به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، آيتالله هاشمزاده هريسی، عضو شورای عالی كميسيون حقوق بشر اسلامی با بيان اينكه گرفتن حيات انسانها از بزرگترين مصاديق نقض حقوق بشر است، گفت: از نظر اسلام، ارتكاب به قتل فراتر از حقوق بشر و مبارزه كردن با خداوند است كه اين موهبت يعنی حيات را به انسان عطا كرده است. بايد در جهت ايجاد يك فرهنگ جهانی در حرمت و عظمت حيات انسان به ويژه در كشورهای اسلامی تلاش كرد و اين وظيفه همه انسانها، ملتها و حكومتهاست.
وی اظهار كرد: حيات و زندگی انسان مصداق بارز حقوق بشر است زيرا اگر حيات نباشد، حقوق ديگر معنايی ندارد و كشتن يك انسان، گرفتن همه حقوق اوست. در اعلاميه حقوق بشر و در اعلاميه اسلامی حقوق بشر اين موضوع به صراحت آمده و تأكيد شده است. در قرآن مجيد، آيات و روايات فراوانی در اين رابطه آمده است كه گرفتن حيات انسان از بزرگترين گناهان و گناهان كبيره به شمار میرود و قصاص و كفاره برای آن در نظر گرفته شده و عذاب جهنم نيز برای آن قطعی شده است. در قرآن در بعضی از موارد قتل به عنوان «فساد فی الارض» تلقی شده است يعنی اگر فردی در كشتن انسانها بیاعتنا باشد و افراد بسياری را به قتل برساند، اين عمل او «فساد فی الارض» تلقی میشود.
عضو خبرگان رهبری با بيان اينكه به دليل تأكيد فراوان اسلام بر قبح قتل، اين موضوع در اعلاميه اسلامی حقوق بشر پررنگتر از اعلاميه جهانی حقوق بشر مطرح میشود، تصريح كرد: اين مسئله در اسلام موضوعيت دارد و مورد نهی فراوان است. در ماده دوم اعلاميه اسلامی حقوق بشر، حيات موهبتی الهی و از سوی خدا تلقی شده است، هيچ فردی حق گرفتن آنچه را كه خداوند به هر انسانی اعم از مسلمان، كافر و جز اينها عطا كرده است، ندارد و اگر چنين كاری انجام دهد گويی با خدا مبارزه كرده است. در ادامه اين ماده در مورد حيات گفته شده است «حقی است كه برای هر انسان تضمين شده است» در اينجا وقتی تأكيد میشود حقی تضمين شده برای «هر» انسانی يعنی ديگر كسی نمیتواند با توجيه تحت عنوان مذهب مختلف يا كافر بودن يك انسان يا دلايل ديگر او را به قتل برساند.
عضو شورای عالی كميسيون حقوق بشر اسلامی ادامه داد: در ماده ياد شده از اعلاميه حقوق بشر اسلامی بر وظيفه همه افراد و مردم عادی، جوامع، ملتها و حكومتها در حمايت از اين حق بشری تأكيد میكند و میگويد «بر همه افراد و جوامع و حكومتها واجب است كه از اين حق حمايت كرده و در مقابل هر تجاوزى عليه آن ايستادگى كنند و جايز نيست كشتن هيچ كس بدون مجوز شرعى». «اگر كسی به جان ديگری تعرض كند، به ويژه اگر مسلمانی مسلمان ديگری را به قتل برساند، از هر مذهبی كه باشند، همه مردم آن جامعه، همه حكومتها بهويژه حكومتهای اسلامی بايد از مقتول حمايت و قاتل را محكوم و مجازات كنند.
وی با با اشاره به بند «ج» اين ماده، توضيح داد: در اين بند پاسداری از ادامه زندگی بشريت را تا هر جا كه خداوند مشيت كند، وظيفهای شرعی میداند. حيات انسان از كرامت او كه در قرآن در آيه «ولقد كرمنا بنی آدم» كه گرامی آفريدن انسان را بيان میكند، بالاتر است. در آيه 32 سوره مائده گفته شده است كه «من قتل نفسا بغير نفس أو فساد فى الارض فكأنما قتل الناس جميعا»، يعنی اگر انسان، يك نفر آدم را بكشد به دليل اينكه بدعت انسانكشی را در جامعه رواج داده و قباحت آن را از بين برده است گويی همه انسانهای ديگر را كشته است. در اين مسئله شرطی قائل نشده است و تفاوتی ندارد كه فرد قاتل، خود را مسلمان و انسان خوبی بداند و با ادعای اسلام آدم بكشد يا با هر نيت ديگری.
