اسماعيل بنیاردلان، پژوهشگر عرصه هنر و فلسفه اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) در مورد مطالبات جامعه هنری از دولت يازدهم و زمينههايی كه لازم است برای رشد هنر در فضای جامعه هنری ايجاد شود، اظهار كرد: در اين حوزه بايد به بحث پژوهش اشاره كنم كه به آن بخوبی بها داده نشده و ما نسبت به تمدن اسلامی خودمان و آثار به جا مانده در مورد هويت فرهنگیمان به طور شايسته نپرداختهايم.
وی افزود: ای كاش مسئله پژوهش در راس امور قرار بگيرد و برای پژوهشگران حوزه تمدنی ايران اسلامی امكانات فراهم شود. اين نوع كارها بايد به صورت گروهی انجام شود، زيرا پيدا كردن مجموعه آثار، كتب و نسخهها و مطالعه آنها نمیتواند توسط يك نفر يا يك تيم كوچك انجام شود. معمولا ما به خاطر عظمت اين كار از آن غافل شدهايم و تنها به انجام كارهای پراكنده در حد مقاله پرداختهايم در حالی كه تا هنگامی كه ما به هنر و فرهنگ و تمدن خود نپردازيم نمیتوانيم انتظار هنر موفق در دوره معاصر را داشته باشيم. بنابراين توجه به هويت فرهنگ و تمدن ايرانی اسلامی بايد جدیتر تلقی شود.
بنیاردلان عنوان كرد: شما میبينيد كه پژوهشگاهها و مؤسسات دولتی به دليل عدم بودجه و امكانات رو به انجام كارهای كوچك روتين آوردهاند؛ به نظر میآيد بايد يك مؤسسه يا بنياد برای مطالعات تمدن ايرانی و اسلامی در راس امور قرار بگيرد و برای يك بار هم كه شده ما تاريخ هنر ايرانی را بر مبنای فكر خودمان بنويسيم و ثبت كنيم.
وی ادامه داد: با اينكه در مقاطع دانشگاهی رشتههای زيادی در حوزه پژوهش راهاندازی شده است و رشتههای حكمت هنر و مطالعات هنر اسلامی در مقاطع ارشد و دكتری اضافه شده است، ولی فاقد پژوهش و كتاب در اين عرصه هستيم.
نكته ديگر اين است كه ما در حوزه مطالعات غرب و شناخت نظريات آنها هم موفق نبودهايم و هنوز نمیدانيم در هنر معاصر دنيا چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است.
اين مدرس دانشگاه تصريح كرد: يكی از مهمترين مسائل موجود در جامعه هنری معاصر بحث نقد در حوزه هنر است. با داشتن مقداری مطالعات اوليه در اين حوزه متاسفانه خواهيم ديد كه در كليه حوزههای هنری تئاتر، سينما، تجسمی و ... بحث نقد، بحثی فراموش شده است و با بررسی نشريات حوزه هنر میبينيم كه نقد و بررسی آثار هنری بسيار محدود است.
وی اضافه كرد: بايد نمايشگاهها، سينماها و محافل هنری دارای بخشی برای نقد هنر شوند، يكی از آنها میتواند رسانهها يا روزنامهها باشد، ديگر اينكه میتواند مكانهای تعريف شود كه پاتوق هنری شكل بگيرد تا هنرمند به حُسن و ضعف كار خود پی ببرد. وقتی هنرمند از بازخورد كار خود باخبر نمیشود، به مرور با برگزاری نمايشگاه خودش احساس میكند كه دارای رتبه خاصی شده است، به همين دليل بحث نقد در مطبوعات، پاتوقهای هنری و يا رسانهها به برنامهريزی جدی نياز دارد.
بنیاردلان مطرح كرد: حوزه بعدی حوزه فيلم مستند است كه علیرغم اينكه نسل جوان بخوبی به آن میپردازد بايد جدیتر مورد توجه قرار بگيرد و فيلمهای مختلف از سرزمينمان در حوزههای متفاوت از كشاورزی تا مسائل آموزشی، اهميت نقاط جغرافيايی، ميراث تاريخی و ... ساخته شود تا به عنوان منابع آموزشی مورد استفاده قرار بگيرد تا نسل جوان با مشكلات كشور بيشتر آشنا شود. بنابراين حوزه فيلمهای مستند بايد سامان جدیتری پيدا كند. هماكنون با وجود شبكه مستند سيما میتوان از تريبون پخش اين شبكه نيز استفاده كرد. همچنين سينماها و مكانهای فرهنگی میتواند به پخش اين آثار اختصاص داده شود.
