کد خبر: 4365978
تاریخ انتشار : ۰۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۹
مقتل‌پژوهی/ ۱۱

نقد منابع متأخر مقتل‌نگاری قرن هفتم

آنچه در منابع قرن ششم به بعد آمده؛ غالباً یا برگرفته از منابع متقدم است و یا در مواردی مشتمل بر افزوده‌هایی است که نمی‌توان به آن‌ها اعتماد کامل داشت، زیرا اگر مطالب صحیح و قابل اعتمادی وجود داشته باشد، در منابع قدیمی‌تر نقل شده است؛ پس شایسته است که اهل منبر و ذاکران اهل‌ بیت(ع)، سراغ منابع متأخر نروند.

دانیال بصیر مدرس و پژوهشگر تاریخ اسلامدانیال بصیر مدرس و پژوهشگر تاریخ اسلام طی یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داد، نوشت: تا اینجا که درباره «لهوف» سخن گفتیم، می‌توان از اعتماد نسبی سخن گفت. البته نسبت به آثاری، چون «ابومخنف»، «الإرشاد» و «مقاتل الطالبیین»، اعتماد بیشتری وجود دارد و هرچه به «لهوف» نزدیک می‌شویم، این اعتماد، صورتی نسبی پیدا می‌کند.

با این حال، باز هم تأکید می‌کنیم که شایسته است اهل منبر و ذاکران اهل‌ بیت(ع)، به لهوف اکتفا کنند و به سراغ منابع پس از آن نروند. با این همه، برای تکمیل بحث، از این جلسه به منابع هم‌عصر یا پس از «لهوف» نیز می‌پردازیم.

تأکید می‌شود که مطالب جدید این منابع، اعتبار چندانی ندارد؛ زیرا اگر مطالب صحیح و قابل اعتمادی وجود داشته باشد، در منابع قدیمی‌تر نقل شده است. آنچه در منابع مقتل‌نگاری قرن ششم به بعد آمده، غالباً یا برگرفته از منابع متقدم است و یا در مواردی مشتمل بر افزوده‌هایی است که نمی‌توان به آن‌ها اعتماد کامل داشت. بنابراین، اشکال متوجه همان منابع متأخر است که مطالب جدید و منفردی ارائه کرده‌اند.

از تکرار مکررات در «الکامل فی التاریخ» تا نثر ادبی این عباس اندلسی

برای نمونه، می‌توان به «الکامل فی التاریخ» اثر علی بن محمد بن اثیر (متوفای ۶۳۰ ه. ق) اشاره کرد. وی مطالب خود را عمدتاً از طبری نقل می‌کند و طبری نیز از ابومخنف بهره برده است. در مباحث مربوط به صدر اسلام، ابن اثیر غالباً همان مطالب طبری را تکرار می‌کند و سخن جدید و متفاوتی ارائه نمی‌دهد.

در این دوره، کتاب «مطالب السؤول» اثر ابن طلحه شافعی نیز وجود دارد. وی از نویسندگانی است که در شمار اهل سنت دوازده‌ امامی‌ مسلک قرار می‌گیرند و تاریخ ائمه(ع) را نقل کرده‌اند. ابن طلحه شافعی (متوفای حدود ۶۵۰ ه. ق) نیز در آنچه از منابع پیشین نقل می‌کند، تفاوتی با آنان ندارد و اخبار مشهور را بدون اشکال نقل کرده است.

در همین دوره، کتابی از ابن عباس اندلسی (متوفای ۶۵۸ ه. ق) با عنوان «خبر ثبت» وجود دارد. این کتاب، در اصل، اثری تاریخی یا مقتل به معنای دقیق کلمه نیست، بلکه نوعی نثر ادبی درباره شهادت امام حسین(ع) به‌شمار می‌رود.

همچنین کتابی از ابن عدیم، با نام کامل‌الدین عمر بن احمد (متوفای ۶۶۰ ه. ق)، وجود دارد. وی از مؤلفان و مورخان اهل سنت است و کتاب «تاریخ حلب» او از آثار مشهور و چندجلدی در تاریخ محلی به‌شمار می‌رود؛ مشابه «تاریخ دمشق» ابن عساکر که پیش‌تر به آن اشاره شد. در این کتاب نیز به‌مناسبت ورود اسیران به مناطق شام یا حلب، بخشی به شرح حال امام حسین(ع) اختصاص یافته است که بعد‌ها به‌صورت مستقل، با عنوان «ترجمة الإمام الحسین علیه‌السلام» از ابن عدیم منتشر شده است.

