کد خبر: 2520274
تاریخ انتشار : ۲۸ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۸
تفسيرماثور؛ فهم كتاب از مجرای عترت/49

نوآوری در تفسير قرآن با ارج نهادن به ميراث گذشتگان ميسر می‌شود

گروه انديشه: راه‌كار پويا بودن فهم از دين اين است كه در عرصه تفسير قرآن، ضمن ارج نهادن به ميراث گذشتگان در تفسير مأثور كه همان سخنان معصومين(ع)‌ و اصحابشان است و بهره‌گيری از شيوه‌های مورد استفاده در تفسير مأثور، بتوانيم در روزگار خودمان نوآوری‌هايی در عرصه علوم قرآن داشته باشيم.

حجت السلام والمسلين علی‌اكبر رستمی، عضو هيئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا) به بررسی نقش تفسير ماثور در طول تاريخ پرداخت.
وی با بيان مقدمه‌ای در خصوص اين موضوع اظهار كرد: اصطلاح تفسير ماثور به معنای مجموعه سخنان و رواياتی است كه از پيامبر اكرم(ص) و اهل‌بيت مكرم ايشان(ع) به ضميمه روايات و سخنان تفسيری صحابه و شاگردان صحابه كه از آن‌ها به تابعين ياد می‌شود، در اختيار ما قرار گرفته است. بنابراين به مجموعه سخنان و رواياتی كه از معصومين(ع) يا شاگردان معصومين(ع) در تفسير و بيان و توضيح آيات قرآن در اختيار ما قرار گرفته، تفسير ماثور می‌گويند.
وی افزود: تفسير ماثور با عناوين ديگری مانند تفسير اثری، تفسير روايی، تفسير نقلی و روايت تفسيری نيز ياد می‌شود كه با اصطلاح تفسير ماثور مجموعا پنج اصطلاح را در بر می‌گيرد كه همه اين اصطلاحات به يك معنا است، اما تعابير متفاوت و گوناگونی است كه درباره يك موضوع به كار می‌رود. اين مجموعه سخنان تفسير معصومان يا روايات تفسيری اكنون در مجموعه‌هايی به نام‌های مختلفی تحت عنوان روايات تفسيری هم در ميان اهل سنت و هم در ميان شيعه در دسترس است.
رستمی در پاسخ به اين سوال كه تفسير ماثور در طول تاريخ چه نقشی داشته است؟ خاطرنشان كرد: در دنيای اسلام و در تاريخ اسلام از همان سده‌های نخست، دو رويكرد و دونگاه اصلی در حوزه فقه، اصول و تفسير نسبت به نحوه تعامل با روايات ماثور شكل گرفت كه با توجه به اين دو نگرش، نقش روايت تفسيری يا نقش تفسير ماثور متفاوت می‌شود. نگرش و رويكرد اول اين بود كه نگاه ما بايد در خصوص تفسير ماثور اين‌گونه باشد كه آن‌چه از پيامبر(ص) و معصومين(ع) و صحابه درباره تفسير قرآن در اختيار ما قرار دارد، بايد به همان ميزان و به همان سخنان پيشينيان در تفسير اكتفا كنيم و فراتر از آن اجازه اجتهاد و نوانديشی و نوآوری در عرصه تفسير را نخواهيم داشت.
اين پژوهش‌گر قرآنی در ادامه گفت: از صاحبان اين نگاه تعبير به ظاهرگرايان، حشويه و كسانی می‌شود كه به قشر و پوسته دين نگاه می‌كردند و در تفسير و حوزه‌های ديگر علوم اسلامی هم اين نگاه وجود داشت. اين‌كه اين گروه معتقد بودند كه ما نبايد از حريم سخنان معصومين(ع) پا را فراتر بگذاريم و در همان محدوده روايات تفسيری تفسير ماثور كه از آن تعبير به تفسير ماثور می‌شود، ما در همان محدوده اجازه فهم از قرآن را داريم؛ ظاهر اين سخن، زيبا به نظر می‌رسد. اين‌كه ما خود را در تفسير قرآن به سخنان رسيده از پيشينيان مقيد بدانيم و فراتر از آن نوآوری و نوانديشی نداشته باشيم؛ اين معنايش اين است كه ما صرفا بايد به همان تفسير قرآن و فهم از قرآن كه در سده‌های نخست ارائه شده است، ملتزم باشيم و در سده‌های بعد اجازه نو‌آوری و نو‌انديشی و بسط و توسعه تفسير و فهم بيش‌تر از قرآن را نداشته باشيم و بايد به همان ميراث گذشتگان اكتفا كنيم. اين ديدگاه است كه در زمينه تفسير ماثور وجود دارد كه البته طرفداران اين نگاه هم زياد نبوده‌‌اند.
وی ادامه داد: اين رويكرد دوره‌های ضعف و قوتی نيز داشته است و در دوره‌های بعد در قرون 9 و 10 هم تقريبا طرفدارانی پيدا كرد، اما به تدريج آن نگاه ديگری كه در مقابل نگاه اول قرار دارد، طرفداران بيش‌تری يافت. نگاه دوم آن است كه ما معتقديم تفسير ماثور كه همان سخنان تفسيری پيامبر(ص) و اهل‌بيت(ع) يا صحابه و تابعين است، به عنوان يك ميراث گران‌بها و ارزشمند در اختيار ما قرار گرفته و جايگاه ويژه خود را هم دارد، اما اين‌كه در تفسير قرآن به آنچه از پيشينيان در اختيار ما قرار گرفته‌ است، بسنده كنيم و اجازه نوآوری را نداشته باشيم، چنين چيزی به معنای بسته شدن و بسته دانستن باب نوآوری و فهم نو و جلوگيری از به روز كردن فهم از قرآن است.
وی ادادمه داد: قرآن كتاب تمامی اعصار و مكان‌ها است. قرآن آمده است كه جاودان بماند و جهان‌گير شود. همان‌طور كه از ائمه معصومين(ع) روايت شده، قرآن جاری است همان‌گونه كه خورشيد و ماه جاری هستند؛ «القرآن يجری كما تجری الشمس و القمر». تنها راه عملی كردن اين فرمايش امام باقر(ع) اين كه قرآن مانند خورشيد و ماه جريان داشته باشد، اين است كه در عرصه تفسير قرآن، ضمن ارج نهادن به تفسير ماثور كه همان سخنان معصومين(ع)‌ و اصحابشان است، با الهام و استفاده از آن و با بهره‌گيری از شيوه‌های مورد استفاده در تفسير ماثور، بتوانيم در روزگار خودمان فهم‌نو، برداشت‌های نو و نوآوری‌هايی در عرصه علوم قرآن داشته باشيم و اين رويكرد است كه نقش روايات تفسيری را برجسته می‌‌كند.
اين استاد دانشگاه در ادامه چنين گفت: ما ضمن احترام به سخنان پيشينيان در تفسير قرآن، به سخنان پيشينيان بسنده نمی‌كنيم و اساسا راه‌كار پويا بودن فهم از دين نيز همين است كه ما در فهم قرآن، ضمن اين‌كه از گفته‌های پيشينيان بهره‌مند می‌شويم، از آن‌ها استفاده می‌كنيم و در روزگار خودمان نوآوری‌هايی در عرصه فهم قرآن خواهيم داشت. اين می‌تواند به به روز شدن قرآن و فهم قرآن و نوآوری و گستره نفوذ قرآن كريم بيافزايد.
رستمی در انتها يادآور شد: اين دو نگاه اساسی كه از سده‌های نخست اسلام تا زمان حال وجود داشته است، باعث می‌شود كه نوع نقش تفسير ماثور در فهم از دين و فهم قرآن متفاوت شود و البته نگاه دوم نگاهی مستدل‌تر، منطقی‌تر، عالمانه‌تر و نوانديشانه‌تر است. همين نگاه دوم در روزگار‌ ما توسط مفسران گران‌قدری چون علامه‌طباطبايی يك نگاه جديدتری به‌ خود گرفته و يك بازنگری در آن صورت گرفته است كه در خصوص تفسير ماثور جايگاه آن را برجسته‌تر و نقش آن‌را متمايزتر ساخته است. تعبيری كه مرحوم علامه طباطبايی درباره نقش و جايگاه تفسير ماثور دارد، اين است كه ايشان به دو معلم تشبيه می‌كنند كه يك معلم به شاگردان خود معلومات و اطلاعات می‌دهد و معلم ديگر راه دستيابی به معلومات را به شاگردان می‌آموزد؛ به عبارت واضح‌تر، روايات تفسيری به تعبير مرحوم علامه‌طباطبايی حكم معلمی را دارند كه به ما شيوه تفسير را می‌آموزند.
captcha