جعفر ابراهيمی، نويسنده كودك و نوجوان در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، درباره مؤلفههای ادبيات داستانی دينی گفت: داستانهای دينی میتواند نوعی ادبيات دينی باشد و هيچ ارتباطی با مذهب و كيش افراد ندارد. میتواند يك مضمون دينی راجع به خداشناسی باشد. حتی اين نوع از داستان میتواند درونمايه تخيلی داشته باشد كه بخواهد اخلاقيات را انتقال دهد، اما آنچه كه در ذهن ما در مورد ادبيات دينی شكل گرفته، شامل آن دسته از آثار میشود كه راجع به انبياء و ائمه اطهار(ع) است.
وی در ادامه افزود: معتقد به اين نيستم كه داستان به صورت روايت سرگذشتنامهای نوشته شود؛ چرا كه ممكن است تاثيرگذاری چندانی نداشته باشد؛ از اين نظر بايد يك خط ميانی را در نظر بگيريم، يعنی نيمی از آن داستان تخيلی و نيمی از آن واقعيت باشد. در داستان میتوانيم از شخصيتهای فرعی استفاده كنيم و ضمن حفظ چارچوب روايتها از تخيل نيز بهره ببريم. اگر چارچوب حفظ شود، میتوانيم در بسياری از موارد حاشيهای دست ببريم.
ابراهيمی عنوان كرد: ممكن است برخی از نويسندگان به صورت غيرمستقيم وارد موضوعات دينی شوند و از زبان يك شخصيت فرعی كه در ذهن ما جايگاهی ندارد و اصالتاً مخالف يك انديشه باشد، سخن بگويد. به طور مثال واقعه عاشورا را از زبان يزيد بيان كند و در اين زبان، يزيد راوی قصه میشود يا ممكن است از زبان سربازان ابن زياد بيان كند. در اين زمان دست نويسنده بازتر است و میتواند از زوايای بيشتری به داستان بپردازد.
اين نويسنده داستانهای كودك و نوجوان گفت: اينكه بتواند در كدام نوع نوشتن موفق باشد، بستگی به توانايی نويسنده دارد. مشكل بزرگی كه در بين مردم، مسئولان و ناشران وجود دارد اين است كه فكر میكنند هر موضوعی برای هر گروه سنی مناسب است، اما ما بايد با اين واقعيت مواجه شويم كه برخی موضوعات برای گروههای سنی پايين مناسب نيست. مثلاً برخی موضوعات ثقيل وجود دارد كه بچهها در اين دوره سنی، شناخت چندانی از آن ندارند و بهتر است در همان حدی كه به صورت شفاهی ياد میگيرند، برايشان بيان شود. اگر نويسندگان به تفكيك مخاطبانشان بپردازند، آثارشان بسيار تاثيرگذارتر خواهد بود.
وی درباره ظرفيت ادبيات داستانی برای بيان مفاهيم دينی عنوان كرد: داستان بهترين قالب برای اين كار است. البته درباره زندگینامهها بايد به گونهای ديگر وارد شد كه مخاطبان به ويژه كودكان فكر نكنند كه با يك داستان تخيلی مواجه هستند و بايد بدانند كه در سرگذشتنامه نبايد اغراق كنند كه كودكان فكر كنند در حال مطالعه يك داستان تخيلی هستند. اين رويه در داستاهای دينی نيز بايد حفظ شود و بچهها بايد بدانند كه مطلب مورد نظر دارای يك سابقه تاريخی مشخص است و اگر منابع و مآخذ در پايان داستان ذكر شود، به اين مسئله كمك خواهد كرد.
دبير دو دوره جشنواره كتاب كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان در نقد برخی آثار كه در زمينه دينی و به ويژه برای گروه سنی كودك و نوجوان نوشته میشود، تصريح كرد: برخی به اشتباه فكر میكنند كه هر موضوعی را میتوان در داستان آورد. اين نكته را نويسندگان كودك و نوجوان بايد درك كنند كه چه موضوعی برای چه آثاری مناسب است. كمتر اتفاق میافتد كه نويسنده درباره كارهايی كه سفارشی است، با فراغ بال مطلب بنويسد.
به گفته وی، گاهی فرصت انتخاب به نويسندگان داده نمیشود و آنها را ملزم میكنند كه در مورد موضوعی خاص بنويسند و نويسنده به اجبار موضوعی را انتخاب میكند كه شايد علاقه زيادی به نوشتن آن موضوع نداشته باشد. مشكلات خاص اين حوزه در كيفيت آثار تاثير میگذارد.
ابراهيمی در ادامه، بهترين بيان از مبانی دينی در قالب داستان را استفاده از مشورت نويسندگان با كارشناسان مذهبی دانست و گفت: برخی نويسندگان صرفاً مذهبینويس هستند و كارهايشان دينی است و هدفهايی كه دنبال میكنند در اين راستا است. محمود حكيمی از اين دست نويسندهها است كه كارهايش دينی است و اگر داستانی نوشته، از آن برای خدمت به دين استفاده كرده و قبل از اينكه داستاننويس باشد، نويسنده دينی است.
وی افزود: در آثار كودك و نوجوان كه بعد از انقلاب شكل گرفته است، نويسندههايی هستند كه در درجه اول داستاننويس به شمار میآيند تا نويسنده دينی؛ معمولاً اين افراد در كارشان موفقتر عمل میكنند. نويسندگان چون در درجه اول كارشان داستاننويسی است، از موضوع دينی به عنوان لازمه كار داستانی استفاده میكنند و هدفشان اين است كه داستان بنويسند، اما بيشتر مستقيمگويی میكنند و داستاهايی مینويسند كه نه به داستان شبيه است و نه به يك كتاب دينی؛ اين گونه آثار كمتر به جلب مخاطب كمك میكند و خستگی زودهنگام را به دنبال دارد. اگر همكاری بين كارشناسان دينی و داستاننويسان بهبود يابد، آثار خوبی متولد میشود.