کتاب بعدی که تقریباً متعلق به همین دوره، یعنی قرن هفتم، است، اثر شخصی به نام علی بن عیسی اِربِلی است که منسوب به شهر اربیل عراق است. وی از عالمان شیعه به‌شمار می‌رود؛ هرچند ظاهراً در آغاز از اهل سنت بوده و سپس به تشیع گرایش پیدا کرده است. از همین‌رو، مطالبی که نقل می‌کند، از رویکردی معتدل برخوردار است.

«کشف الغمة» و «کامل بهایی»؛ دو منبع قرن هفتم که از گردآوری صرف فراتر رفتند

کتاب او با عنوان «کشف الغمة فی معرفة الأئمة»، درباره زندگی دوازده امام(ع)، همانند «الإرشاد» شیخ مفید، از آثار قابل توجه در شرح حال ائمه(ع) به‌شمار می‌رود. با وجود آنکه این اثر در قرن هفتم نگاشته شده، کتابی مشهور و مورد توجه است. مؤلف در این کتاب، مطالب دیگران، مانند «الإرشاد» شیخ مفید، آثار ابن طلحه شافعی و دیگران را گردآوری کرده است؛ از این‌رو، در بسیاری از موارد، تکرار مطالب پیشینیان است و مطلب جدیدی در آن دیده نمی‌شود، مگر در مواردی که از افرادی همچون ابن خشاب و دیگران نقل می‌کند که آثار آنان امروزه در دسترس ما نیست.

در چنین مواردی، اگر مطلب جدیدی نقل شده باشد، می‌تواند قابل توجه باشد؛ زیرا گاهی اگر ثابت شود که نویسنده از کتابی استفاده کرده که امروزه در دسترس نیست و آن کتاب نیز معتبر بوده است، نقل او اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند؛ همان‌گونه که طبری از ابومخنف نقل کرده و گزارش‌های او از این طریق ارزش یافته است.

ویژگی مهم این کتاب آن است که مؤلف تنها به نقل داده‌ها اکتفا نکرده، بلکه در مواردی به نقد و تحلیل نیز پرداخته است. برای نمونه، در جریان روایات مربوط به امام حسین(ع)، روایتی را از «الإرشاد» شیخ مفید نقل می‌کند که براساس آن، پیامبر اکرم(ص) به اهل‌ بیت(ع) فرمودند: «قبر‌های شما از یکدیگر جدا خواهد بود.» سپس نقل می‌کند که امام حسین(ع) پرسیدند: آیا ما از دنیا می‌رویم یا کشته می‌شویم؟ پیامبر اکرم(ص) فرمودند: شما کشته خواهید شد. سپس حضرت پرسیدند: قاتل ما چه کسی خواهد بود؟ و پرسش‌هایی از این دست مطرح شد.

ابن عیسی اِربِلی پس از نقل این روایت، چندین اشکال بر آن وارد می‌کند و درواقع به نقد آن می‌پردازد. در موارد دیگری نیز تحلیل‌هایی ارائه می‌دهد و از این جهت، کتاب او دارای ارزش علمی است؛ زیرا صرفاً گردآوری ساده‌ای از مطالب پیشینیان نیست، بلکه در کنار نقل، جنبه نقد و تحلیل نیز در آن مشاهده می‌شود.

کتاب دیگری که اهمیت دارد و در آن مطالب جدیدی نیز دیده می‌شود «کامل بهایی» اثر عمادالدین حسن طبری است که به اواخر قرن هفتم تعلق دارد. گفته شده است که وی تا حدود سال ۷۰۱ هجری قمری در قید حیات بوده، هرچند تاریخ دقیق وفات او مشخص نیست.

این اثر به فارسی کهن نوشته شده و از آثار مهم دوره‌ای به‌شمار می‌رود که آغاز گسترش تشیع در ایران محسوب می‌شود. نویسنده کتاب را به آن حاکم شیعی تقدیم کرده و در همین فضا، آثار دیگری نیز در باب امامت نگاشته است.

در این کتاب، اواخر باب بیست‌وهفتم و تمام باب بیست‌وهشتم به موضوع جانشینی یزید پس از معاویه و سپس قیام امام حسین(ع) در برابر یزید اختصاص یافته است. باب بیست‌وهشتم مشتمل بر شش فصل است. البته مطالب مربوط به امام حسین(ع) منحصر به این بخش نیست، بلکه در بخش‌های پیشین نیز به‌صورت پراکنده آمده است؛ از جمله در موضوعاتی مانند مظالم یزید، حضور اهل‌ بیت(ع) در شام، ماجرای رأس مبارک و نیز شهادت دختر خردسال امام حسین(ع).

انتهای پیام
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha