به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) شعبه اصفهان، آیتالله العظمی حسین مظاهری، رئیس حوزه علمیه اصفهان در پیامی به همایش سبک زندگی «عالمی دیگر، آدمی دیگر» که توسط مجموعههای فکری و فرهنگی روز چهارشنبه، چهارم اردیبهشتماه سال حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برگزار میشود آورده است:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم
به همايش سبك زندگی(عالَمی ديگر، آدمی ديگر) اكنون كه با عنايت خداوند سبحان، اين همايش به منظور بحث دربارۀ يكی از مهمترين موضوعات مورد نياز جامعۀ ما يعنی مسئله «فرهنگ و سبك زندگی» تشكيل میگردد، ضمن تشكّر از اهتمام شما عزيزان برای برگزاری اين نشست و تأكيد بر استمرار اينگونه مباحث، نكاتی چند را به اختصار، متذكّر میشوم:
1) قرآن كريم، اساس دعوت خدا و رسول(ص) را، زندگی و حيات حقيقی قرار داده و تصريح میفرمايد: «يا أَیُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما یُحْييكُمْ» و در اين مسير، پيامبراكرم «صلیاللهعليهوآلهوسلّم» را به عنوان اسوه و قُدوه معرفی مینمايد: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً».
بر پایۀ اين آیۀ مباركه، كسانی میتوانند در فرهنگ و شيوۀ زندگی خود، به رسول گرامی اقتدا نمايند كه از سه ويژگیِ «ايمان به خدا، اعتقاد به روز جزا و تداوم بر ذكر و ياد خدا» برخوردار باشند.
در حقيقت، ايمان به مبدأ و معاد، انگيزۀ اين حركت و يادِ مداوم خداوند، ضامن استمرار اين حركت است، زيرا كسی كه چنين نباشد، قادر به قدم گذاردن در جای پای پيامبراكرم نيست.
بنابراين دستيابی به حيات حقيقی كه متنِ دعوت خدا و رسول است، نيازمند الگويی كارآمد و روشن كنندۀ همۀ ابعاد زندگی است، كه اين اسوه و الگوی روشن نيز برای جويندگان آن معلوم گرديده است.
اقتدا به سيره و سنت رسول الهی، تضمينكنندۀ نيل ما به حيات طيبۀ قرآنی است كه ثمرۀ شيرينِ آن، تحقق جامعهای قرين با آرامش، امنیت، اميد، محبت، دوستی، رفاه و ساير مفاهيم سازندۀ انسانی خواهد بود.
2) در مسئله سبك و روش زندگی، جايگاه اخلاق، برترين و مهمترين جايگاه است و در سبك و روش زندگی، بايد فضايی ايجاد شود كه فرصت برای تمرين اخلاق و تجلی آن در همۀ ابعاد زندگی وجود داشته باشد.
امروز، بیشك همانگونه كه گسترش ماشينی شدن جامعه، با همۀ محاسنی كه برای بشریت به دنبال داشته، اما عملاً فرصت را برای اخلاق و عواطف انسانی كاهش داده است، به همان ميزان، گسترشِ تأكيد بر پارهای از جنبههای اجتماعی، به صورت يكطرفه و افراطی، نيز جا را بر اخلاق تنگ كرده است.
به عنوان مثال فضای سنگين سياست تهی شده از اخلاق ادب و متانت، همچنين تلاشِ روزافزون و مهار ناشده برای دستيابی به منافع مادی بدون توجه به اخلاق اقتصاد و ثروت و نظاير اينگونه معضلات جدی اجتماعی، بايد همۀ ما را به اشكالات و آسيبهای مهمی كه با آن مواجه هستيم، متفطن و هوشيار سازد.
متأسفانه ما پس از انقلاب بزرگ اسلامی، آنچنانكه توقع و انتظار بود، در زمينۀ اخلاق و مسائل وابستۀ به آن همانند سبك و فرهنگ زندگی، پيشرفت چشمگيری نكردهايم و در اين زمينه، عقبماندگیهای فراوانی داريم.
