کد خبر: 2533517
تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۴:۵۴

نگاه سكولاريستی و گزينشی به آيات؛ دو رويكرد ابزاری در رجوع به قرآن

گروه انديشه: رحيم‌پور ازغدی ضمن تشريح دو رويكرد باطل در استفاده ابزاری از آيات قرآن برای تأمين منافع افراد، احزاب و گروه‌ها، داشتن نگاه سكولاريستی و گزينشی را دو آفت رجوع به قرآن دانست.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن‌(ايكنا)، حسن رحيم‌پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در همايش «جامعه قرآنی، بصيرت؛ رسالت‌ها و آسيب‌ها» كه به همت خبرگزاری ايكنا، روز 22 ارديبهشت‌ماه برگزار شد، در خصوص رويكردهای مختلف رجوع به قرآن كريم سخنرانی كرد كه آنچه در ذيل می‌آيد، بخش نخست اين سخنرانی است:
برخی از تطبيقات قرآنی با مسائل امروز جامعه به اين صورت است كه با قرآن كريم در باب مسائل روز به دو شيوه غلط و يك شيوه درست برخورد می‌شود.
يك شيوه استفاده ابزاری از قرآن برای تأمين منافع افراد، احزاب و گروه‌ها است، به اين معنا كه هميشه در تاريخ اتفاق افتاده است و اين اتفاق باز هم خواهد افتاد و اين برخورد گزينشی با قرآن و سنت است، برخی از آيات و روايات را نديدن و كنار گذاشتن، برخی را برجسته كردن، بسته به اين كه مخاطب چگونه برداشت می‌كند و چگونه مفاهيم را با مصاديق تطبيق می‌دهد كه اين توهين و خيانت به قرآن و توهين به شعور جامعه دينی است.
در حوزه نظری اين كار صورت گرفته و در مباحث نظری، اجتماعی و سياسی نيز اين كار انجام شده است، در مباحث نظری اشعری يك سری از آيات را می‌بيند و يك سری از آيات را انگار اصلا نمی‌بيند؛ كه آن آيات دال بر اختيار و مسئوليت انسان است، معتزلی برخی از آيات را برجسته می‌كند و برخی از آيات را كه مربوط به حاكميت مطلق خداوند بر عالم و آدم است نمی‌بيند و تجاهل می‌كند.
در حوزه فقه نيز كسانی برخورد گزينشی می‌كنند، در حوزه انديشه نيز اين كار می‌شود، در اخلاقيات هم اين كار صورت می‌گيرد. يكی طرفدار نظام اصالت سود و لذت بدون مسئوليت است و سراغ آياتی می‌رود كه «من حرم زينة الله»، «كلوا و شربوا» را می‌بيند و «و لاتسرفوا» را نمی‌بيند. كسی كه صرفا به تكليف‌ها توجه دارد و می‌خواهد از حقوق ديگران عبور كند تا پاسخ‌گو نباشد، سراغ آيات مبين تكليف می‌رود و آياتی را كه به حقوق تاكيد می‌كند، توجه نمی‌كند و يا برعكس.
اين مسائل را قبل از انقلاب، بعد از انقلاب و در حال حاضر ديده‌ايد، اگر با قرآن برخورد ابزاری و گزينشی شود، به نفع همه آيه وجود دارد، به شرطی كه آيات ديگر را نبينی، سنت را نبينی و با خود همان آيه هم گزينشی و ابزاری برخورد كنی. با اين گونه مواجه با قرآن هم كسی مخالف نيست، چون همه يك جوری پای اين سفره می‌نشينند و منافع و عقايد خود را تامين می‌كنند و نگاه جامع‌گرا و تسليم در برابر قرآن بودن، فهم بدون شائبه، غرض و مرض سراغ قرآن رفتن، كار سختی است.
پس يك رويكرد غلط اين است كه با قرآن گزينشی برخورد كنيم و به نحوی آيات را تفسير كنيم كه خلاصه‌اش به نفع ما شود، ما را مشروع و موجه جلوه دهد، اختيارات ما را بيشتر كند و آن بخشی از آيات يا آن تفسيری از آيات كه يقه من را می‌گيرد و يا برای من مسئوليت بالفعل منجّز تعريف می‌كند و من را زير سئوال می‌برد، نظر من را رد می‌كند يا اصلاح می‌كند، يا منافع من را محدود و مقيد می‌كند، يا نبين و يا نخوان يا آن را تفسير به رای كن.
