حجتالاسلام والمسلمين سيدسجاد ايزدهی، مدير گروه علوم سياسی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی در بخش اول گفتوگوی خود با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، از تمكين كردن به ولی فقيه ـ كه نماد حكومت دينی در زمان غيبت است ـ بهعنوان شاخص شناخت منتظران حقيقی و صحت جهت حركت آنان بهسوی امام منتظَر ياد كرد.
وی در ادامه درباره جامعه ولايی و زمينهسازی برای ظهور حضرت وليعصر(عج) به چگونگی اقتدا به نائبان حضرت وليعصر(عج) در زمان غيبت پرداخت.
وی در اينباره تصريح كرد: انسان بايد از ميان همه مسيرهايی كه مدعی حقانيت هستند بهويژه عرفانهای نو ظهور و باطل كه شريعتگريز و يا شريعتستيز هستند، در مسير فقاهت كه مورد تأكيد اهل بيت(ع) و امام زمان(عج) است، گام بردارد.
حجتالاسلام ايزدهی راه رسيدن به خدا را منحصراً در تبعيت از فقها و نواب امام زمان(ع) برشمرد و تصريح كرد: از آنجا كه آموزههای دين اسلام برای زمان خاصی تعيين نشده است، محدود به 250 سال حضور ائمه در جامعه نبوده كه در 1000 سال يا هزاران سال زمان غيبت ايشان تعطيل شود لذا هم در حوزه رفتارهای فردی و اجتماعی هم در حوزه سياست و حكومت، فرازمانی و فرا مكانی است.
وی نظام سياسی و اجتماعی مد نظر معصومين(ع) را مانند هر نظام اجتماعی و سياسی ديگر نيازمند يك راهنما و مدير عنوان كرد و گفت: اين مدير بايد جامعه را هدايت كرده و آن جامعه مطلوب نسبی را محقق سازد.
مدرس سطح عالی حوزه ادامه داد: اگر نائب امام زمان(ع) كه رهبری جامعه را بر عهده دارد امر و نهی كند و انسان سرباز بزند مانند اين است كه از دستور معصوم(ع) سرپيچی كند و در روايات هم داريم كه هركس نسبت به نائب ما تمكين نداشته باشد ما را انكار كرده و هر كس ما را انكار كند به خدا شرك ورزيده است.
وی از لزوم تمكين حداكثری در قلب و عمل نسبت به نائب امام عصر(عج) در زمان غيبت سخن گفت و اظهار كرد: تحقق جامعه مطلوب صرفاً در سايه اطاعتپذيری از ولی صورت میگيرد و يك جامعه هرچقدر هم كه از حاكمان طراز اول برخوردار باشد اگر مردم از آنان تبعيت نكنند هيچگاه به آرمان خود دست نمیيابد.
حجتالاسلام ايزدهی با استناد به جمله «لا رأی لمن لا يطاع له» از حضرت امير المؤمنين علی(ع) گفت: اگر قرار است جامعه آرمانی نسبی در زمان غيبت محقق شده و بستر ظهور فراهم گردد چارهای جز تميكن حداكثری مردم نسبت به شخصی كه بيشترين نسبت و قرابت را به امام معصوم(ع) دارد، نيست.
وی مباحث مطرح شده در سالهای اخير در زمينه مهدويت را مفيد و خوب ارزيابی و خاطرنشان كرد: برخلاف تئوریهايی كه سياست را از حكومت جدا میشمارد، مهدويت و قيام حضرت حجت(ع) اساساً به معنای قيام او، تشكيل حكومت و پرداختن به سياست از سوی اوست و طبعاً نائب او نيز كه میبايست بيشترين شباهت را در سيره و عمل به قائم(ع) داشته باشد نمیتواند از ورود به سياست خودداری كند بنابراين تشكيل حكومت دينی يكی از لوازم بسترسازی برای ظهور است.
مدير گروه علوم سياسی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی در ادامه گفت: مشوب كردن سياست از سوی عدهای را نبايد به حساب سياست گذاشت و هر گونه رويكرد سياسی را در دين مذموم دانست بلكه بايد از سياست غير اخلاقی بيزاری جست اما اگر سياست، دينی و اخلاقی باشد كه تاريخ بهترين نمونههای آن را در سيره امام علی(ع) و امام حسن مجتبی(ع) و ساير ائمه معصومين(ع) نقل كرده است، بالطبع حكومت میتواند جامعه منتظر مطلوب را شكل داده و زمينه ظهور را فراهم سازد.