کد خبر: 2569710
تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۷:۱۹

نگاه هستی‌شناختی توحيدی؛ مهم‌ترين عنصر هويت علم اسلامی

گروه انديشه: مهم‌ترين عنصری كه هويت علم اسلامی و علم جهان اسلام ريشه در آن دارد نگاه هستی‌شناختی است كه قرآن به انسان دارد و اصل اين نگاه را توحيد تشكيل می‌دهد و بر اين اساس باور به هستی توحيدی و هستی مقدس در كانون جغرافيای عالم، تفسير علم را سمت و سوی خاص می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، حجت‌الاسلام والمسلمين حميد پارسانيا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، پنجشنبه شب، دهم مردادماه در مراسم اختتاميه و تجليل از آثار برتر بخش دانش‌‌های قرآن‌بنيان بيست‌ويكمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم با اشاره به ويژگی شاخص بخش دانش‌های قرآن‌بنيان نمايشگاه بين‌المللی قرآن گفت: اين بخش به ارتباط قرآن با علم می‌پردازد. نقشی را كه قرآن در فرهنگ علمی و جامعه علمی امت اسلامی و تاريخ و تمدن اسلامی داشته است و بايد داشته باشد در اين بخش مد نظر قرار گرفته است.
وی افزود: ما متأسفانه در مقطعی از تاريخ اسلام قرار گرفته‌ايم كه نقش گذشته قرآن در تاريخ اسلام وجود ندارد؛ هر چند آن نقش گذشته هم الزاماً نقشی شايسته و بايسته نبوده است، اما در جای خود نقشی بوده است، كه اين نقش امروز از دست رفته بی آن كه جامعه اسلامی به سوی نقشی شايسته حركت كند.
اين عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، در تبيين مرجعيت علمی قرآن در تاريخ اسلام و مركزيت آن در جريان‌های مختلف معرفتی در اين تاريخ اظهار كرد: قرآن كلمه سوائی برای گفت‌وگوهای علمی بوده و استشهاد به آيات قرآنی در متن گفت‌وگوهای علمی حضور فعال داشته است. هم قرآن خود كتاب علم بوده و هم مسير توليد علم و روش توليد علم را ارائه می‌داده و هم در فرهنگ اسلام و تاريخ اسلام نقشی راهبردی و محوری ايفا كرده است.
پارسانيا تاريخ علم جهان اسلام را تاريخی متكثر دانست و بيان كرد: جريان‌های معرفتی و علمی روياروی و مقابلی در اين تاريخ وجود داشته‌‌اند و اين جريان‌ها رقابت‌های معرفتی و علمی فعالی داشته‌اند و اين رقابت‌ها در صحنه حيات اجتماعی به صورت رقابت‌های اجتماعی و تاريخی درآمده است؛ بلكه ما جريان‌های اجتماعی متكثری داشته‌ايم كه اين جريان‌های متكثر توجيه و تفسير خود را در ذيل شواهد قرآنی جستجو می‌كرده‌اند؛ چه به راست چه به دروغ همه با مرجعيت به تفسير علمی خود می‌پرداخته‌اند و همه به صورتی راست می‌گفته‌اند اگر چه همه راست را نمی‌گفته‌اند و بلكه از باب ايمان به بعض كتاب و كفر به برخی از آن، در ذيل شواهد قرآنی به توجيه خود می‌پرداخته‌‌اند.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی ادامه داد: جريان‌های زاهدگرايانه علم را به گونه‌ای تفسير می‌كرده‌اند كه از ظواهر قرآن استفاده می‌كردند. جريان‌های مختلف عقل‌گرا با سطوح مختلف عقلانيت شواهد قرآنی را برای تأييد خود به كار می‌بردند. رويكردهای باطنی همه از شواهد قرآنی برای حركت به سوی علم و معرفت علمی استفاده می‌كردند و وسعت نگاه قرآن به سطوح مختلف معرفت علمی اين فرصت را برای فرصت‌طلبان نيز به وجود می‌آورد كه هر كدام به شاخه‌ای از اين شاخه‌ها چنگ بزنند؛ بدون اين كه ادب لازم و يا ترتيب و تبيين لازم را داشته باشند.