در همه عرصه‌ها، اخلاقی، سياسی، اجتماعی، خانواده و ... اين رفتار وجود دارد، در مورد خانواده آياتی داريم كه اگر به آنها توجه كنيم، مرد با استناد به آيات، خودش را تبديل می‌كند به ديكتاتور مستبد خانه و خانواده، آياتی وجود دارد كه گويا زن اصلا انسان نيست و كرامت و حقوقی ندارد و آياتی هم در قرآن وجود دارد كه اگر فقط آنها را ببينی و برجسته كنی و به صدر و ذيل آيات قبل، به تفسير پيامبر اسلام(ص) و اهل بيت(ع) رجوع نكنی، خانواده می‌شود خانواده‌ای با الگوی فمينيستی.
هر دو دسته را داريم، آيات جهاد داريم، آيات صلح، نرمش و مدارا داريم، آيات دعوت به زهد، آيات دعوت به رفاه و راحتی، آسايش و لذت از زندگی، آيات دعوت اكيد به عقلانيت، آياتی كه قدرت تشخيص بشر را نقد می‌كند و می‌گويد يك چيزهايی را شما نمی‌فهميد، شعورت محدود و آسيب‌پذير است. آياتی كه دعوت غليظ به عرفان و معرفت باطنی و شهودی، آياتی در تحذير از مطلق كردن مسائل درونی، آيات توجه به جمع كه اگر آنها را بخوانی احساس می‌كنی اصلا مسلمان فرديتی ندارد و آيات صد در صد فردی كه اگر آن را ببينی، انسان را دعوت می‌كند به غارها كه به جامعه چه كار داری؟
اين كه می‌گويند آيات را تكه ‌تكه می‌خوانند و گزينشی می‌خوانند يكی از فتنه‌هايی است كه بارها در طول تاريخ از آن استفاده شده است و در حال حاضر نيز اتفاق می‌افتد. اين يك مواجه غلط با قرآن است كه قرآن به شرط منافع من، كه قرآن را می‌خوانم كه مرا تاييد و توجيه كند، نه اين كه استجابت خدا و رسول باشد و آنها بخواهند ما را احيا كنند. زندگی آن است كه او می‌گويد نه آن كه من تحميل می‌كنم و تعريف می‌كنم و يك مواجه غلط هم از آن طرف با قرآن داريم كه بين متدينين و يا جامعه قرآنی به معنای عام، آفت آنها است، داشتن يك تعريف سكولار از قرآن در حوزه قرآنی و دينی است.
سكولاريسم تعريفش اين است كه جداگانه قرآن بخوانيم و مسابقه قرآنی، تجويد، قرائت و حفظ انجام دهيم و جداگانه اقتصاد، حكومت، پارلمان، رسانه، آموزش و پرورش، سبك زندگی، خانواده و ... اين‌ها هم جداگانه باشد و مسير ديگری را برود.
يعنی با هر طرز تفكر و سبك زندگی كه هستيد، باشيد؛ ولی در كنار آن تجليل از قرآن و جامعه قرآنی و مسابقات ساليانه قرآن را انجام دهيد. با اين قرآن هم به شما بگويم كه هيچ كسی مخالف نيست، يعنی می‌تواند كافر باشد، ولی بگويد به قرآن احترام بگذاريد و به جامعه قرآنی احترام بگذاريد.
می‌توانيد فاسق باشيد و ظالم باشيد و اين روش را داشته باشيد، مگر در حال حاضر رژيم سعودی از همه دنيا بيشتر از جامعه قرآنی تجليل نمی‌كند؟ خيلی از كشورها و شرق و غرب همين طورند و هرجا بروی و بگويی ما می‌خواهيم يك جلسه تقديس ظاهر قرآن و علمای قرآنی بگذاريم، كسی با شما مخالفت نمی‌كند، البته به شرطی كه موی دماغ ثروت و قدرت نشوی و به شرطی كه قرآن در صحنه نيايد و در حاشيه باشد.