اين عضو مجلس خبرگان رهبری با بيان اينكه آيهای در قرآن وجود دارد كه قتل را «فساد فی الارض» میشمارد، گفت: اين آيه (آيه 205 سوره بقره) درباره «اخنس بن شريق» نازل شده است. اخنس بنشريق كه فردی خوشظاهر و خوشگفتار بود و بسيار ادعای اسلام و علاقه به پيامبر را داشت، ديدارهای فراوانی با پيامبر(ص) داشت. هنگامی كه بين قبيله اين فرد و يك قبيله ديگر اختلاف و جنگی ايجاد شد، او عدهای از آنها و حتی حيواناتشان را كشت. اين آيه در شأن چنين انسانی با ويژگیهايی كه گفته شد، نازل شده است كه به ويژه ادعای اسلام داشت يعنی خداوند در قرآن حتی در مورد چنين فردی آدم كشتن را «فساد فیالارض» تلقی میكند. قتل از نظر اسلام نه تنها جنايت بزرگ نقض حقوق بشر بلكه مبارزه با خداست كه حيات را به انسان موهبت كرده است بنابراين گناهی نابخشودنی و فراتر از تنها يك موضوع حقوق بشری است.
وی ادامه داد: اگر اين عمل به نام اسلام صورت گيرد، زشتی آن چند برابر میشود زيرا با معرفی كردن اسلام به عنوان يك دين آدمكشی كه مسلمانهايش به جان يكديگر افتادهاند و همديگر را میكشند، آبروی اسلام را میبرد. متأسفانه اين لفظ قرآن است كه تحريف نشده است اما قرآن در ميان مسلمانان تحريف عملی و معنوی شده است به اين معنا كه در عمل، كاری به نام قرآن توسط مسلمانها انجام میشود كه ضد آن است. آدم كشتن به نام قرآن و اسلام نيز از مواردی است كه گفته شد كه تحريف عملی قرآن، اسلام و ايجاد بدعت در اسلام است.
هاشمزاده هريسی با تأكيد بر اينكه مبارزه با كشتن انسان، تنها وظيفه طرفداران حقوق بشر يا كميسيونها و نهادهای حقوق بشری نيست بلكه وظيفه همه انسانها، ملتها و حكومتهاست، تصريح كرد: به دليل اينكه نهادهای حقوق بشری و كميسيونهای حقوق بشری كه بينالمللی هستند و در اين مناطق و كشورها قرار دارند، موضوع حقوق بشر را يدك میكشند، وظيفهشان برای مبارزه با اين مسئله بيش از ديگران است. بايد از مقتول كه مظلوم واقع شده است، حمايت و ظالم را محكوم كنند و مجازات او را از همه حكومتها بخواهند تا فرد يا افرادی كه جان انسانها را میگيرند، در جامعه، مطرود و منفور شوند و مورد مجازات قرار گرفته و موجب عبرت ديگران شودند.
وی نهادهای حقوق بشری را دو نوع خواند و بيان كرد: يك نوع آنها نهادهای مردمی هستند كه طرفداران و مدافعان حقوق بشر در اين دسته قرار میگيرند، اين گروه در اينگونه موارد تنها میتوانند اطلاعيه صادر، عمل انجام شده را محكوم و درخواست مجازات كنند اما خود آنها مجری نيستند. حكومتها و كسانی كه قدرت را در دست دارند میتوانند اين افراد را مجازات كنند، در هر كشوری كه چنين مواردی رخ دهد بايد حاكمان آن حكومت برای مجازات آنها اقدام كنند اما متأسفانه گاهی مشاهده میشود خود حكومتها فرمان اين اعمال را صادر كردهاند و در پشت اين قاتلها و تروريستها قرار گرفتهاند، فاجعه آنجاست.
