کد خبر: 2577356
تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۷

اسلام سياسی؛ واقعيتی كه ناديده گرفته شد

گروه سياسی: علت كودتای 28 مرداد را صرفاً نبايد در مسائل خارجی و همدستی سازمان‌های اطلاعاتی كشورهای بيگانه جست‌وجو كرد، بلكه اين مسئله به نوعی معلول رويكرد مصدق در قبال نيروهای حامی خود بوده است.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاع‌رسانی بسيج، اين پايگاه اقدام به انتشار يادداشت محمد شيخانی، دانشجوی دكتری سياست‌گذاری فرهنگی دانشگاه امام رضا(ع) در مورد كودتای 28 مرداد كرده است.
متن اين يادداشت به شرح ذيل است:
كودتای 28 مرداد سال 1332 يكی از وقايعی است كه در آينه حوادث تاريخی ايران همواره دارای انعكاس فراوانی بوده است و بسياری از مورخان، دانشمندان علوم اجتماعی و سياسی و حتی روان‌شناسان داخلی و خارجی ابعاد مختلف اين رويداد و شخصيت های برجسته آن را مورد ارزيابی و تحليل قرار داده‌اند. يكی از اصلی‌ترين زوايای بررسی اين رويداد از نگاه انديشمندان سياسی، تقابل گفتمانی و به عبارت بهتر ناديده گرفتن انديشه اسلام سياسی از سوی رهبران اصلی نهضت ملی است. اين يادداشت اين فرضيه را به عنوان علت اصلی رخداد 28 مرداد در نظر می‌گيرد و معتقد است بعد از حوادث 30 تير سال 1331 و روی كار آمدن مجدد مصدق در نتيجه وحدت گفتمانی، ناديده گرفتن انديشه اسلام سياسی از سوی مصدق عامل درونی موفقيت كودتای 28 مرداد از سوی مجريان آن است.
چيستی اسلام سياسی
اسلام را می‌توان از جهات گوناگون سياسی‌ترين دين بزرگ جهان دانست. توانايی اين دين در پاسخ‌گويی به پرسش‌های سياسی و رفع معضلات آن و آمادگی آن برای دفاع از خود در مقابل چالش‌های نظری سياسی همه از اين واقعيت مهم حكايت می‌كند؛ برای نمونه، دين مبين اسلام از همان آغاز، رهبری داشت كه صرفاً رهبری دينی نبود؛ بلكه رهبری ای بود كه دولت تشكيل داد و به اقدامات مهم سياسی دست زد تا جامعه‌ای را كه در آستانه فروپاشی و انشقاق بود گرد هم جمع كند. از امتيازهای مهم ديگر نهفته در آخرين دين الهی اين است كه در زمانی كه انديشه های بيگانه و متضاد با ارزش های اصيل انسانی در حال حاكميت يافتن بودند، جنبه‌های سياسی اسلام به خوبی خود را نشان داد و توانست روشنگری لازم را پديد آورد. نقطه كانونی انديشه اسلام سياسی اعتقاد به ضرورت تشكيل حكومت اسلامی است و اين مسئله ای است كه با توجه به رويكرد ائمه ی اطهار و امامان معصوم تأييد می شود و در واقع بايد عنوان كرد كه تصور اسلام سياسی باعث تصديق حكومت اسلامی است.
اسلام سياسی در ايران
اعتقاد به ضرورت تشكيل حكومت اسلامی يكی از اهداف اصلی نهضت اسلامی ايران بود كه در نيمه ی دوم دولت پهلوی دوم كم كم نضج گرفت و در نهايت، در جريان انقلاب سال 1357، منجر به استقرار حكومت اسلامی در ايران شد. نگاهی به تحولات اخير كشورهای منطقه حاكی از آن است كه اسلام و سياست در ايران دارای عميق ترين پيوند هستند و بسياری از كشورهای ديگر نيز الگوی فعلی ايران را ملاك عمل خود قرار داده اند.
