کد خبر: 2567769
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۲

رسالت مؤمن از مسئوليت مسلمان سنگين‌تر است

گروه سياسی: رئيس دفتر بازرسی ويژه مقام معظم رهبری گفت: مسلمان بودن مراحلی دارد و خود مسلمان بودن مسئوليت‌هايی را بر دوش شخص مسلمان و يا جامعه اسلامی می‌گذارد، يعنی رسالت مؤمن بودن از مسئوليت مسلمان بودن بالاتر و سنگين‌تر است.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، به نقل از پايگاه اطلاع‌رسانی جماران، حجت‌الاسلام‌و‌المسلمين علی‌اكبر ناطق نوری، رئيس دفتر بازرسی ويژه مقام معظم رهبری، شب گذشته، 5 مرداد در مراسم شب احياء نوزدهم ما مبارك رمضان در حرم امام خمينی(ره) كه با حضور حجت‌الاسلام‌و‌المسلمين سيد حسن خمينی و اقشار مختلف مردم و جمعی از شخصيت‌های سياسی و روحانی برگزار شد، گفت: خداوند منان را شاكرم كه بعد از يك دوره فترت، باز اين توفيق نصيب من شد و عمری عنايت كرد كه بتوانم در شب 19 ماه مبارك رمضان در كنار مرقد مطهر امام بزرگوار در جمع شما مراسم احياء و قرآن به سرگيری را داشته باشم.
وی با قرائت آيه شريفه «قالت الأعراب آمنا قل لم تؤمنوا ولكن قولوا أسلمنا ولما يدخل الإيمان فی قلوبكم» افزود: موضوع آيه‌ای كه تلاوت كردن اين است كه از ديدگاه فرق مسلمان و مومن چيست؟ من برای تبيين اين مسئله بايد عرض كنم كه مسلمان بودن مراحلی دارد و خود مسلمان بودن مسئوليت‌هايی را بر دوش شخص مسلمان و يا جامعه اسلامی می‌گذارد. مسلمان بودن در عين حال با مومن بودن تفاوت بسيار فاحشی دارد؛ يعنی رسالت مومن بودن از مسئوليت مسلمان بودن بالاتر و سنگين‌تر است. گرچه گاهی مسئوليت‌هايی كه برای شخص مومن شمرده می‌شود، همان مسئوليت‌هايی است كه برای مسلمان شمرده می‌شود، يك مرحله مسلمان بودن اين است كه فرد با اعتقاد می‌گويد اشهداً ان لا اله الله و اشهداً محمد رسول الله كه به تعريف مشهور شهادتين را بر زبان جاری می‌كند. اين سخن يك سری آثار دارد و فرد فقط اين دو عبارت را می‌گويد و مسلمان می‌شود. از جمله آثار آن اين است كه فرد در مسجد مسلمانان می‌تواند بيايد، به عنوان يك مسلمان می‌تواند از او دختر گرفت و دختر داد.
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام يادآور شد: بعضی‌ها اين اندازه مسلمان هستند. يعنی گويندگان لا اله الا الله هستند و به نبوت رسول خدا هم ايمان دارند، حالا فردی نماز هم نمی‌خواند، روزه هم نمی‌گيرد و خودش تشخيص می‌دهد من قلبم با خداست؛ حرام خدا، حلال خدا، اصلا كاری به خدا ندارم. اين يك جور مسلمانی است. آن فرد را داخل مسجد می‌توان راه داد و شرايط يك مسلمان را دارد. يك مرحله از اين بالاتر، بعضی‌ها هستند كه اين شهادتين را می‌گويند، احكام را هم نصفه و نيمه انجام می‌دهند، گاهی نماز می‌خوانند، گاهی نمی‌خوانند، شب‌های احياء نماز می‌خوانند، در ماه رمضان كارهای حرام را تعطيل می‌كند، عاشورا نماز می‌خوانند و در سينه‌زنی هم شركت می‌كنند، مقيد به احكام و بايدها و نبايدهای عبادی هم نيستند؛ اينها وضعشان خوب نيست! اينكه ما بگوييم همين اندازه هم خوب است، خدا می‌داند قلب ما پاك است، اگر اين بود كه لازم نبود انبياء بيايند و روايات برای ما بيان و تبيين كنند و رنج ببرند، زيرا يك لا اله الا الله گفتن كه كاری ندارد. قرآن می‌گويد: فويل للمصلين، فويل للمطففين و... در بعضی از تفاسير آمده كه چاهی در جهنم به نام «ويل» هست كه بقيه جاهای جهنم ملايم‌تر از آن است. چاه ويل چاهی است كه همه از آن وحشت دارند؛ اين ويل برای نماز خوان‌هاست؛ برای تاركين نماز و احكام خدا كه در پايين‌ترين درجه هستند.
