حجتالاسلام والمسلمين مجتبی رضايی، پژوهشگر مهدويت و تاريخ اسلام، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) گفت: در يك جامعه ايمانی، سه حالت متصور است كه شامل جامعه دينی، منتظر و زمينهساز میشود و در قرآن كريم كه كتاب آسمانی است و مسوليتش هدايت بشر در دوراهیهای زندگی است برای هر سه اينها نكات خاصی بيان شده است.
وی افزود: يكی از راههای جالب قرآن برای تبيين اين سه جامعه، نام بردن از يك جامعه خاص است كه اين سه دوره را پشت سرگذاشته و نمونه عينی آن همان جامعه يهود است؛ خصوصيت جامعه يهود اين است كه در يك برهه زمانی هم جامعه منتظر، هم جامعه دينی و هم جامعه زمينهساز بود.
اين كارشناس مهدويت، عنوان كرد: بر اساس متون روايی، تا قبل از حضرت موسی(ع)، يهوديان جامعه منتظر بودند و انتظار منجی را میكشيدند و به حسب تنگناهايی كه در زمان فراعنه از نظر اقتصادی و سياسی و... در آن قرار داشتند، هميشه اميد فرج داشتند و ضجه ميزدند و واقعا هم مصيبت كشيده بودند و طبق روايات ما خداوند به خاطر همين ضجه و زاری كه داشتند و توجه اجتماعی كه به خداوند پيدا كردند از آنها دفع بلا شد و ظهور را واقع كرد.
رضايی تصريح كرد: در آن زمان جامعه يهود از انتظار به درآمده و به جامعه دينی مبدل شد و اولين تجربه جامعه دينی را مردم دنيا در قالب جامعه يهود به خود ديدند كه مرحله دوم بود؛ مرحله سوم نيز باز هم به يك مرحله از انتظار رسيدند؛ يعنی آنها در ابتدا كارشان با انتظار شروع شد و به جامعه دينی رسيد و پس از آن دوباره به جامعه منتظر رسيدند كه انتظارشان با نوبت اول تفاوت داشت؛ انتظار دومی انتظار مصلح و موعود نهايی آخرالزمان بودند كه بر همين اساس نيز تحولات عميقی در بين آنان روی دارد.
وی گفت: اگر پژوهشگری به دنبال آسيبشناسی از جوامع دينی است، قطعا بهترين نمونه، همان نمونه قرآنی يعنی جامعه يهود است كه در آن میتواند آسيبها و فرصتها و تهديدهای جامعه منتظر رصد كند.
رضايی در بيان انحراف جامعه يهود در عصر زمينهسازی تصريح كرد: در جامعه ديندار زمينهساز يهود، يك خلاء بزرگ در اين جامعه وجود داشت كه همان خلا زمينهسازی بود؛ طبق آيات قرآن و متون روايی ما يهودیها وقتی میخواستند به كفار فخر بفروشند میگفتند كه منتظر باشيد كه يك روزی موعود ما انتقام ما را از شما خواهد گرفت و به هر نوع از موعودی كه خاتم پيامبران بود، مايه میگذاشتند ولی در اين بين، خود، تحركی نداشتند.
رضايی يادآور شد: يهوديان برای همراهی با پيامبر(ص) از فلسطين به سمت حجاز و اطراف مدينه آمده و در آنجا مستقر شدند؛ اين كوچ به اين معنی بود كه در عين انتظار برای رسيدن به موعود، خود حركت كردند و از وطنشان به سوی اعراب باديهنشين و بدوی رفته و اين رنج سفر را به جان خود خريدند؛ نكته جالب هم اين بود كه سرزمين حجاز به حدی عقب مانده بود كه حتی امپراتوریهای روم و ايران حتی كوچكترين رغتبی برای آن نداشتند اما آنان اين مهاجرت را انجام دادند يعنی اينكه من در عين اينكه منتظرم برای انتظارم حركت دارم و از وطن خودم كه فلسطين است میروم و به جامعه بدوی نقل مكان كردند.
وی افزود: آنان برای رسيدن به پيامبر موعود در چنين سرزمين عقب ماندهای كه نه ايران و نه روم حاضر به تصرف آن نبود، ساكن شدند؛ آنها به انتظارشان رنگ زمينهسازی دادند و به جای انتظار ايستا، انتظاری پويا داشتند و فقط نمیگفتند كه ای خدا! فرج را برسان بلكه هم دعا كردند و منتظر ماندند و هم برای ياری موعود، به منطقهای كه قرار بود پيامبر آخرالزمان از آن نقطه مبعوث شود، هجرت كردند.
رضايی عنوان كرد: بزرگترين مشكل يهود در اين زمينه از آنجا شروع شد كه در عرصه زمينهسازی برای ظهور دچار غرور شدند و خود را نيز در اين آسيب جامعه دينی گم كردند؛ آنان در اين مسير رسالتشان را به طور كامل فراموش كرده و از آن فاصله گرفتند؛ نتيجه اين نوع نگاه نيز آن شد كه به قول قرآن كريم، تا پيامبر نيامده بود از موعود خود دم میزدند كه منتقم ما خواهد شد و... ولی به محض ظهور منجی و موعود آخرالزمان اولين كسی كه در مقابل ايشان قرارگرفتند همين يهوديان بودند كه به گفته قرآن به بدترين دشمن مسلمانان نيز مبدل شدند.
وی گفت: يك جامعه دينی بايد در حال رشد و پويايی و پيشرفت باشد؛ پيشرفت يك جامعه دينی آن است كه مردم را به حد انتظار برساند؛ جامعه منتظر جامعهای است كه به آينده نظر دارد ولی برای همين دنيا هم برنامه دارد و همه چيز را قيامتی نگاه نمیكند؛ جامعه دينی بايد به انتظار برسد يعنی به آينده دنيای خود فكر كند و چشمانداز داشته باشد زيرا اگر نداشته باشد، به طور قطع دچار بیهويتی شده و از آرمان خود فاصله میگيرد.
رضايی عنوان كرد: جامعه دينی جامعه تكليفگرا است و بر طبق حلال و حرام الهی رفتار میكند و برای رسيدن به چشمانداز انتظار، برنامه مدون و روش و شيوه دارد.