به لحاظ تاريخی، بايد عنوان كرد كه انديشه اسلام سياسی در ايران پس از به حاشيه رفتن در دوران پهلوی اول، از اواخر دهه ی 1320، مجدداً نضج گرفت و نگارنده يكی از نقاط اوج آن را در سال 1331 جست وجو می كند. در دوران پهلوی اول، ناسيوناليسم شاهنشاهی و انديشه‌های سكولار و ميدان دادن به ايده‌های ايران باستان، منجر به حاشيه رفتن ايده اسلام سياسی شد.(1 )
مبارزه با روحانيت، ضديت با باورهای مذهبی و مبارزه با نمادها و شعائر مذهبی سه ركنی بودند كه در دولت رضاشاه به عنوان اركان اصلی مقابله با اسلام سياسی مد نظر قرار گرفتند. مخالفت وی با روحانيت از همان ابتدای دولتش كاملاً عيان بود؛ به نحوی كه رضاشاه در ابتدای سلطنت، طی بخشنامه ای، به روحانيان و متدينان اخطار داد كه به بهانه امر به معروف و نهی از منكر اغتشاش ايجاد نكنند.(2) اقداماتی مانند كشف حجاب و قانون نظام وظيفه همگی در راستای به حاشيه راندن اسلام سياسی انجام شد و دولت رضاشاه تا حدود زيادی موفق به اين مهم شد.
دوره بعد از شهريور 20
بعد از اشغال ايران توسط متفقين و خروج رضاشاه از ايران، دوران جديدی در تاريخ ايران شكل می گيرد كه از سوی محققان مختلف با عناوينی مانند دوران دموكراسی نيم‌بند، دوران شبه دموكراسی يا دوران مشروطه‌خواهی از آن ياد می‌شود. برهه زمانی اين عناوين شامل فاصله سال‌های 20 تا 32 است. ويژگی عمده اين برهه از نگاه نگارنده رجعت انديشه مشروطه‌خواهی است و البته تحت تأثير آزادی سياسی داده شده از سوی رژيم، ساير گفتمان‌ها اعم از چپ، اسلامی و سلطنتی نيز گسترش پيدا می كنند و ايده ی اسلام سياسی نيز از اين قاعده مستثنی نيست و در اين دوران بالندگی مجدد خود را آغاز می كند.
در تفكر ملی‌گرايان سكولار ايران، ايده اسلام سياسی جايگاهی نداشت. اشاره شد كه مدل حكومت اسلام‌خواهی اخوانی در ايران با فداييان اسلام آغاز شد و بعد از آن ادامه يافت، اما در حكومت ملی مصدق اين ايده راهی برای تحقق نداشت. برای مثال، ماجرای جلوگيری از شراب فروشی، كه در مصر مسئله اخوانی‌ها بود، در ايران هم، كه فرهنگ اسلامی داشت، مطرح شد.
اوج تفكر اسلام سياسی در دوره بعد از شهريور 20 را می‌توان در انديشه فداييان اسلام جست وجو كرد. آن ها مانند همتايان سنی خود، اخوان‌المسلمين، عمل و نظريه سياسی را با يكديگر ادغام كردند و نخستين تشكلی بودند كه حكومت اسلامی را فرياد زدند،(3) شعار اصلی آنان اين بود كه «اسلام بايد زنده شود و اسلام بايد حكومت كند»(4)
در عرصه بين‌‌المللی نيز فداييان اسلام تنها گروه متشكل مذهبی ايران بودند كه با سازمان اخوان المسلمين، سردمدار جريان اسلام سياسی در جهان عرب ارتباط برقرار كردند. به طور كلی، فداييان به مسائل عمومی جهان اسلام بيش از ديگر گروه ها تمايل نشان می دادند. در قضيه ی فلسطين آنان اعلام آمادگی كردند پنج هزار نفر از نيروهای داوطلب خود را برای پشتيبانی از فلسطينی ها اعزام كنند كه به دليل مخالفت دولت اين كار عملی نشد.(5)
جبهه ملی؛ رجعت به مشروطه خواهی
سال‌های بعد از دهه ی 20 را می‌توان به عنوان دوران بازگشت به انديشه مشروطه‌خواهی نيز توصيف نمود. حضور و نفوذ احزاب و انجمن‌های سياسی، افزايش تعداد مجلات و روزنامه‌های سياسی و آزادی نيم‌بندی كه برای فعاليت دسته‌جات سياسی در اين دوران ارائه شد، از سوی قائلان به اين نام گذاری به عنوان مهم ترين ملاك های مشروطه خواهی عنوان می شود. اوج اين انديشه را می توان در تفكر جبهه ی ملی و سردمدار اصلی آن، محمد مصدق، جست وجو كرد.
