حجتالاسلام والمسلمين حسن خيری، مدرس جامعةالمصطفی(ص) در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) با اشاره به نگاه اسلام به مسئله سبك زندگی، گفت: مسئله سبك زندگی موضوع جديدی نيست؛ آداب زندگی كردن برای رسيدن به آرامش و تكامل در زندگی از جمله مواردی است كه اسلام و در نگاه تمدنی بشر هميشه مورد توجه بوده است.
وی افزود: يكی از مرتبط ترين موضوعات با مسئله سبك زندگی اسلامی، مبحث تمدن اسلامی است كه به نوعی میتوان آن را وجه خارجی تمدن دانست؛ به عبارت ديگر، در تمدن، زيرساختها، باورها، هنجارها و انگارههايی كه در فرهنگ وجود دارد، در سبك زندگی نمود عينی پيدا میكند و به همين دليل است كه گفته میشود، نمود خارجی تمدن، شيوه زندگی است كه تحت عنوان سبك زندگی از آن ياد میشود.
مدرس جامعةالمصطفی(ص) اظهاركرد: اگر از تمدن اسلامی سخنی به ميان میآيد، بخشی از آن را ناگزير بايد تحت عنوان سبك زندگی بدانيم؛ اگر بخواهيم نشانه و سراغی از تمدن و باورهای اسلامی و ضوابظ اخلاقی و حقوقی اسلام بيابيم بايد آن را در نحوه زندگی حقوقی، اجتماعی، سياسی، اقتصادی، زندگی اجتماعی و فردی و شهروندی و حتی مباحثی چون معماری و شهرسازی و الگوهای زندگی مردم آن سامان جستوجو كنيم.
وی افزود: يكی از مسائلی كه هميشه قدما بر آن تأكيد میكردند، ساخت زندگی بر اساس و محوريت اسلام در نوع رفتار، پوشش، گويش، شهرسازی، معماری، نحوه تعاملات و ... بوده است و به همين دليل است كه اين همه آثار معماری در كشور ما بهعنوان آثار بومی و اسلامی نام برده میشود زيرا در اين شيوه زندگی، اسلام و نگاه تمدنی اسلامی نقش ويژهای ايفا میكرد.
اين مدرس حوزه و دانشگاه تصريح كرد: اگر گفته میشود كه تمدن اسلامی تضعيف شده است، يعنی در حقيقت مردم، زندگی خود را مطابق با آن الگوهای تمدن اسلامی را سامان ندادهاند و يا اگر گفته میشود كه ما میخواهيم تمدن نوين اسلامی ايجاد كنيم، غرض آن است كه قصد آن را داريم كه بر پايه زيرساختهای اسلامی نحوه زندگی فرد و اجتماعی خود را منطبق بر الگوهای اسلامی بسازيم.
وی گفت: ساخت زيرساختهای زندگی براساس و منطبق بر فعل و اراده ارزشهای اجتماعی و شيوههای رفتاری از جمله شيوه و الگوی خوراك و پوشاك و حالات رفتاری منطبق بر فعل و اراده ارزشهای اجتماعی، تحت هنجار يكسان هويتی چون اسلام میتواند ما را در ساخت تمدن جديد اسلامی ياری كند كه همين كار نيز شامل لايهها و سطوح مختلف است.
خيری اظهار كرد: اگر در گذشته شهرهای ما بر مدار يك الگوی ويژهای كه منطبق بر دستورات اسلامی است پیريزی شده است با جرأت در هرجا از شهرسازی اسلامی سخن میگوييم و يا اگر اين كار صورت نگرفته باشد، نمیتوانيم ادعای شهرسازی منطبق بر آموزههای اسلامی را مطرح كنيم؛ شهر اسلامی دارای مشخصههايی است كه به محض ورود به شهر جلوههای آن بر هر كسی آشكار میشود.
وی گفت: وقتی وارد شهر اسلامی میشويم رويكرد محورگرايی و مركزگرايی بهطور كامل در آن به چشم میخورد؛ زيرا عمدتاً در شهرسازی اسلامی همه چيز در شهر يه يك نقطه مركزی ختم میشود كه همان مساجد جامع شهرها هستند؛ مسجد جامع، در حقيقت نماد اصلی شهرسازی اسلامی است و به همين دليل است كه مساجد جامع در ايران از حيث زيبايی، وسعت، هنر به كار رفته در نقوش و ساختمان و فوندانسيون از زيباترين بناهايی ملی بهشمار میروند زيرا هويت يك شهر بودند.
خيری اظهار كرد: در حقيقت از شكل سازهها و شكل معماری و رعايت اصول اخلاقی و هنجارهای اسلامی در نوع ساختمانها میتوان فهميد كه مردم اين شهر مسلمان هستند يا خير؛ اين حقيقتی است كه گواه صادقی چون تاريخ را در مقابل خود دارد.
وی افزود: وقتی وارد شهری میشويم كه به جای مساجد اعظم، بر محور آسمانخراشهای بانك و شركتهای تجاری و مراكز خريد و ... شكل پيد اكرده است قطعاً ديگر نمیتوانيم بگوييم كه سبك شهرسازی اسلامی با رعايت الگوی تمدنی اسلامی را رعايت كردهايم، در شهرسازی داخلی نيز سبك زندگی اسلامی در شكلدهی به الگوهای معماری نقشآفرين بوده است؛ از ساخت اندرونی و بيرونی و نشستگاههای بيرون درب و حوضچهها و رنگهای آرامشبخش در منازل و حفظ حيا و حريم منزل میتوانيم نتيجه بگيريم كه به چه ميزان پيشينيان ما در سبك زندگی خود نگاه تمدنی اسلامی را لحاظ میكردند.
وی گفت: عرصههای مختلف زندگی چه در حوزه روابط و مناسبات خانوادگی و غيره در اسلام كاملاً مشخص و قابل احصا است؛ اسلام يك فرهنگ كلی را در چارچوب احكام و دستورات و توصيههای اخلافی و رفتاری و عينی پيش روی انسان میگذارد كه در آن بر نقش زن و مرد بهعنوان سازندگان بنای زندگی و تفكيك نقش آنان و همچنين مناسبات خانوادگی در ايجاد روابط خانواده تكيه دارد؛ برای هر كدام نقشی متصور شده كه بر اساس آن میتوانند زندگی را بر اساس ساخت اسلامی بنا كنند.
ادامه دارد....