وی افزود: در صحنه حيات اجتماعی و رفتارهای اجتماعی هم اين گونه بود و قرآن را در مقابل قرآن ناطق بر سر نيزه می‌بردند و اين هم نشان از مرجعيت قرآن در فرهنگ اسلامی دارد؛ كه اگر بنی اميه‌ای كه تا آخرين سال‌های حيات نبی اكرم(ص) به آشكار در مقابل اسلام موضع می‌گرفتند حالا كه حركت منافقانه‌ای را شروع كرده‌اند بايد ذيل مفاهيم و عناوين قرآنی حركت كنند و حتی وقتی به قدرت رسيدند نتوانستند مرجعيت قرآن را از فرهنگ اسلامی حذف كنند.
اين استاد حوزه و دانشگاه با بيان اين كه در آن دوران قرآن بود كه علم را تعريف و مشخص می‌كرد، شرايط فعلی را عكس آن دانست و اظهار كرد: الان علم را بخش ديگری از جهان تعريف می‌كند و در جامعه علمی ما قرآن سوژه علم نيست بلكه ابژه علم است و معرفت علمی معرفت قرآنی نيست و عالمان ما مطالعه علمی درباره قرآن می‌كنند و قرآن موضوع معرفت ماست و تعريفی را كه علم از قرآن می‌كند تعريف علمی نيست؛ تعريف مطالعه علمی بايد برون‌قرآنی و برون‌دينی باشد و مطالعه درون‌قرآنی و درون‌دينی مطالعات علمی نيست و اين نشان می‌دهد كه حادثه‌ای عجيب اتفاق افتاده است.
پارسانيا با اشاره به اين كه جريان‌های متكثری در جهان غرب نيز وجود دارد، بيان كرد: در غرب نيز، مانند آن چه كه در جهان اسلام بود، با يك جريان معرفتی واحدی مواجه نيستيم و جريان‌های درگير و نقاد نسبت به همديگر با روش‌های مختلف و متنوع، هم در مقاطع مختلف تاريخی همين تاريخ محدود غرب مدرن ما با تنوع رويكردهای مختلف علمی مواجه هستيم و هم در محيط‌های مختلف جغرافيايی. علم قاره‌ای با علم انگلوساكسون تعريف متفاوت و روش‌های مختلف دارند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: اما به رغم همه اين تنوع‌ها در آن جا نيز عناصر وحدت‌بخشی هست كه همه آن‌ها را در ذيل يك اشارات واحدی كه با عنوان علم مدرن می‌شناسيم جمع می‌كند؛ همان طور كه در جهان اسلام، جريان‌های مختلف علمی، به رغم كثرتی كه داشتند، عناصر وحدتی در ميان آنها بود و در اين ميان قرآن نشانه بسيار خوبی بود.
وی با اشاره به ويژگی‌های وحدت‌بخش علم مدرن، جنبه سلبی اين علم نسبت به علم وحيانی و علم دينی را اولين اين ويژگی‌ها عنوان كرد و گفت: پيش از آن كه جنبه ايجابی علم مدرن پررنگ باشد جنبه سلبی آن مطرح است. آن چه كه ويژگی بارز علم مدرن است روشنگری است و اين روشنگری در تقابل با آباء كليسا و مرجعيت كليسا در معرفت علمی به ظهور رسيده است و مدلی از عقلانيت با اين ويژگی را كه در برابر مرجعيت آباء كليسا موضع می‌گرفت و وحی و شهود را از مرجعيت علمی خارجی می‌كرد، در واقع اين سطح و لايه خود را از دست می‌داد.
پارسانيا رويكرد معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی انديشه غربی را علی‌رغم تكثرات آن دارای مبادی انسان‌شناختی دانست كه در ميان اين رويكردهای متكثر مشترك است و بيان كرد: در جهان اسلام هم به رغم تكثری كه وجود دارد وحدتی از دل معرفت قرآنی برمی‌خيزد؛ كه شايد مهم‌ترين عنصری كه هويت علم اسلامی و علم جهان اسلام ريشه در آن دارد نگاه هستی‌شناختی‌ای است كه قرآن به انسان دارد.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی اصل اين نگاه را توحيد دانست و اظهار كرد: باور به هستی توحيدی و هستی مقدس در كانون جغرافيای عالم تفسير علم را سمت و سوی خاص می‌دهد. خداوند واحد احدی كه «هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن» است.