وی ادامه داد: اما بعضی‌ها مقداری بالاتر هستند؛ نماز را می‌خوانند، روزه هم می‌گيرند چه بسا نماز جماعت هم شركت می‌كنند و مقيد هم هستند كه شركت كنند، ولی وقتی مربوط حقوق مردم و حق‌الناس می‌شود، بی‌باك است، ربا كه پيش می‌آيد بی‌باك است! آدم گاهی شرمش می‌آيد وقتی می‌خواهيم جنس صادر كنيم به يك كشور ديگر كه دل به ما بسته است، بعد می‌بينيم محتويات روی جعبه با زير جعبه متفاوت است! اين زشت نيست؟! بد نيست؟! تقلب در معامله، سر يك بيچاره را كلاه گذاشتن، مال مردم را خوردن، اين قرآن كه به سر می‌گيريم و می‌گوييم ما را به اين قرآن ببخش! برای ما قرآن محترم است كه خدا را قسم می‌دهيم.
رئيس دفتر بازرسی ويژه مقام معظم رهبری با اشاره به اين آيه شريف كه می‌فرمايد «فمن يعمل مثقال ذره خير يره و من يعمل متقال ذره شر يره»، گفت: قرآن مثقال ذره را تشبيه می‌كند؛ وقتی آفتاب از يك روزنه می‌تابد موجودات زيادی را می‌بينيد، ولی چشمان ما نمی‌بيند؛ قرآن می‌گويد اگر به اندازه همان ذره‌ها عمل خير انجام دهيد خداوند ثواب آن را می‌دهد و اگر به همان اندازه كار شر كنيد نتيجه آن را می‌بينيد.
وی تصريح كرد: حيثيت انسان‌ها و آبروی يك انسان كرامت دارد؛ انسان منزلت دارد چه برسد كه مسلمان هم باشد. ما چطور حيثيت انسان‌ها و مسلمان‌ها را ببريم و بگويم مسلمان هستيم؟! توهين كنيم تحقير كنيم، با -زبانمان با عملمان- بعد هم بگوييم مسلمانيم! مسلمان كه هيچی! بگوييم مومن هستيم! مومن تهمت می‌زند؟ دروغ می‌گويد؟ مومن توهين به شخصيت -نه حالا يه شخصيت سياسی- همه انسان‌ها باشخصيت، باكرامت و عزيز هستند. اينكه ما مردم را ذليل كنيم، به آنها نسبت ناروا بدهيم و بعد بگوييم مسلمانيم؟! اين تازه برای مسلمانی است، من به شأن يك مومن نرسيده‌ام. مسئوليت مومن بودن خيلی بالاتر از مسلمان هست.
ناطق‌نوری يادآور شد: ما روايت داريم مسلمان كسی است كه مردم از دست و زبان او در امان باشند. اما چند نفر پيدا می‌كنيد كه مردم از دستش و زبانش در امان باشند؟ كسی خدمت پيامبر آمد و عرض كرد يا رسول‌الله سه تا گناه می‌كنم و می‌خواهم توبه كنم اما راستش را بخواهيد هر سه گناه را نمی‌توانم با هم ترك كنم؛ می‌خواهم يكی را ترك كنم. رسول خدا فرمود چيست گناهانت؟ او گفت يا رسول‌‌الله من نماز نمی‌خوانم، دروغ هم می‌گويم، اهل زنا هم هستم. رسول‌الله فرمود: تو می‌خواهی يكی را كنار بگذاری و قول می‌دهی كه اين كار را بكنی؛ دروغ نگو! يعنی رسول‌الله نمی‌گويند اول نماز بخوان، می‌گويند دروغ نگو!
وی با اشاره به اينكه اولين علامت متقين اين است كه تهمت نمی‌زنند، توهين نمی‌كنند و فحش نمی‌دهند، ادامه داد: البته اين برای مسلمان‌هاست، مومن بودن شرايط سنگين‌تری دارد.
وی با اشاره به آيه ابتدای سخن، افزود: عده‌ای از عرب‌ها خدمت پيغمبر آمدند و گفتند ما ايمان آورده‌ايم ما مومنيم. پيغمبر فرمود شماها ايمان نياورده‌ايد؛ بگوييد مسلمان شده‌ايم، نه مومن. زيرا فرق است بين مسلمان و مومن.