عضو شورای عالی كميسيون حقوق بشر اسلامی در توضيح دليل تأثيرگذاری كم نهادهای حقوق بشری گفت: نهادهای حقوق بشری چه كار میتوانند انجام دهند؟ قضاوت و قدرت اجرای مجازات كه از حيطه توانمندیهای اين مجموعهها خارج است، اين نهادهای بينالمللی يا نهادهای مردمی حقوق بشر بايد به صراحت اتفاقاتی نظير شيعهكشیها را محكوم و قباحت آن را اعلام كنند و از حكومتها بخواهند برای مجازات عاملان اين مسائل اقدام كنند. حكومتها نيز موظف هستند هر فردی را كه دست به قتل میزند با هر ادعا و موقعيتی بيايد و به شديدترين وجه مجازات كند تا قباحت اين عمل در جهان تثبيت شود، مبارزه با تروريستها نيز به همين صورت عملی میشود اما وقتی كه عدهای از تروريستها طرفداری و بعضی حكومتها از آنها پشتيبانی كنند، فاجعه به بار میآيد و دود آن به چشم خود آنها نيز فرو میرود زيرا دنيا آشفته و صدای قتل از همه جا بلند میشود.
وی ادامه داد: مسئلهای كه كشتار شيعيان را زشتتر و خطرناكتر میكند اين است كه اين موضوع به نام اسلام انجام میشود، حداقل دامن اسلام را از اين مسائل پاك نگاه داريم.
اين عضو مجلس خبرگان رهبری با بيان اينكه گفتمان به ويژه ميان علمای مذاهب مختلف اسلامی بايد بيشتر و قویتر باشد، اظهار كرد: علما در اين موضوعات میتوانند كارساز باشند زيرا برخی از اين گروهها با تكيه بر علما، فقه و روايات اين اعمال را مرتكب میشوند. علمای اسلام بايد به هم نزديكتر شوند، با توسعه گفتمان و صدور فتاوا و اطلاعيه در روشن كردن قباحت اين مسئله برای مسلمانان و جلوگيری از تكرار آن، اين موارد را بررسی كنند. در اين صورت هر فرد، گروه، جمعيت و فرقهای كه به نام اسلام، انسان يا انسانهايی را به قتل میرساند و اين مسائل را رواج میدهد، منفور و مطرود جامعه مسلمانان خواهد بود.
وی با تأكيد بر وظيفه همه مسلمانان و حكومتهای كشورهای اسلامی بر مبارزه با اين كشتار و جلوگيری از آن، توضيح داد: حكومتها بايد با اين مسائل مبارزه كنند نه اينكه تروريستها را تغذيه و تشويق كنند و به آنها اسلحه بدهند. بايد در جهت ايجاد يك فرهنگ جهانی به ويژه در كشورهای اسلامی در حرمت و عظمت حيات انسان تلاش كرد. در اسلام تنها در مواردی كه فساد در روی زمين انجام شده، اجازه قصاص و اعدام يك نفر داده میشود، خارج از اين كشتن يك انسان در اسلام روا و جايز نيست. مسلمانان و كشورهای اسلامی نه تنها برای دفاع از حقوق بشر و حفظ جان انسانها كه برای دفاع از قرآن و آبروی اسلام بايد تلاش بيشتری در ايجاد و ترويج اين فرهنگ داشته باشند.
هاشمزاده هريسی در پايان بيان كرد: در زمانی كه برخی از علما فتوای چنين قتلهايی را صادر كنند يا حكومتها به نام حكومتهای كشورهای اسلامی پشت اين افراد و كشتارها قرار بگيرند، آنها را حمايت كنند و قرآنی را كه خود، چاپ و توزيع و تبليغ میكنند، در عمل تحريف كرده و زير اسلحههای خود قرار دهند، مسئله بغرنج میشود. آن زمان است كه بايد تدبيری اساسی انديشيده شود زيرا حقوق بشر، حقوق بندگان خدا و مقدس است، بايد از آن دفاع شود اما اين مسئله فراتر از آن و دفاع از اسلام و حيثيت آن است.