شما می‌دانيد اين گونه برخوردها با قرآن صورت می‌گيرد، قرآن را سر نيزه می‌برند و به نام قرآن جبهه قرآنی را شكست می‌دهند. در جنگ صفين در واقع نبرد بين قرآن و ضد قرآن نبود، تازه آنها قرآنی‌تر بودند، زيرا قرآن‌ها را سر نيزه‌ها زدند و گفتند زير سايه قرآن قرار داريم. يك عده آدم مقدس مآب نفهم كه نگاهشان به قرآن نگاه جدای از سبك سياست، اقتصاد، اخلاق و زندگی است، بازی خوردند. پس جامعه قرآنی بودن فريبتان ندهد، يك وقت نه خودمان را با اين اسم‌ها فريب بدهيم و نه بگذاريم كسی كلاه ‌ما را بردارد. چون آن كسانی كه امام علی(ع) را كشتند و ترور كردند و به خاك و خون كشيدند، حافظان قرآن بودند. آنها از همه ما و شما قرآنی‌تر بودند.
ابن عباس می‌گويد كه در جنگ نهروان وقتی حضرت امير(ع) مرا فرستاد كه برو و با خوارج صحبت كن، وقتی به اردوگاه آنها رفتم و برگشتم دلم تكان خورد، چون ديدم كه همه آنها داخل چادرها و خيمه‌ها نشسته‌اند و دارند قرآن تلاوت می‌كنند و بعد آمدم به حضرت امير(ع) گفتم كه ما با چه كسانی در ‌جنگيم؟ اين‌ها همه سربازان خود شما بودند و جزء بهترين افسرهای شما بودند و پيشانی‌های آنها مانند زانوی شتر كبره بسته است و زخم شده است از بس كه سجده می‌كنند. كنار هر خيمه‌ای كه رد شدم مانند كندوی زنبور صدای قرائت قرآن می‌آيد.
حضرت امير(ع) فرمودند كه بازی آنها را نخور. پس مراقب باشيد كه از آن جامعه قرآنی‌ها نشويم كه حافظ قرآن، تجويد قرائت و جلد زركوب باشيم، اما پيش چشم ما علی ابن ابی طالب(ع) قربانی شود و اين به دست خود ما اتفاق می‌افتد.
اين هم يك خطر ديگر است در مواجه با ارزش‌های قرآنی. قرآن برای تطبيق با مصاديق آمده و شب شعر نيست و الّا معاويه هم مجلس قرآن می‌گرفت، يزيد هم مجلس قرآن می‌گرفت و به قاريان و حافظان جايزه می‌دادند.
از دو نوع برخورد غلط با قرآن پرهيز كنيم. يك، آنهايی كه سراغ قرآن می‌آيند، ولی گزينشی می‌خواهد منافع و ديدگاه حزب و باند خود را توجيه كند و قرآن برای آن مرجع فكری نيست و برايش ابزار است. قرآن را طوری تفسير می‌كنند؛ قرآن و سيره را به گونه‌ای بيان می‌كنند كه ما آن فرد خوب و پيامبر زمان هستيم و مخالف ما نيز ابوجهل زمان است.
دومين برخورد هم برخورد مقدس‌مآبانه است كه قرآن را سياسی نكنيم، قرآن را اجتماعی نكنيم قرآن را آلوده به اين مسائل زودگذر نكنيم. اين سكولاريزم است با چهره قرآنی، يعنی جداگانه قرآن بخوان، جداگانه در بازار همه به هم دروغ بگويند، كلاهبرداری كنند، ربا بخورند و گران‌فروشی كنند، جداگانه قرآن بخوانيم، جداگانه نظام آموزش و پرورش، تعليم و تربيت، علوم اجتماعی و ... غير قرآنی باشد.
جداگانه مسابقه قرآن برگزار كنيد و مدال بدهيد و از فعالان قرآنی تجليل كنيد. چون فعال قرآنی از نظر ما كسی است كه فقط قرآن را خوب بخواند و حفظ كند. به اين فرد می‌گويند فعال قرآنی، اما كسی كه به قرآن عمل كند، فعال قرآنی نيست. كسی كه راهكار ارئه دهد برای قرآنی زيستن در عرصه‌های مختلف فعال قرآنی نيست، يعنی می‌شود بازار غير قرآنی داشت و از قرآن تجليل كرد. می‌شود سياست‌مداران و حاكمان غيرقرآنی داشت و جلسه تجليل از قرآن داشت. اين می‌شود مواجهه سكولاريستی از موضع مذهب و اين موضع را جريان‌های ضد دين هم قبول دارند. شما می‌دانيد كه در دنيا هرگز استكبار و استبدادی نبوده، نيست و نخواهد بود كه به خاطر مصالحش به قرآن و جامعه قرآنی احترام نگذارد، هر چند در ظاهر، ولی به شرطی كه آيات قرآن به گونه‌ای نفی مشروعيت و حجيت آنها نباشد.
ادامه دارد...
captcha