در تفكر ملی‌گرايان سكولار ايران، ايده اسلام سياسی جايگاهی نداشت. اشاره شد كه مدل حكومت اسلام‌خواهی اخوانی در ايران با فداييان اسلام آغاز شد و بعد از آن ادامه يافت، اما در حكومت ملی مصدق اين ايده راهی برای تحقق نداشت. برای مثال، ماجرای جلوگيری از شراب فروشی، كه در مصر مسئله اخوانی‌ها بود، در ايران هم، كه فرهنگ اسلامی داشت، مطرح شد؛ اما بايد عنوان كرد كه اين تمام تجربه ی دين داری و نهضت اجرای شريعت در دولت مصدق بود كه وظيفه اش را فقط ملی كردن نفت و حل مشكل مربوط به آن می دانست. نكته ی اصلی در باب حكومت محمد مصدق اين بود كه وی با پشتيبانی كامل نيروهای اسلامی روی كار آمده بود، اما در دولت خود اهميتی برای اسلام و اجرای احكام مربوط به آن قائل نبود و حتی از نگاه وی مسلمان و بهايی تفاوتی با يكديگر ندارند.(6)
علاوه بر اين نگرش، وی نسبت به برخی از مسائل شكل گرفته در تاريخ معاصر ايران مانند ماجرای كشف حجاب و ابراز اين مسئله كه وی و خانواده‌اش قبل از اين در اروپا كشف حجاب كرده‌اند و تفاخر به اين مسئله، به نحوی، بيانگر نوع نگرش وی نسبت به مسائل اسلامی و گفتمان اسلام سياسی است.
جبهه ملی و شخص دكتر مصدق تا قبل از وقايع كودتای 28 مرداد 1332 كاملاً تحت حمايت نيروهای اسلامی بودند و نيروهای اسلام‌گرا، از جمله شخص آيت‌الله كاشانی، تا آخرين لحظات چتر حمايتی خود را از وی دريغ نكردند. اوج هماهنگی و همكاری نيروهای مذهبی با دولت ملی مصدق را می‌توان در قضيه ی بركناری احمد قوام و روی كار آمدن مجدد مصدق جست وجو كرد.
در اين هنگام، آيت الله كاشانی به مخالفت شديد با حكومت قوام پرداخت و مردم را به مبارزه دعوت كرد. آيت الله كاشانی طی اعلاميه ای خطاب به قوام چنين گفت :
«احمد قوام بايد بداند در سرزمينی كه مردم رنجديده ی آن پس از سال ها رنج و تعب شانه از زير بار ديكتاتوری بيرون كشيده اند، نبايد اختناق افكار عقايد را اعلام و مردم را به اعدام دسته جمعی تهديد نمايد. من صريحاً می گويم كه بر عموم برادران مسلمان لازم است در راه اين جهاد كمر همت بربسته و برای آخرين مرتبه به صاحبان سياست استعماری ثابت كنند تلاش آنان در به دست آوردن قدرت و سيطره ی گذشته محال است و ملت مسلمان ايران به هيچ يك از بيگانگان اجازه نخواهد داد كه به دست مزدوران آزمايش شوند، استقلال آنان پايمال و نام باعظمت و پرافتخاری كه ملت ايران در اثر مبارزه ی مقدس خود به دست آورده است ، مبدل به ذلت و سرشكستگی شود.»(7) وی سپس اعلام كرد اگر قوام كنار نرود، وی اعلام جهاد خواهد كرد.
در اثر اعلام حمايت آيت‌الله كاشانی و نيروهای مذهبی از دكتر مصدق و بسيج توده های مردمی عليه حكومت قوام، بار ديگر مصدق با تلاش نيروهای اسلامی روی كار آمد و فرصت مجددی به وی برای احيای گفتمان اسلامی داده شد، اما مصدق از اين فرصت و اعتماد مردمی استفاده نكرد.