پارسانيا ادامه داد: اگر در كانون هستی يك هستی نامحدود و نامتناهی هست كه چيزی نيست كه در قياس با او باشد و كناره‌های حضور او را بخواهد مشخص كند و بر وجود او محيط باشد؛ يك هستی كه همه علم است و همه علم است و همه قدرت است و همه قدرت است و همه نور است و همه‌ نور است و همه حكمت است و همه حكمت است و اسماء او همه عالم را فراگرفته باشد، وقتی كه در چنين عالمی هستيم پس اين آسمان و زمين و همه چيز بايد با اين مبدأ مختصات تعريف شود و انسان هم در ظل و در سايه او بايد هويت پيدا كند؛ لذا انسان هم خليفه اوست و خلافت انسان در ذيل معرفت توحيدی شكل می‌گيرد و معرفت و علمی هم كه از او خبر می‌دهد متناسب با اين رويكرد هستی‌شناختی تعين پيدا می‌كند.
اين محقق برجسته علوم انسانی و اسلامی با اشاره به شكل‌گيری معرفت‌شناسی و انسان‌شناسی و روش‌شناسی متناسب با اين هستی‌شناسی، گفت: در روش قرآن حس و عقل نيز هستند و جايگاه خود را دارند و عقل در تصويری كه اسلام و قرآن از او و از جهان ارائه می‌دهد خود اولين مخلوق است و با خداوند خود گفتگو دارد و با اقبال و ادبار عقل است كه جهان آفريده و شناخته می‌شود، اما اين عقل خودبنياد نيست بلكه خود مخلوق است و نور الهی است.
پارسانيا با بيان اين كه قرآن اصول و قواعد شناخت عالم را بنيان می‌دهد، اظهار كرد: قرآن با حضور خود مسير و بستری را به سوی معرفت و شناخت انسان و شناخت جهان و شناخت پديده‌های جهان هموار می‌كند.
وی با بيان اين كه اين عناصر قرآنی در جهان مدرن حضور ندارند، عنوان كرد: وقتی كه اين عناصر حضور ندارند ان چه كه علم ناميده می‌شود مسير ديگری را طی می‌كند و به نظر بنده در اين شرايط تاريخی ما بايد يك رويكرد بنيادی و مبنايی به قرآن از جهت علم داشته باشيم و قبل از هر چيز بايد مفاهيم اصلی علمی را در توزين و ميزان قرآنی مورد بررسی قرار بدهيم؛ خود مفهوم علم را ببينيم كه قرآن چه تعريف می‌كند و ببينيم كه برداشت جامعه علمی ما چه تفاوتی با برداشت قرآنی از علم دارد و به سهولت و سادگی از اين تفاوت برداشت نگذريم.
پارسانيا افزود: ما نبايد مفهوم علم را در آيات قرآنی يك تعبير عرفی عاميانه بدانيم و معادل تعابير غربی قرار بدهيم. روشی را كه در ذيل مفهوم قرآنی علم برای شناخت و علم به دست می‌آيد شناسايی كنيم و سطوح و لايه‌های مختلف اين روش را ببينيم و عقل را در تعابير قرآنی شناسايی كنيم و منابع معرفت را آن گونه كه قرآن معرفی می‌كند ببينيم و به شاخ و برگ‌های علم مدرن آويزان نشويم تا بعد بخواهيم مفاهيم قرآنی را در ذيل آن‌ها قرائت و بازبينی كنيم.
وی خطر تفسيرهای علمی از قرآن را همين دانست و بيان كرد: متأسفانه علم در آموزش عمومی ما با يك قطعيت و تصلب آموزش داده می‌شود و هيچ كدام از تئوری‌های علمی‌ كه در مقاطع مختلف آموزشی به عنوان چهره‌های فيكس و يقينی و ثابت عالم تصوير می‌شود در نزد جامعه علمی جوامع مدرن، قطعيت علمی ندارند.
پارسانيا با اشاره به اين نكته كه ما آن نگاهی را كه در فرهنگ عمومی و در فعاليت‌های ترويجی‌‌مان بايد به قرآن داشته باشيم متأسفانه به علم مدرن داريم، خاطرنشان كرد: ما مفاهيم علمی مدرن را در آموزش عمومی ترويج می‌كنيم و بعد مفاهيم قرآنی را در حاشيه قرار می‌دهيم و لذاست كه از تاريخ خودمان هم دور شده‌ايم.
