عباس تقويان، عضو هيئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) با اشاره به تاثير قصههای قرآنی بر رفتار و انديشه كودكان گفت: قصه به واسطه اشتمال بر حكمتها، آن هم به صورت غيرمستقيم میتواند برای شنونده جذابيت فوقالعاده داشته باشد.
وی افزود: همانطور كه میدانيم به لحاظ روانشناختی طبع انسان از نصيحتگری و موعظهگری صريح گريزان و بيزار است و انبيا برای دعوت مردم به توحيد و يكتاپرستی و تبليغ معارف دين در برخی موارد به صورت موعظهگری و نصيحتگری بوده و در برخی موارد به صورت موعظهگری غيرمستقيم است.
تقويان ادامه داد: قرآن برای اينكه اين داروی تلخ يعنی نصيحت و موعظه را هر چند نافع است، اما انسان آن را نمیپذيرد مطبوع كند؛ هدايتهای خود را در قالب قصه بيان كرده است و اين داروی تلخ را در روكشی قرار داده و حقايق و مسائل اساسی را كه با سعادت و شقاوت انسان سر و كار دارد، در قالب قصههای قرآنی تبيين كرده است.
وی تصريح كرد: اين موضوع میتواند برای ما هم قابل تأمل بوده و مورد تبعيت قرار گيرد؛ از اين رو برای ارتباط مؤثر با كودكان، نوجوانان و جوانان بايد از نصيحتگری مستقيم پرهيز كنيم و يكی از روشهای مناسب در اين راستا توسل به حكمتها، ضربالمثلها و روايتهای حكيمانه است.
تقويان با بيان اينكه روايتگری، قصهگويی و داستانسرايی در شنونده يك نوع حس همذاتپنداری حاصل میشود، اظهار كرد: در اين روش شخص خود را در قالب قهرمانهای داستان و شخصيتها قرار میدهد و از نقاط منفی و سلبی كه در قصه وجود دارد پرهيز میكند و خود را با نقطههای قوت آن داستان يا قهرمانان قصه همرنگ و همراه میكند.
وی در ادامه گفت: اگر بخواهيم نقاط قوت را به صورت مستقيم به مخاطب القا يا نقاط ضعف را به طور مستقيم به مخاطب منتقل كنيم كه از آن پرهيز كند، طبيعی است يا موفق نخواهيم شد و يا مقاومتی از وی خواهيم ديد كه در روايتگری و قصهگويی اين پذيرش راحتتر صورت میگيرد.
تقويان درباره ويژگیهای قصههای قرآنی بيان كرد: اصولاً در طرح قصهها در قرآن، خداوند بر سه جهت تأكيد دارد، مخاطبان قصههای قرآنی از منظر بينش، گرايش و كنش مورد توجه هستند. اگر حجم زيادی از قرآن مصروف به بيان داستان، تواريخ و قصهها شده، خداوند مخاطبان را به صورت عموم با نوعی تغيير بينش و تغيير گرايش و تغيير كنش همراه كرده است.
وی با اشاره به بعد بينش در قصههای قرآنی گفت: در بعد بينش هدف قرآن اين است كه در خوانندگان و مخاطبان خود نوعی بصيرت و آگاهی ايجاد كند و آگاهیبخشی و بصيرتزايی در بيان تاريخ و داستانگويیها اتفاق میافتد. ما اگر بدانيم در پيشينه بشريت چه اتفاقاتی افتاده و سرگذشت پيشينيان را بدانيم و از مواجهه پيامبران با امتها آگاه شويم، اين امر در ايجاد آگاهی و معرفت برای ما بسيار مفيد و سازنده است.
اين عضو هيئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) در ادامه اظهار كرد: از اين رو در چندين آيه از قرآن، خداوند پيامبر(ص) را مورد خطاب قرار میدهد كه «قصه بگو»، به اين معنی كه ای پيامبر با اين مردم با زبان قصهگويی حرف بزن و روايتها و سنتهايی كه در گذشته اتفاق افتاده بيان كن تا تدبر و تأمل كنند و در آنها بينش ايجاد شود كه در قصهگويیهای عادی وجود ندارد و خداوند به عنوان خالق عالم میخواهد ما را به يك سلسله قوانين و سنتهای تعبيه شده در عالم متوجه كند.