به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه قم، امام جواد (ع) در دوران حيات كوتاه خود، مناظرههای زيادی با بزرگان و عالمان شهرهای مختلف انجام داد و در تمام آن جلسات، پيروزمندانه از مناظره بيرون رفت بهگونهای كه آن حضرت مناظرات و گفتوگوهايی داشته است كه بسيار مهم و مفيد بوده است.
امام جواد(ع) با علم امامت كه ناشی از علم خداوندی است، با پاسخهای قاطع هرگونه شك و ترديد را در مورد امامت خود از بين برد به همين جهت است كه بعد از ايشان در دوران امامت امام هادی(ع) كه در كودكی به امامت رسيد، مشكلی ايجاد نشد و برای همه روشن شده بود كه خردسالی مانع منصب امامت نمیشود.
در دوران امامت امام نهم(ع) بعضی از انحرافات عقيدتی مطرح بود كه ريشه در دوران های قبل داشت، ولی آن بزرگوار به مناسبتهايی با اين انحرافات برخورد میكرد و با اعلام موضع خويش، نظر حق و صائب را بيان میفرمود و مردم را از باورهای ناصحيح و غلط باز میداشت و در برابر فرقههايی كه در دوران امامتش وجود داشت، شيعيان را راهنمايی میكرد.
شيعيان امام جواد(ع) در بغداد و مداين، عراق و در مصر در صحنه ظاهر شدند، خراسان و ری بهصورت دو مركز بزرگ شيعی درآمد، اينان علاوه بر ارتباط با وكلای امام خود نيز در سفر حج در مدينه و مكه به ديدار امام میشتافتند، بدين ترتيب ارتباط خود را با امام حفظ میكردند.
قم يكی از مراكز اصلی شيعه بود و در دوران امامت امام جواد(ع) ارتباط خود را با آن جناب حفظ كرده بود و در عين حال در آن زمان مردم قم با عاملان حكومتی كه از طرف مأمون میآمدند، مخالفت میكردند، تا اينكه با لشكركشی مأمون توسط علی ابن هشام سركوب شد، ولی باز هم بهطور پراكنده برای مدتی ادامه داشت.
مأمون عباسی كه سياستمدارترين، زيركترين و دور انديشترين عباسيان است، خود را در چهره حامی علم و مدافع آزادی بيان و احترام به عقايد ظاهر میساخت، و اين به هدف آنان برای ماندنشان بر اريكه قدرت كمك میكرد. اين پوشش مزورانه، نيرنگها و گمراهیهای بسياری را در خود نهفته داشت و نتيجه آن عبارت بود از محو بسياری از حقايقی كه با سياست حكام و منافعشان سازگاری نداشت. مأمون كه در زيركی و شعور سياسی كمنظير بود، با ازدواج دختر خود با آن حضرت كه زعيم و پيشوای اهل بيت و شيعيان بود میخواست شعلههای انقلابها را خاموش سازد.
امام جواد(ع) با وجود تلاشها و حيلههای مأمون و معتصم روز به روز نفوذ و عظمت و محبوبيت بيشتری میيافت، بهگونهای كه برای نظام حاكم هراسآور بود با آن كه خردسال بود، انگشت نما شده و موافق و مخالف و دوست و دشمن به علم و فضل او معترف شدند. در مورد مبارزات ائمه معصوم(ع) با دستگاه حاكمه میتوان گفت همه زندگی آنان طبيعت مبارزاتی داشته است به صورتی كه تمام كلمات و حركات و جهتگيریها و سيره و روش زندگی آنان حتی خوردن و آشاميدن، راه رفتن و سوار شدن و رنگ لباس و القاب و نقش انگشترشان، معنادار و پر از رمز و راز بوده است.
اين امام همام جمله «نعم القادر الله» را برای نقش انگشتر خود انتخاب كرده بود كه با اين انتخاب در واقع تمامی مظاهر سركشی و ستم عباسيان را محكوم میفرمود، آنان كه به آخرين آرمانهایشان رسيده بودند كه عبارت بود از مستحكم ساختن پايههای حكومت و سلطنتشان به طوری كه ديگر هيچ نيرويی توان ايستادن در برابر جبروت و سركشی آنان نداشته باشد. امام جواد(ع) پايههای امامت را استوار ساخت، لياقت و برازندگی خود را برای امامت امت به اثبات رساند، مناظرات آن حضرت با متكلمان و فقها و تفوق آن حضرت بر حريفانش در رشتههای علوم، به جای آن كه از پاسخ ناتوان بماند و منظور دستگاه خلافت برآورده شود، وسايل گسترش پيام اهل بيت(ع) و نفوذ آنان را فراهم کرد و بیلياقتی و عدم كفايت خلفای زمانشان را برای مردم به اثبات رساند.
سرانجام آن حضرت در سن بيست و پنج سالگی در پنجم ذیالحجة سال 219 به زهر معتصم به شهادت رسيده و در جوار جد بزرگوارشان حضرت موسی بن جعفر(ع) در شهر كاظمين به خاک سپرده شد.