به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، عبدالمجيد فرائی، شاعر آئينیسرای كشورمان به تازگی شعری با عنوان «بر آستان جانان» را سروده و برای انتشار به اين خبرگزاری سپرده است كه در ادامه اين شعر را زمزمه میكنيم:
«از كودكی نهادی، بر جانم عشق سوزان
همواره مست كردی، از درك فيض قرآن
پيمان گرفتی از من، سر از درت نتابم
گفتم: توان ندارم، طفلم، مرا مرنجان
گفتی: غمت نباشد، همراه با تو هستم
لبريز شد وجودم، از آيههای عرفان
دنبال تو دويدم، ناز تو را كشيدم
ارزش ندارد اين سر، بر آستان جانان
آموختی از اول، ابراز عشقبازی
هر دم تو ديكته كردی، گويم غزل فراوان
غرق نماز بودم، محراب شد وجودم
تو پنجره گشودی، جانم شده شبستان
چون خويش آزمودم گفتی: بگو، سرودم
گوشم هماره خواندی ای دوست، راز پنهان
يارب (فرائی) از تو، دائم مدد بجويد
از ابر رحمت خويش، اكنون به ما بباران»
گفتنی است كه عبدالمجيد فرائی، شاعر اهل بيت(ع) و آئينیسرا، 70 سال پيش در يك خانواده روحانی در شهرستان زنجان متولد شد. پدرش شيخ مرحمتالله فرائی بسيار مهذب و اهل معرفت بود و خط خوبی نيز داشت. خطوط نستعليق، ثلث و نسخ را به خوبی كتابت میكرد. وی نيز نوشتن و كتابت قرآن را شروع كرد.
زمانی كه اين شاعر سه، چهار سال بيشتر نداشت، در كنار پدرش به حركات قلم دزفولی و كلمات نقشبسته آيات قرآن كريم نگاه میكرد تا اينكه در چهار سالگی قلم و دواتی به وی اختصاص داده میشود تا مشق عشق را آغاز كند.
«عهد بستم با خدا، تكليف را بايد نوشت
مشق عشق ياد را، هر شب جدا بايد نوشت
پايبند عهد خويشم از همان روز الست
مشق با اخلاص بیچون و چرا بايد نوشت»