اين استاد حوزه و دانشگاه ما تاريخ قرآن را با مفهوم علمی‌ كه مسانخ با مفاهيم قرآنی باشد نمی‌توانيم مطالعه كنيم و روايتی را كه قرآن از تاريخ خود بيان می‌كند نمی‌توانيم بپذيريم و علوم قرآنی ما خطرخيزترين علوم جامعه ما می‌شود؛ چرا كه وقتی كه مفهوم علم مفهومی قرآن نباشد مسانخ نباشد غير از معارف قرآنی خواهد بود و البته عرصه بسيار فعال و حساس برای ورود جامعه قرآنی ماست كه بايد مطالبات خود را از اين حوزه آموزشی داشته باشد و از هويت خود در اين حوزه معرفتی دفاع كند.
وی ادامه داد: بايد پرسيد كه نظريه‌پردازان اين علوم در كدام مراكز و در كدام مناطق علمی اين جهان هستند و دانشكده‌ها و مجموعه‌هايی كه به علوم قرآنی می‌پردازند و توليد شبهه می‌كنند مانند سيل وارد می‌شوند؛ مخصوصاً در چند دهه اخيری كه قرآن به متن حيات و زندگی امت اسلامی بازگشته است و آنان را حساس كرده است. چند مركز در كشورهای مختلف وجود دارد و ادامه كارهای مستشرقين امروز چگونه ادامه دارد و چگونه است كه همه كارهای آن‌ها عنوان علمی دارد، (كه با تعريفی كه آن‌ها از علم دارند اين عنوان را دارد). تعريف علم را آنها بيان می‌كنند و روش علمی را آن ها می‌گويند.
پارسانيا اين امر را ناشی از موقعيتی دانست كه جهان اسلام و امت اسلام در جهان امروز پيدا كرده است و با اشاره به مهجوريت قرآن ادامه داد: بايد پرسيد كه ما كجا قرآن می‌خوانديم و برای چه به آن تمسك می‌ورزيديم و می‌ورزيم؟
وی بازگشت قرآن به جامعه علمی ما و مرجعيت يافتن آن برای محيط علمی ما از نخستين گام‌ها برای بازسازی فرهنگ و تمدن اسلامی دانست و خاطرنشان كرد: مفاهيم پايه‌ای كه قرآن در تصوير انسان و جهان ارائه می‌دهد مفاهيمی نيست كه از دل علوم جزئی بربيايد و علوم جزئی توان ارزيابی و داوری سلبی و ايجابی نسبت به آنها داشته باشند. اين مفاهيم كلی‌ترين علوم را اشباع می‌كنند و مستغنی می‌سازند و ارشاد می‌كنند و قبل از همه علوم كلی هستند كه بايد از قرآن اشراب شوند و در محضر قرآن و در گفتگوی با قرآن قرار بگيرند؛ حوزه متافيزيك، حوزه روش‌شناسی و حوزه معرفت‌شناسی.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با متذكر شدن اين نكته كه مجموعه‌های علمی ما كمتر به مبادی متافيزيك علومی كه وارد می‌شوند آشنا هستند و می‌پردازند، گفت: توجه ما عمدتاً به حوزه كاربرد است و كمتر عقبه نظری اين علوم را مورد ارزيابی قرار می‌دهيم.
وی در پايان نيز نخستين گام مورد توقع را بازگشت به مرجعيتی عنوان كرد كه قرآن برای جامعه علمی در جهان اسلام داشته است و خاطرنشان كرد: البته وضعيت موجود در جهان اسلام وضعيت مطلوبی نبوده است و قائدتاً معارف اهل بيت(ع) كه جامعه ايران مأنوس با آن است مسير ويژه و ارزشمندی است كه ما از آن بهره برده‌ايم و حركت علمی جامعه ما می‌تواند امت اسلامی را كه امروز به دنبال بازشناسی هويت تاريخی خود است به سوی يك وضعيت مطلوب، به عنوان يك امت وسط، راهنمايی و نيازهای آن‌ها را تأمين كند.
captcha