به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، كتاب «نقش مربی در تربيت اخلاقی ـ معنوی» نوشته محمد عالمزاده نوری، حسن بسليكی و حسين مرادی به همت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر و در بيست و ششمين نمايشگاه بينالمللی كتاب تهران عرضه شد.
بنا بر اين گزارش، نويسندگان اين كتاب با هدف تبيين اصل ضرورت، نوع نياز، كيفيت و زمان مراجعه به مربی و شناختن مدعيان دروغين و كمبضاعت، مباحث خود را در شش فصل كليات، ضرورت مربی، ويژگیهای مربی، وظايف و كاركردهای مربی، وظايف متربی و اطاعت از مربی ويك خاتمه طرح كردهاند.
فصل اول اين كتاب به بيان كليات و مفاهيم اختصاص دارد. در فصل دوم اصل ضرورت مربی به جهت نقشآفرينی فراوان او در فرايند تربيت و تسهيل مسير رشد، اثبات و به ابهامها و ترديدها پاسخ داده شده است و در نهايت تأكيد شده كه نياز به مربی در شرايط و مراحل مختلف يكسان نيست. بدين ترتيب مربی مورد نياز در قدمهای آغازين با مربی مراحل نهايی متفاوت است. آنچه مبتدی نوپا برای حركت نياز دارد به سرعت و سهولت بيشتری قابل دسترسی است، زيرا آموزشهای اوليه را میتوان از مربيان درجه دو و سه نيز دريافت كرد. بر پايه اين نگاه مربيان در يك خوشه تربيتی طبقهبندی خواهند شد.
فصل سوم به ويژگیهای مربی و بيان شايستگیهای علمی، عملی و اخلاقی او اختصاص دارد. در اين فصل استمداد از خدا، استمرار اقدام و عمل و تلاش و جستجوی روشمند برای احراز صلاحيتها قبل از مراجعه به مربی و بعد از آن به عنوان راهكارهای احراز اين صلاحيتها و دستيابی به مربی شايسته پيشنهاد شده و جايگاه كشف و كرامت در اين مقام تبيين شده است.
در فصل چهارم وظايف و شئون عام مربی در پيشگيری، درمان و رشد و نيز كاركردهای ويژه مربی در تربيت معنوی بيان شده و اين مسئله تشريح شده است كه مربی چند گونه آگاهی در اختيار متربی میگذارد؛ مربی مقاصد و كمالات و همچنين ارزشها و تكاليف را مینماياند، خطرات و موانع را گوشزد میسازد، اولويتها را در مقام تزاحم روشن میكند و علائم تشخيصی را معلوم میسازد. همچنين با تذكر و موعظه، تشويق و دلگرم سازی، ايجاد تمركز، اميدبخشی، ارائه الگوهای موفق، الزام و عتاب و فراهم كردن حلقه صالحان به متربی انگيزه حركت میدهد. نقاط قوت و كاستیها و رذائل اخلاقی او را تشخيص میدهد، مشكلات كليدی او را میيابد و میتواند به خوبی در اين موارد ريشهيابی كند. پس از آن با ارائه راهكارهای موردی و مصداقی،، يعنی برنامه متناسب، با ويژگیها و شرايط متربی، او را به سوی سلامت اخلاقی و سپس كمال و تعالی سوق میدهد.
علاوه بر اين او را در مسير حركت وانمیگذارد و مشفقانه همراهی میكند؛ يعنی با نظارت مستمر بر اجرای صحيح برنامه، و مطالبه و ارزيابی فعاليتهای متربی در جريان حركت او قرار میگيرد و هرگاه متوجه تصميم يا روش نادرستی از ناحيه او شد، تذكرات لازم را به او میدهد و يا در بسته دستورات خود تغييرات لازم را اعمال میكند.
مربی بايد روال تربيت را به سوی استقلال متربی راهبری كند و از وابستگی دائم او به خود بكاهد. اگر قرار باشد فرايند تربيت تا ابد زير نظر مربی ادامه داشته باشد، جريان تربيت با خطر جدی مواجه خواهد شد؛ چرا كه مربی همواره همراه متربی نيست. بنابراين لازم است جريان تربيت به سمتی هدايت شود كه ضرورت مراجعه به مربی آرام آرام كم شود و متربی بتواند مسير رشد را مستقلاً طی كند.
