بر ساحل نور عنوان درسگفتاری است که تلاش دارد با بیانی ساده، مختصر و کاربردی به
تفسیر قرآن بپردازد. حجتالاسلام والمسلمین
سیدجواد بهشتی؛ پژوهشگر قرآنی در هر قسمت از این بسته روزانه نوشتاری و تصویری، به شرح یک صفحه قرآن پرداخته و ترجمه تحتاللفظی، نکات و مفاهیم کلیدی آیات را بیان میکند.
در ادامه خلاصهای از توضیحات در مورد صفحه ششم قرآن، آیاتی از
سوره بقره از نظر میگذرد:
خدایی که ما را آفریده بیشتر حرفهایش را در قالب قصه زده است. از شش هزار آیه در قرآن تقریباً سه هزار آیه به شکل قصه است، چرا که قصه برای همه سنین و اقشار مردم جاذبه دارد. نخستین قصهای که قرآن به آن اشاره میکند، قصه خلقت انسان است همانطور که تورات و انجیل به این قصه پرداختند؛ به این موضوع اشاره دارد که آمدن انسان به این کره خاکی چگونه بوده است؟ در آیهای از سوره «بقره» خداوند به این امر اشاره دارد و میفرماید: بسیار یاد کنید از زمانی که پروردگار به فرشتگان گفت میخواهم در زمین نمایندهای نصب کنم.
فرشتگان به خدا عرضه میدارند، میخواهی کسی را به سوی زمین بفرستی که سابقه فساد دارد! پرسش اینجاست که فرشتگان چه پیش زمینهای از انسان دارند و مگر پیشتر از این اساساً انسانی آفریده شده بود که این سابقه ذهنی ایجاد شده باشد؟ گروهی اعتقاد به این موضوع دارند که پیش از خلق انسان موجود شبیه به او نیز بوده است و آدم نخستین انسان ذیشعور بوده است. با این فرض انسانهای نخستین متوحش بوده و قطعاً بر روی زمین فساد و جنایت کردهاند!
اما خداوند در برابر این موضع فرشتگان چنین میفرماید: من چیزی درباره انسان میدانم که شما نمیدانید. خداوند انسان را خلیفه بر روی زمین قرار داد و همه اسرار عالم را در وجود او نهاد و او را از نهان و آشکار عالم باخبر کرد که اساس تفوق انسان بر سایر فرشتگان نیز براین اساس است.
فرشتگان در برابر این میزان از ویژگیهایی که خداوند برای انسان برمیشمرد، سر تسلیم و تعظیم در برابر انسان فرود میآورند، مگر ابلیس که از اجنه بود و به واسطه عباداتی که در ساحت قدسی پروردگار داشت به مقام و مرتبه یک ملک و فرشته ارتقا یافته بود و به واسطه تمرد از این دستور از درگاه الهی رانده شد.
با خلقت آدم، او به همراه همسرش حوا در باغی اسکان داده میشوند و به آنها گفته میشود که از هر آنچه در این باغ است، میتوانید تناول کنید، مگر ثمرات درختی ممنوعه که همین امر محلی برای وسوسه ابلیس میشود تا آنجا که لغزش آدم موجب آن شد که آنها از بهشت رانده شده و این زحمت و محنت برای ابنای بشر به وجود آید که آنها در طلب فلاح و رستگاری همواره باید خود را از وسوسههای شیطان برحذر دارند.
آدم بر اثر این لغزش غصهدار شده و سالهای دراز او و آدم عجز و لابهای به منظور بخشش چنین گناهی که مرتکب شده بودند، داشتند تا اینکه خداوند کشتی نجاتی برای رهایی آنها از این تلاطم و تشویش به ایشان معرفی کرد و آن وسیله نجات و رهایی جز توسل به پنج تن آل عبا نیست. این همان مسیری است که از آدم ابوالبشر برای انسانها در همه قرون و اعصار به عنوان میراث به ودیعه گذاشته شده است و به این واسطه امید به نجات و رهایی از بند وسوسههای شیطان وجود دارد.
انتهای پیام