ناطق نوری با ذكر روايت ديگری گفت: در مورد فرق بين مومن و مسلمان، گفت، ابو بصير از حضرت سوال می‌كند كه ايمان چيست؟ رسول‌الله فرمود: ايمان به خدا اين است كه عليه فرمان خدا عصيان نشود و معصيت نشود. پرسيدند يا رسول‌الله معنی اسلام چيست؟
وی يادآور شد: ايمان آن چيزی است كه در قلب ما قرار می‌گيرد، قلب يقين پيدا می‌كند به خدا و اعمال او اين‌ها را تصديق می‌كند. ايمان درختی است كه ريشه آن يقين به خداست؛ يقين به قيامت، يقين به جهنم و بهشت است. اگر ما يقين داريم كه وقتی از دنيا برويم مو را از ماست بيرون می‌كشند، آيا گناه می‌كنيم؟ خيانت می‌كنيم؟
رئيس دفتر بازرسی ويژه مقام معظم رهبری گفت: من واقعاً خيلی راحت خدمت خواهران و برادران بگويم شرمنده هستم كه گاهی آشناها و دوستان می‌گويند در فلان كشور غير مسلمان از طريق اينترنت جنسی را سفارش دادم و برايم پست كردند؛ كه آنجا زندگی می‌كنم آن وسيله به خاطر سفر من چند روز پشت در خانه بوده و ما از سفر آمديم و ديديم آن وسيله هنوز پشت در است؛ آن را برداشتيم. در آن كشورها خانه‌ها شيشه‌های قدی دارند كه يك حفاظ هم ندارد. اما ما شيشه را كه حفاظ می‌زنيم روی حفاظ، حفاظ ديگر هم می‌زنيم. پس چه چيزی در ما می‌خواهد الگو شود؟! گذشت نسبت به هم، احترام به هم، اعتماد به هم، مراعات كردن، فرهنگمان، اخلاقمان چه می‌شود؟ ما اگر يقين واقعی داشتيم اين‌گونه نبوديم و اين كارها را نمی‌كرديم. كسی به كشورهای بيگانه رفته بود، می‌گفت اعتماد آنجاست، مسلمان آنجاست ولی اسلام اينجاست.
وی در ادامه سخنان خود گفت: پيغمبر(ص) يكبار ديدند كسی بعد از نماز چرت می‌زند؛ ايشان دليل را پرسيد و آن فرد جواب عجيبی به پيغمبر داد؛ گفت يا رسول‌الله من ديشب را صبح كردم در حالی كه يقين داشتم به قيامت و عذاب؛ صدای جهنم را می‌شنيدم، صفای بهشت را می‌ديدم و نتوانستم بخوابم؛ يقين داشتم. رسول‌الله ديد ادعا خيلی زياد است. گفت تو دليلت چيست كه يقين داری؟ او گفت من صدای جهنم را می‌شنيدم، اهل بهشت را ديشب می‌ديدم. خوابم نمی‌برد. رسول‌الله دعا بكن كه در اين راه شهيد بشوم.
ناطق نوری با توصيه به خواندن وصيت‌نامه شهدا، افزود: رسول‌الله رو كرد به آن مرد و گفت، خدا قلب او را روشن كرده به ايمان.
وی تأكيد كرد: آدم مومن با حياء است، شما اگر ديديد كسی بی‌حيا است و به همه فحش می‌دهد، حتماً بدانيد او دين ندارد و گرنه حرمت انسان‌ها را حفظ می‌كند و شعارش حفظ حياء است، رسول‌الله فرمودند ايمان به ادعا كه نيست و ايمان در كنار عمل كامل است. پيامبر می‌فرمايند مومن بهتان نمی‌زند، تهمت نمی‌زند و اسرار مردم را فاش نمی‌كند. ايشان می‌گويند كسی كه بهتان بزند، تهمت بزند، روز قيامت او را روی تپه‌ای از آتش نگه می‌دارند تا اينكه روی آن تپه آتش اعتراف كند كه به چه كسی تهمت زده است. لذاً تا موقعی كه چيزی در محكمه‌ای ثابت نشده است نبايد حرفی عليه كسی زد.
ناطق نوری در پايان سخنان خود به ذكر مصيبت پرداخت و سپس مراسم قرآن به سرگيری توسط وی و با حضور مردم برگزار شد.
وی در ميان سخنان خود با گلايه از شيوه پخش سخنرانی خود گفت: من در سال‌های قبل گاهی بعد از اتمام سخنرانی و رفتن به منزل، پای سخنان خودم در تلويزيون نشسته‌ام! زيرا سيمای سراسری اين سخنرانی را با تأخير پخش می‌كند و خيلی ها از من سوال می‌كردند كه چرا تا موقع سحر مردم را نگه داشتيد؟!
captcha