در آموزههای اسلامی علاوه بر بيان معارف والای اخلاقی بر نقش الگو در تربيت نيز تأكيد شده است. الگو تجسم عينی كمالاتی است كه انسان در پی آن است. مربی علاوه بر معرفی الگوهای مناسب، خود نيز در جايگاهی است كه خواسته و ناخواسته، با رفتار و گفتار در مقابل ديدگان متربی قرار دارد و بر جان الهامپذير او اثر میگذارد. هرچه محبت و ارادت متربی به او بيشتر باشد، الگوبرداری از رفتار و شخصيت او بيشتر و تأثيرات او در جان متربی عميقتر است.
مربی در تربيت معنوی علاوه بر اين همه، مراحل سلوك را برای متربی تبيين و وقايع شهودی را تفسير میكند و با دعا و حمايت معنوی از او، او را در مسير سلوك مدد میرساند.
فصل پنجم به وظايف متربی اختصاص دارد. متربی قبل از مراجعه به مربی بايد با ملاكهای صلاحيت او آشنا شود، شور و اشتياق درونی در خود ايجاد كرده باشد، برای دستيابی به مربی شايسته علاوه بر استمداد از خدا و اعتصام به او، تلاش كند، و صداقت عملی خود را در طلب معنويت نشان دهد. بعد از مراجعه به مربی نيز بايد همت و تلاش شخصی خود را بهكار گيرد، حدود مراجعه را رعايت كند، رازدار باشد، عتاب مربی را تحمل كند و برای او دعا كند و از او الگو گيرد.
اين اثر در فصل ششم به بحث اطاعت از مربی پرداخته است. اگر ضرورت يا فايده فراوان مربی را پذيرفته باشيم، بايد اذعان كنيم كه حدی از اطاعت برای اين منظور ضروری است. بدون اطاعت، فايدهای برای مربی تصور نمیشود؛ زيرا معنای لزوم مراجعه به مربی، مرجعيت مربی است. مرجعيت مربی نيز مستلزم اطاعت است. اگر لازم باشد به استاد مراجعه شود، لازم است از او اطاعت هم شود و اگر بنای اطاعت نباشد مراجعه لزومی ندارد.
بر اين اساس اطاعت از مربی به عنوان يك اصل مسلم اوليه كه در مقام شك نيز بايد بدان رجوع كرد بسيار روشن و مورد اتفاق است؛ اما در اين زمينه سؤالاتی مطرح است؛ «آيا ملاكی برای سنجش اوامر مربی وجود دارد؟»، «آيا مربی وظيفه دارد دستورات خود را مستدل سازد و توضيح دهد يا متربی نبايد از مربی انتظار توجيه و توضيح داشته باشد؟»، «اگر مربی دستوری داد كه به خطا بودن آن اطمينان داريم، آيا به اطمينان خود عمل كنيم يا به سخن استاد گوش دهيم؟»، «اگر مربی بر خلاف شرع دستوری دهد، آيا متربی موظف به اطاعت است؟»، «اگر مربی دستوری داد كه تصور میكنيم با عزت نفس ما سازگار نيست، چه بايد كرد؟»، «اگر دستورات مربی عقلگريز باشد، يعنی عقل حكم روشنی به نفع يا به خلاف آن صادر نكند آيا باز هم متربی موظف به اطاعت است و بايد به مربی اعتماد كند؟».
از طرفی بدون اطاعت، اهداف تربيتی محقق نمیشود و از طرفی مربی معصوم نيست و اطاعت از او ممكن است به هلاكت دين و جان متربی بينجامد. پس لازم است حد و مرز اطاعت روشن گردد. در اين فصل پاسخ اين پرسشها به تفصيل ذكر شده است.
يادآور میشود كتاب «نقش مربی در تربيت اخلاقی ـ معنوی» اثری است از محمد عالمزاده نوری، حسن بسليكی و حسين مرادی كه به همت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی كه در قطع رقعی، در 320 صفحه و با قيمت 85 هزار ريال منتشر شده است.