنان راستين را يارى طلبيدن از ديگران براى رفع ظلم از خود و گرفتن انتقام از ستمگر دانسته است.
وی با بيان اينكه اگر انتقام برخاسته از تعصبهاى جاهلانه، دشمنیهاى ناروا و همراه با تجاوز و تعدى باشد ناروا و مذموم است، اذعان میكند: در اين انتقامها نه تنها حقى احقاق نشده و ظلمى برطرف نمیشود بلكه خود موجب تضييع حقوق ديگران و منشا ظلم و فساد خواهد شد.
وی تاكيد میكند: قرآنكريم در آيات متعدد به برخى از اينگونه انتقامهاى ناروا اشاره كرده و انتقام گيرندگان را به شدت مذمت كرده است؛ از جمله در آيات 123 و 126 سوره «اعراف» آمده است: «قالَ فِرعَونُ ءامَنتُم بِهِ قَبلَ اَن ءاذَنَ لَكُم لاَُقَطِّعَنَّ اَيدِیَكُم و اَرجُلَكُم مِن خِلـف ثُمَّ لاَُصَلِّبَنَّكُم اَجمَعين و ما تَنقِمُ مِنّا اِلاّ اَن ءامَنّا بِـایـتِ رَبِّنا لَمّا جاءَتنا» و به داستان ايمان آوردن ساحران به موسى اشاره مىكند كه فرعون پس از آگاهى از ايمان آنان تصميم به انتقام گرفته و ساحران را به قطع دست و پا و به صليب كشيدن تهديد كرد.
وی ادامه میدهد: در آيات 4،8 و 10 سوره «بروج» آمده است: «قُتِلَ اَصحـبُ الاُخدود ، اَلنّارِ ذاتِ الوَقود ، اِذ هُم عَلَيها قُعود ، و هُم عَلى ما یَفعَلونَ بِالمُؤمِنينَ شُهود ،و ما نَقَموا مِنهُم اِلاّ اَن یُؤمِنوا بِاللّهِ العَزيزِ الحَميد ،اِنَّ الَّذينَ فَتَنُوا المُؤمِنينَ والمُؤمِنـتِ ثُمَّ لَم یَتوبوا فَلَهُم عَذابُ جَهَنَّمَ و لَهُم عَذابُ الحَريق؛ مرگ بر آدمسوزان خندق و بر آنان عيبى نگرفته بودند جز اينكه به خداى ارجمند ستوده ايمان آورده بودند كسانى كه مردان و زنان مؤمن را آزار كرده و بعد توبه نكردهاند ايشان راست عذاب جهنم و ايشان راست عذاب سوزان»؛ يعنی خداوند آن دسته از كافرانى را كه از مؤمنان به جرم ايمان آوردن به خدا انتقام گرفتند نفرين كرده و آنان را به كيفر دردناك دوزخ وعده داده است.
فتحی تاكيد میكند: در صورتى كه ظلم و بدى متوجه حقوق عموم بوده و گرفتن انتقام موجب جلوگيرى از ظلم، فساد و ناامنى شود اسلام گرفتن انتقام را لازم دانسته و بر آن تاكيد كرده است؛ اما آنجا كه حقوق فردى در ميان است و گذشت از انتقام مفسدهاى در پى ندارد اسلام عفو را از انتقام بهتر دانسته و كسانى را كه از حقوق خويش بگذرند مستحق پاداش و اجر الهى دانسته است و با وجود اينكه اهل مكه به پيامبر(ص) بسيار ستم كردند و ياران آن حضرت نيز در روز فتح مكه شعار انتقام سر مىدادند؛ ولى پيامبر(ص) سخن از عفو و رحمت بر زبان آورد و خطاب به مردم مكه فرمودند: «برويد و همه شما آزاديد» و در روايات بسياری آمده است كه پيامبر(ص) هيچگاه براى حق شخصى، از كسى انتقام نگرفت مگر اينكه محرمات الهى هتك میشد.
وی با بيان اينكه اسلام در برابر انتقام نه تنها مؤمنان را به عفو و گذشت از حق خويش فرامیخواند، تصريح میكند: گامى پيشتر نهاده و به مؤمنان بر اساس سوره آيه 42 سوره مباركه «فصلت» كه آمد است: «لا تَستَوِى الحَسَنَةُ ولاَ السَّیِّئَةُ اِدفَع بِالَّتى هِىَ اَحسَنُ فَاِذا الَّذى بَينَكَ و بَينَهُ عَدوَةٌ كَاَنَّهُ ولِىٌّ حَميم»، بدى را با خوبى پاسخ دهند نه با بدى.
نويسنده در پايان خاطرنشان میكند: پاسخ دادن بدى با نيكى موجب رفع كينهها شده و در مواردى دشمنان سرسخت را به دوستانى بسيار مهربان تبديل مىكند، اما در مقابل، گرفتن انتقام موجب تشديد دشمنیها شده و گاه خسارات جبرانناپذيرى را به فرد و اجتماع وارد مىكند و در روايات فراوانی مؤمنان به گذشت از حقوق شخصى خويش و نگرفتن انتقام ترغيب و تشويق شدهاند.