کد خبر: 2550789
تاریخ انتشار : ۰۲ تير ۱۳۹۲ - ۰۸:۲۲

گزيده‌بيانات رهبر معظم انقلاب در مورد حقوق افراد در رسانه‌ها

گروه سياسی: اين رسانه‌هاى الكترونيكى و اينترنتى متأسفانه موجب شده است كه افراد بى‌محابا عليه يكديگر حرف بزنند، بد بگويند. بايد از طرف مسئولين كشور براى اين هم يك جورى تدبير بشود؛ ولى عمده اين است كه خود ما مردم، خودمان را مقيد كنيم به اخلاق اسلامى.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای، از نظر رهبر معظم انقلاب، «سبك زندگی» بخش اصلی و نرم‌افزاری «تمدن نوين اسلامی» است و اكنون انقلاب اسلامی به مرحله‌ای رسيده كه بايد توانمندی و نوزايی خود را در اين بخش به نمايش بگذارد. اما ابعادی كه تاكنون ايشان در اين زمينه معرفی كرده‌اند محدود به الگوهای رفتار فردی و حوزه زندگی فردی نشده و حوزه‌های رفتار اجتماعی را نيز در بر می‌‌گيرد.
رفتار كنش‌گران سياسی و فعالان اجتماعی نيز از جمله مواردی است كه ايشان در سخنرانی خود در جمع جوانان بجنوردی به عنوان موضوعات مطرح در حوزه سبك زندگی به آن اشاره كردند. البته آسيب‌شناسی‌ها و گلايه‌های ايشان از برخی رفتار‌های خارج از چهارچوب‌های اخلاق رسانه‌ای سابقه‌ای ديرينه دارد.
در متن زير به گوشه‌ای از بيانات ايشان درباره «حقوق افراد در رسانه‌ها» اشاره شده است.
* حقوق افراد را چقدر مراعات می‌كنيم؟
اصل قضيه اين است كه ما بتوانيم متن زندگى را، اين بخش اصلى تمدن را اصلاح كنيم. البته در انقلاب، در اين بخش، پيشرفت ما چشم‌گير نيست؛ در اين زمينه، ما مثل بخش اول حركت نكرديم، پيشرفت نكرديم. خب، بايد آسيب‌شناسى كنيم؛ چرا ما در اين بخش پيشرفت نكرديم؟
بعد از آنكه علت‌ها را پيدا كرديم، آن وقت بپردازيم به اين كه چگونه می‌توانيم اينها را علاج كنيم. اينها به عهده كيست؟ به عهده نخبگان - نخبگان فكرى، نخبگان سياسى - به عهده شما، به عهده جوا‌ن‌ها. اگر در محيط اجتماعى ما گفتمانى به وجود بيايد كه ناظر به رفع آسيب‌ها در اين زمينه باشد، می‌توان مطمئن بود با نشاطى كه نظام جمهورى اسلامى و ملت ايران دارند، با استعدادى كه وجود دارد، ما در اين بخش پيشرفت‌هاى خوبى خواهيم كرد.
بنابراين بايد آسيب‌شناسى كنيم؛ يعنى توجه به آسيب‌هایى كه در اين زمينه وجود دارد و جستجو از علل اين آسيب‌ها... حقوق افراد را چقدر مراعات می‌كنيم؟ در رسانه‌ها چقدر مراعات می‌شود؟ در اينترنت چقدر مراعات می‌شود؟ (۱۳۹۱/۰۷/۲۳)
* اينها فضای زندگانی ما را ظلمانی می‌كند...