وی تاكيد كرد: با وجود همه اين مسائل مهمترين مسئله در حوزه هنر مديريت آن است؛ مديرانی بايد در اين فضا فعاليت كنند كه اين مقوله را بشناسند و تجربه داشته باشند؛ با مقوله فرهنگ و هنر و اهميت آن آشنا باشند. هنگامی كه هنرمندان به مديری مراجعه میكنند كه به فضای كاری خود علاقهای ندارد و يا در آن كماطلاع است، اولين مسئلهای كه با آن مواجهاند اين است كه توقع خاصی نمیتوانند داشته باشند، لذا مديريت در اين حوزه اهميت بسيار دارد و بايد كسانی در اين سمت باشند كه به اهميت آن واقفاند تا بتوانند طيف وسيع دانشآموختگان در حوزه هنر را به كارهای درستتر و پربارتر هدايت كنند.
اين پژوهشگر عرصه هنر عنوان كرد: حتما اطلاع داريد كه طی دهه گذشته تعداد دانشجويان حوزه هنر در هر سال دو يا سه برابر میشود و ما با سيل عظيمی از فارغالتحصيلان در حوزه هنر در مقاطع مختلف مواجهيم كه نيازمند شغل و كار هستند. اين وظيفه دولت است كه شرايط را برای كسب تجربه كاری اين نيروی عظيم و وسيع فارغالتحصيلان فراهم كند تا در كار تجربه بدست بياورند و نقاط ضعف آنها پوشيده شود تا هنر به تدريج از وضعيت محدود حوزه خودش خارج شود.
وی ادامه داد: ايدهآل ما اين است كه تعليم و تربيت را بر مبنای هنر بگذاريم و آموزش و پرورش به هنر توجه جدی كند، همچنين نهادهای ديگر به اهميت هنر پی ببرند و به اين ترتيب هنر از وادی خدمات خارج شده و برای خود تعريف مستقلی پيدا كند.
بنیاردلان تصريح كرد: البته اينها مباحثی زمانبر است و ما انتظار نداريم كه به سرعت اتفاق بيفتد ولی اين توقع وجود دارد كه فعاليتها سمت و سويی صحيح به خود بگيرد. با بررسی فرهنگ و تمدن گذشته ايران میبينيم كه هنر حوزه وسيعی را در بر میگيرد و به زندگی مربوط میشود، هنرمند كسی است كه میتواند زندگی صحيحتر و با تقرب بيشتر به حقيقت را در پيش بگيرد؛ هنرمند فیالواقع يك عبادتگر نيايشگر است كه میتواند اخلاق جامعه را تلطيف و مردم را به سوی حقيقت هدايت كند. لذا گر اهميت هنر را ندانيم و به آن بها ندهيم خواهيم ديد كه وضعيت فرهنگی و اخلاقی جامعه فوت میشود. يكی از آن چيزهايی كه میتواند پايههای اخلاق جامعه را محكم كند هنر است.
وی افزود: برای دستيابی به اهداف، بايد پايههای اصلی آن امروز ريخته شود و برای آن برنامهريزی صورت گيرد تا طی چند سال آينده پاسخگوی اين نياز جامعه باشيم.
اين مدرس دانشگاه در پايان مطرح كرد: يكی از نهادهايی كه از آن توقع زيادی هم میرود سازمان فرهنگی و هنری شهر تهران است. بايد بينيم كه اين نهاد چه كارهايی برای عموم مردم كرده است و با در اختيار داشتن 400 مركز فرهنگی تا چه ميزان در پيشبرد سطح آگاهی مردم در حوزه فرهنگ و هنر موفق بوده است. اينگونه نهادها نياز است كه آسيبشناسی و بررسی شوند تا ببينيم در چه حدودی موفق بودهاند و نقاط ضعف و قوت آنها را برای ادامه عملكرد در شكل صحيحتر را شناسايی كنيم.