گام به گام تا كودتا
از اولين اقدامات مصدق بعد از نخست وزيری مجدد، انتخاب دولتی بود كه عناصر نامطلوبی در آن به وزارت برگزيده شده بودند كه از جمله ی آن ها می‌توان به معاونت جنگ سرلشگر وثوق، كه عامل اصلی كشتار مردم در روز 30 تير بود، اشاره كرد. آيت الله كاشانی نسبت به اين مسئله كتباً اعتراض كرد، اما مصدق در پاسخی توهين آميز وی را از دخالت در سياست بر حذر داشت؛ در حالی كه تا قبل از وقايع سی تير وی اعتراضی به حمايت های سياسی آيت الله كاشانی نسبت به خود نداشت! اين مسئله در كنار اعلام حمايت مصدق از احمد قوام، شكافی مجدد ميان وی و نيروهای اسلامی ايجاد كرد. دولت مصدق، با معطوف كردن تمام توجه خود به جريان ملی كردن نهضت نفت، علاوه بر غافل شدن از اجرای امور اسلامی، كه خواسته ی اصلی نهضت های حامی وی بود، در موارد بسياری نيز كاملاً مغاير با خواسته های آنان عمل می كرد و همين مسئله زمينه‌‌های لازم برای بركناری وی را از طريق كودتای 28 مرداد فراهم كرد. در واقع، گروه های سلطنت طلب و كشورهای آمريكا و انگلستان، كه منافع خود را در ايران در خطر می ديدند، از اين شكاف نهايت بهره‌برداری را انجام دادند.
قبل از نزديك شدن به برهه كودتا، نيروهای اسلامی مجدداً هشدارهای خود به مصدق را آغاز كردند و حتی وی را از اين توطئه نيز آگاه كردند و نسبت به وقوع آن به مصدق هشدار دادند. آيت‌الله كاشانی روز قبل از كودتا در نامه‌ای به مصدق می‌نويسد:
«من شما را با وجود همه ی بدی های خصوصيتان نسبت به خودم از وقوع حتمی يك كودتا وسيله‌ زاهدی كه مطابق با نقشه خود شماست آگاه می‌كنم كه فردا جای هيچ عذر موجه نباشد...»(8) و مصدق در جواب می‌نويسد: «اينجانب مستظهر به پشتيبانی ملت ايران هستم»(9) و سرانجام دولت ملی مصدق با كودتای 28 مرداد سرنگون می‌شود.
فرجام سخن
فرضيه اصلی محقق در يادداشت حاضر اين بود كه علت كودتای 28 مرداد را صرفاً نبايد در مسائل خارجی و همدستی سازمان های اطلاعاتی كشورهای بيگانه جست‌وجو كرد، بلكه اين مسئله به نوعی معلول رويكرد مصدق در قبال نيروهای حامی خود بوده است. وی، با حمايت نيروهای اسلامی، روی كار آمد؛ اما در دو مقطع زمانی متفاوت از اين حمايت‌ها بهره لازم را نبرد و در واقع تضاد خود با گفتمان اسلام سياسی و عدم اعتقاد به آن را عيان كرد و در نهايت سرويس های اطلاعاتی بيگانه با بهره گيری از شكاف موجود براندازی وی را برنامه‌ريزی كردند.
منابع:
جان فوران، مقاومت شكننده، جان فوران، مؤسسه ی خدمات فرهنگی رسا، 1382، ص 338.
حسين مكی، تاريخ بيست ساله ی ايران، تهران، انتشارات علمی، ج 4، 1374، ص 379.
محمد حسينی زاده، اسلام سياسی در ايران، انتشارات دانشگاه مفيد، 1386، ص 175.
مجله ی 15 خرداد، شماره ی 5 و 6، ص 6.
مهناز ميزبانی، خاطرات شهيد سيد محمد واحدی، تهران، مركز اسناد، 1381، ص 72.
خاطرات و مبارزات، آيت الله فلسفی، ص 133.
م. دهنوی، مجموعه پيام های آيت الله كاشانی، ج 2.
دكتر حسن آيت، درس هايی از تاريخ سياسی ايران، ص 325.
همان.
captcha