به اخلاق خودمان هم برسيم. اخلاق اهميتش از عمل هم بيشتر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهيم. من هيچ موافق نيستم با اينكه فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى قرار بدهيم. اين عادات را از خودمان بايد دور كنيم. اينكه متأسفانه باب شده كه روزنامه و رسانه و دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون ارتباطى - كه امروز روزبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روز هم بيشتر و گسترده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر و پيچيده‌تر می‌شود - روشى را در پيش گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند براى متهم كردن يكديگر، اين چيز خوبى نيست؛ اين چيز خوبى نيست، دل ما را تاريك می‌كند، فضاى زندگى ما را ظلمانى می‌كند. هيچ منافات ندارد كه گنهكار تاوان گناه خودش را ببيند، اما فضا، فضاى اشاعه گناه نباشد؛ تهمت زدن، ديگران را متهم كردن به شايعات، به خيالات. همين جا من اين را هم بگويم: اينكه در دادگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها - كه در تلويزيون هم پخش می‌شد - از قول يك متهمى چيزى راجع به يك كس ديگرى گفته می‌شود، من اين را بگويم كه اين، شرعاً حجيت ندارد. بله، متهم هرچه درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خود در دادگاه بگويد، اين حجت است. (۱۳۸۸/۰۶/۲۹)
* حرف‌های نادرست موجب غفلت از دشمن می‌شود
اگر حواستان پرت شد، غافل شديد، تمركز را از دست داديد، به چيز ديگرى سرگرم شديد، نتوانستيد پيش‌بينى كنيد كه او چه كار ميخواهد بكند، حتماً ضربه می‌خوريد. دشمن كه نخوابيده؛ او بيدار است: «و انّ اخا الحرب الأرق و من نام لم‌ينم عنه». شما اگر حواست پرت شد، شما اگر از موقعيت خودت غافل شدى، دليل اين نمی‌شود كه دشمنى هم كه در مقابل توست، حواسش پرت شده باشد؛ او ممكن است حواسش جمع باشد، بزند. پس بايد حواس‌ها جمع باشد. اينكه ما اين همه عرض می‌كنيم، توصيه می‌كنيم، تأكيد می‌كنيم، هم به مسئولان، هم به مردم، كه خودتان را به مسائل فرعى سرگرم نكنيد، براى خاطر اين است. اينكه به مطبوعات، به رسانه‌ها، به روزنامه‌ها، به پايگاه‌هاى اينترنتى كه امروز رواج پيدا كرده است، هى سفارش می‌كنيم كه از وارد كردن حرف‌ها و مطالب نادرست - كه ذهن مردم را مشغول می‌كند - به فضاى ذهنى مردم پرهيز كنيد، به خاطر اين است. (۱۳۹۱/۱۰/۱۹)
* تهمت زدن به مسئولان كشور جايز نيست
بعضى‌ها - چه مطبوعات، چه بعضى از عناصر گوناگون - توصيه‌پذير نيستند؛ آنها از ما توصيه نمی‌خواهند؛ معلوم نيست سياست‌هاى بعضى از اين دستگاه‌ها و مطبوعات و رسانه‌ها را كى معين می‌كند و كجا معين می‌شود - نانشان در ايجاد اختلاف است - اما آن كسانى كه مصالح كشور را می‌خواهند، مايلند حقائق را غالب كنند، من توصيه‌ام به آنها اين است كه از اين اختلافات جزئى و غير اصولى صرف نظر كنند. شايعه‌سازى و شايعه‌پراكنى درست نيست. انسان مى‌بيند صريحاً و علناً به مسئولين كشور - كسانى كه بارهاى كشور را بر دوش دارند - تهمت می‌زنند، نسبت به اينها شايعه‌سازى می‌كنند؛ فرق هم نمی‌كند، چه رئيس‌جمهور باشد، چه رئيس مجلس باشد، چه رئيس مجمع تشخيص مصلحت باشد، چه رئيس قوه قضائيه باشد؛ اينها مسئولين كشورند. مسئولين كشور كسانى هستند كه زمام يك كارى به اينها سپرده است؛ مردم بايد به اينها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نبايد شايعه‌پراكنى كرد؛ دشمن اين را می‌خواهد. دشمن می‌خواهد شايعه‌پراكنى كند؛ می‌خواهد دل‌ها را نسبت به يكديگر، نسبت به مسئولين بدبين كند. (۱۳۸۸/۰۹/۰۴)
* فضا را نبايد از گمان سوء پر كرد
فضا را نبايد از تهمت و از گمان سوء پر كرد. قرآن كريم می‌فرمايد: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خيرا»؛ وقتى می‌شنويد كه يكى را متهم می‌كنند، چرا به همديگر حسن ظن نداريد؟ تكليف دستگاه اجرائى و قضائى به جاى خود محفوظ است. دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى اجرائى بايد مجرم را تعقيب كنند، دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى قضائى بايد مجرم را محكوم و مجازات كنند؛ با همان روشى كه ثابت می‌شود و در قوانين اسلامى و قوانين عرفى ما هست و هيچ هم در اين زمينه نبايد كوتاه بيايند؛ اما مجازات مجرم كه از طرق قانونى جرم او ثابت شده است، غير از اين است كه به گمان، به خيال، به تهمت، يكى را متهم كنيم، بدنام كنيم، توى جامعه دهن به دهن بگردانيم. اينكه نمی‌شود. اين فضا، فضاى درستى نيست. (۱۳۸۸/۰۶/۲۹)
* اين كدر كردن فضاست...
ديگران - خارجى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، بيگانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، تلويزيون‌هاى مغرض - عليه كسى يا كسانى حرفى بزنند، ادعا كنند كه اينها فلان جا خيانت كردند، فلان جا خطا كردند؛ ما هم عين همان را پخش كنيم. اين، ظلم است؛ اين، مورد قبول نيست. رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى بيگانه كِى دلشان براى ما سوخته است؟ كِى خواسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند حقائق در مورد ما روشن بشود، كه در اين مورد بيايند حقيقت را گفته باشند؟ می‌گويند، حرف‌هایى ميزنند، ادعاهائى می‌كنند. نبايد گفت اينها شفافيت است. اين، شفافيت نيست؛ اين، كدر كردن فضاست. شفافيت معنايش اين است كه مسئول در جمهورى اسلامى عملكرد خودش را به طور واضح در اختيار مردم قرار بدهد؛ اين معناى شفافيت است، بايد هم بكنند؛ اما اينكه ما بيائيم اين و آن را بدون اينكه اثبات شده باشد، بگيريم زير بار فشار تهمت و چيزهایى را به آنها نسبت بدهيم كه ممكن است در واقع راست باشد، اما تا مادامى كه ثابت نشده است، ما حق نداريم آن را بيان كنيم؛ اين آن را متهم كند، آن اين را متهم كند؛ از رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بيگانه - رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى مغرض انگليس - شاهد برايش بياوريم، بعد هم يك نفر از آن طرف پيدا بشود و كل نظام را به امورى كه شايسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى نظام اسلامى نيست و نظام اسلامى شأنش بسيار بالاتر است از اين چيزهائى كه بعضى به نظام اسلامى نسبت ميدهند، متهم بكند، اين اشكال بر آنها بيشتر هم وارد است. تهمت زدن به يك شخص گناه است، تهمت زدن به يك نظام اسلامى، به يك مجموعه، گناه بسيار بزرگترى است. (۱۳۸۸/۰۶/۲۹)
* همان حرف‌های آشكار را بيان كنيد
البته انتقاد منطقى، گفتن حرف صحيح اينقدر حرفهاى آشكار وجود دارد كه انسان اگر ذكر آنها را بكند، اصلاً هم غيبت نيست، و ميتواند انسان نقد بكند. بله مسلّم است، امروز يك جريان صحيح و حقّى در جامعه ما وجود دارد، جريانهاى باطلى هم وجود دارد كه به انواع و اقسام طرق ميخواهند جامعه را خراب كنند، انقلاب را منحرف كنند؛ در اين شكى نيست. آدمهائى هم در رأس اين جريانات هستند. چه لزومى دارد كه انسان به اين آدمها تهمت بزند. چه لزومى دارد كه غيبت اينها را بكند. حرف آشكار اينقدر دارند؛ همان حرفهاى آشكار را بيان بكنند، تبيين بكنند، توضيح بدهند، مطلب روشن خواهد شد. (۱۳۸۹/۱۰/۰۷)
* عمده اين است خودمان را مقيد كنيم...
اين رسانه‌هاى الكترونيكى و اينترنتى متأسفانه موجب شده است كه افراد بى‌محابا عليه يكديگر حرف بزنند، بد بگويند. بايد از طرف مسئولين كشور براى اين هم يك جورى تدبير بشود. ولى عمده اين است كه خود ما مردم، خودمان را مقيد كنيم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقيد كنيم به قانون. حالا اين حرف من بهانه‌اى نشود براى اينكه يك عده‌اى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوانهاى غيور كشور را، جوانهاى مؤمنِ انقلابى كشور را فرزندان خودم ميدانم و پشت سر آنها قرار ميگيرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غيور حمايت ميكنم؛ منتها همه را توصيه ميكنم به اين كه در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار كنند؛ قانون را مراعات كنند. همه بايد قانون را مراعات كنند. تجسم انقلاب در قانون جمهورى اسلامى است. (۱۳۹۱/۰۱/۰۱)
* علاقه‌مندى خودتان را از راه تخريب ديگران نشان ندهيد
از طرف علاقه‌مندان به نامزدهاى انتخاباتى گوناگون، بداخلاقی‌هاى انتخاباتى، شايسته‌ى ملت ما نيست؛ تهمت زدن آدمهاى مؤمن را، مصونيت‌دار از لحاظ اسلامى و شرعى را؛ در معرض هتك آبرو قرار دادن در شبنامه‌ها، در مطبوعات، در پايگاههاى اينترنتى و غيره، اين‌ها اصلاً مصلحت نيست. من به طور جد از همه‌ى كسانى كه نسبت به نامزدهاى مختلف علاقه‌مندى‌اى دارند، درخواست می‌كنم، اصرار می‌كنم كه اين علاقه‌مندى خودتان را از راه تخريب ديگران، اهانت به ديگران، متهم كردن ديگران نشان ندهيد. هرچه می‌خواهيد، از نامزد مورد علاقه‌ى خودتان تمجيد كنيد، تعريف كنيد؛ اما ديگران را تخريب نكنيد. اين علامت بدى است. (۱۳۸۶/۱۰/۱۲)
* تا وقتى جرمى ثابت نشده است، نبايستى كسى را در معرض قرار داد
به هر كسى ممكن است يك اتهامى وارد شود. تا وقتى كه از طريق قانونى جرم ثابت نشده است، نه در خود قوه، نه در بيرون قوه، نه در تريبونها و منبرهاى رسمى، نه در وسائل ارتباط جمعى، كسى حق ندارد آبروى يك مسلمانى را ببرد؛ اين بسيار مسئله‌ى مهمى است. بعضى اوقات انسان مى‌بيند روى قوه‌ى قضائيه فشار مى‌آورند كه آقا افشاء كنيد. نه آقا، هيچ لزومى ندارد افشاء كردن. در موارد خاصى، بله، شارع مقدس مشخصاً و معيناً خواسته است كه مردم مجازات را ببينند، يا مجازات شونده را بشناسند؛ اينها موارد خاصى است، مال همه جا نيست. بخصوص وقتى كه در فضاى جامعه روحيه‌ى تعميم وجود دارد كه يك چيزى را به غير مورد خودش تعميم ميدهند، اينجا انسان خيلى بايد احتياط كند. تا وقتى جرمى ثابت نشده است، قطعاً نبايستى كسى را در معرض قرار داد؛ در معرض اتهام هم نبايد قرار داد؛ چون وقتى گفتيد متهم است، افكار عمومى تفكيك نميكند بين متهمى كه هيچ گناهى نكرده است، با آن كسى كه شواهدى بر گناه او وجود دارد. (۱۳۹۰/۰۴/۰۶)
* نبايد اتهام افراد در افكار عمومی مطرح شود
حتّى اگر چنانچه فرض كنيم يك نفرى جرمى هم كرده است، اين جرم در دادگاه صالح اثبات هم شده است، اين شخص به مجازات محكوم هم شده است - فرض كنيد رفته زندان - چه لزومى دارد ما اسم او را در روزنامه‌ها منتشر كنيم تا بچه‌ى اين آدم كه دارد مدرسه ميرود، ديگر رويش نشود مدرسه برود؟ چه اشكال دارد كه اين مدتِ زندانش را بگذراند، بيايد بيرون، خودش و خانواده‌اش زندگى عادى‌شان را ادامه دهند؟ خب، جرمى كرد، مجازات شد، تمام شد ديگر. بايد حتماً آبروريزى بشود؟ اين از نكات بسيار مهمى است.
البته مخاطب اين حرف فقط قوه‌ى قضائيه نيست؛ مسئولان قوه، خارج قوه، رسانه‌ها مخاطبند. نه از آن طرف بايستى عملكرد قوه‌ى قضائيه را زير سؤال برد؛ هر اقدامى كه قوه‌ى قضائيه ميكند، بگويند نخير، يك كاسه‌اى زير نيم‌كاسه هست، يك غرضى هست - نخير، كسى نبايد اينجور عمل كند، اينجور حرف بزند - نه از اين طرف، افراد به صرف اينكه متهم به يك معنائى شدند، اين اتهام آشكار شود، واضح شود، در افكار عمومى مطرح شود. افكار عمومى از اين مسئله چه لذتى ميبرد؟ براى افكار عمومى چه فايده‌اى دارد كه بداند زيدى، عمروى، بكرى متهم به فلان عمل خلافى است؟ بايد به اينها توجه كرد. (۱۳۹۰/۰۴/۰۶)
* نمی‌شود گفت اگر طرف قصد اصلاح دارد، پس جايز است
اينى كه اصلاً اين كار [غيبت] جايز است يا جايز نيست ولو به قصد اصلاح باشد، اين را نميشود به طور مطلق يك چنين چيزى را پابند شد؛ كه ما بگوئيم ما چون ميخواهيم در امر جامعه اصلاح كنيم، پس زيدى را، عمروى را يا يك جريانى را به طور مطلق مورد تهاجم قرار بدهيم، غيبت كنيم؛ حالا آن كسانى كه اين كارها را ميكنند، خيلى اوقات به غيبت هم اكتفاء نميكنند؛ خب، ملاحظه ميكنيد ديگر. گاهى چيزهائى را مى‌آورند كه معلوم نيست حدِّ غيبت بر او صادق باشد؛ شايد مصداق تهمت است، مصداق افتراء است، مصداق قول به غير علم است، مصداق سبّ و شتم است؛ نميشود اين را گفت كه اگر طرف قصد اصلاح دارد، پس بنابراين اين جايز است براى او، نه؛ موارد استثناء همان مواردى است كه [در كتب فقهی] ذكر شده است.
منتها بايد اين موارد صدق كند، احراز بشود. اين خيلی مهم است. واقعاً يكى از چيزهائى كه ما همه‌مان [بايد توجه كنيم]، به مردم هم بايد بگوئيم، ياد بدهيم كه توجه بكنند اين است كه: به صرف توهم اين كه حالا اين كار مصلحت دارد، دستشان را، يا قلمشان را، يا وبلاگشان را آزاد نكنند كه هر چه به دهنشان آمد، آن را بگويند؛ اينجور نيست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همين حكم است. يعنى خواندن وبلاگ هم مثل خواندن كاغذ است، كتاب است، نامه است، مثل شنيدن حرف است. استماع غيبت شامل همه‌ى اينها ميشود؛ يعنى ملاك استماع در اينها وجود دارد مسلماً. شنيدن به گوش خصوصيتى ندارد، خواندن تو نامه هم عين همان است كه ما در بحث استماع اين را تأكيد كرديم و عرض كرديم.
خب، دوربين هم همين جور است. فرض كنيد كه اگر چنانچه انسان يك خطائى را از كسى ديد، اين را رفت با دوربين ثبت كرد، بعد آمد يك جائى نشان داد؛ اين هم همان است ديگر، چه فرقى ميكند؟ يعنى بايستى واقعاً به اينها توجه كرد. محيط را بايد محيط اخلاقى كرد. ما اگر بخواهيم جامعه را اصلاح بكنيم، اين اصلاح فقط به اين نيست كه انسان از افراد غيبت بكند. راه‌هاى ديگرى هم وجود دارد. حالا من غيبت را عرض ميكنم. فضلاً از تهمت و افتراء و اينها. (۱۳۸۹/۱۰/۰۷)
* بايد انتقاد را از عيب‌جویىِ بى‌منطق تفكيك كرد
انتقاد، طلب اصلاح و مطالبه‌ى مطالبات مردم، خوب است؛ عيب‌جویىِ بى‌منطق، بزرگنمایى، تهمت‌زنى و افترا و شايعه‌پراكنىِ بى‌اساس بد است؛ اينها را بايد از هم تفكيك كرد. به نظر من اين يكى از چيزهایى است كه ما هر چه در گذشته در اين زمينه كوتاهى داشتيم، حالا بايد از اين كوتاهى‌ها استغفار كنيم و نگذاريم غفلت ما ادامه پيدا كند. (۱۳۸۴/۰۸/۰۸)
captcha