سؤالات مهمی كه در سخنان مقام معظم رهبری دربارۀ سبك زندگی آمده است، حقيقتاً شايستۀ تأمل و بررسی است: «چرا فرهنگ كار جمعی در جامعۀ ما ضعيف است؟ چرا طلاق افزايش يافته است؟ چرا روی آوردن جوانان به مواد مخدر افزايش يافته است؟ چرا در روابط همسايگی، رعايتهای لازم را نمیكنيم؟ چرا صلۀ رحم در بين ما ضعيف است؟ چرا در زمينۀ فرهنگ رانندگی، منضبط نيستيم؟ الگوی تفريح سالم چيست؟ نوع معماری در جامعۀ ما چگونه است؟ طراحی لباس در بين ما چقدر صحيح است؟ آيا ما در معاشرتهای روزانه به طور كامل راست میگوييم؟ در بين ما دورغ چقدر رواج دارد؟ چرا پشت سر يكديگر حرف میزنيم؟ علت كارگريزی چيست؟ علت پرخاشگری و بیصبری در ميان ما چيست؟ حقوق افراد را چقدر مراعات میكنيم؟ در رسانهها حقوق افراد چقدر مراعات میشود؟ چقدر به قانون احترام میكنيم؟ وجدان كاری در جامعه ما، چقدر وجود دارد؟ انضباط اجتماعی در جامعه ما چقدر وجود دارد؟ محكمكاری در توليد چقدر وجود دارد؟ چرا حرفهای خوب، نظرهای خوب و ايدههای خوب، در حد رؤيا و حرف باقی میماند؟ چرا ساعات مفيد كار در دستگاههای اداری ما كم است؟ چرا در بين بسياری از مردم ما مصرفگرايی رواج دارد؟ چه كنيم كه ريشۀ ربا در جامعه قطع شود؟»
ای كاش فضای خستهكنندۀ سياسی كشور، جای خود را به بررسی اين سؤالات و آسيبهای مهم میداد و اين سخنان با اهمیت در هياهوی سياست، گم نمیشد.
3) اينك چه بايد كرد؟ برای درمان اين معظلات بزرگ از كجا و چگونه بايد آغاز نمود؟
به نظر میرسد سه كار اساسی در اين زمينه لازم است: اوّلاً در عرصۀ عملی، هركسی به سهم خويش، تمرينِ اخلاقی بودن و اخلاقی زيستن را آغاز كند و بیاعتنا به ساختارهای هنجارشكنی كه در جامعه، گسترش يافته است، از خود آغاز نمايد: «يا أَیُّهَا الَّذينَ آمَنُوا عَلَیْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا یَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً فَیُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ».
ثانياً در عرصۀ علمی، بايد تلاش جدّی برای تبيين هر چه بيشتر فرهنگ زندگی براساس تعاليم حياتبخش و انسانساز قرآن و عترت انجام شود و با زبانِ برهان و فطرت، نظامی اخلاقی و انسانی برای عمل، طراحی گردد و در اين زمينه وظيفۀ حوزههای علمیه و دانشگاهها، سنگين و خطير است.
ثالثاً در عرصۀ حكومت، سياستمداران و برنامهريزان و مجريان بايد به گونهای برنامهها و سياستهای اجرايی را تنظيم و ساماندهی كنند كه به تحكيم و گسترش اخلاق و معنویت بيانجامد و از اينرو بايد برنامهها و اقداماتی كه فضای بیاخلاقی و بداخلاقی و دوری از خردورزی و عقلانیت و اخلاق و معنویت را می گستراند، به شدت جلوگيری كنند و بدانند كه اساس و پایۀ حكومت دينی و اسلامی بر توسعۀ قلمرو اخلاق و اخلاقیّات است، چنانكه پيامبر مكرم نيز تصريح فرمودند كه من اساساً و پيش از هر چيز برای تحكيم و تتميم مكارم اخلاقی، مبعوث شدهام: «بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ». اميد است اين همايش بتواند در مسير تبيين شاخصهای سبك و فرهنگ زندگی براساس رهنمودهای قرآن و سنّت، قدمی مثبت به جلو بردارد. توفيق همۀ شما را از خداوند تعالی خواستارم.
والسّلامعليكم و رحمةالله و بركاته
حسين المظاهری
3 / ارديبهشت / 1392