به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، نورالدين عافی، راوی كتاب «نورالدين، پسر ايران» در سومين برنامه از سلسله برنامههای «عصر خاطره با هنر مبارزه»، با بيان اينكه بايد از رزمندگانی كه هشت سال جنگيدند تقدير كنيم، گفت: قطعاً اگر آن هشت سال نبود، امروز وضعيت ديگری داشتيم؛ اگر ما هزاران سال هم زندگی كنيم، باز مديون رزمندگان و شهدا هستيم.
وی ادامه داد: من در روستايی در تبريز به دنيا آمدم و زمانی كه جنگ شروع شد، به شغل كشاورزی مشغول بودم. 16 ساله بودم كه جنگ آغاز شد و حدود 77 ماه در جبههها حضور داشتم. طی اين مدت هشت بار زخمی شدم. زمانی كه خبرنگاران از من میپرسيدند چرا پس از مداوا دوباره به جبههها میرفتم، به آنها میگفتم، ما در جبههها مواردی را میديديم كه هيچ كس در هيچ جای دنيا آنها را نديده بود.
اين جانباز هشت سال دفاع مقدس با بيان اينكه به خاطر سنش اجازه حضور در جبههها را به او نمیدادند، اظهار كرد: سه ماه طول كشيد تا توانستم به جبهه بروم. اولين باری كه به مناطق جنگی رفتم، شرايط خيلی سختی را تحمل كردم و حتی در بيابانها خوابيدم. آن موقع با خود گفتم كه اين همه سختی را تحمل كردم كه در بيايان بخوابم؟! ولی در مناطق جنگی صحنههايی را ديدم كه هيچ جای ديگر نمیتوان پيدا كرد.
راوی كتاب نورالدين پسر ايران، تصريح كرد: جبهه، سختیهای خاص خود را داشت، ولی انسانهايی در آن مناطق بودند كه جبهه را به بهشت تبديل میكردند، به طوری كه آدم میخواست هميشه كنار آنها باشد. بارها گفتهام جنگ كه تمام شد، ما را از بهشت بيرون انداختند.
وی با بيان اينكه در طول مدت حضورم در جبههها هشت بار مجروح شدم، افزود: اولين بار بعد از 14 ماه حضور در جبهه در كردستان با گلوله، دومين بار با توپ 106 و سومين بار در عمليات مسلم ابن عقيل توسط تركش مجروم شدم و دفعه بعدی نيز در شلمچه زخمی شدم.
اين جانباز هشت سال دفاع مقدس، افزود: تاكنون 37 بار مورد عمل جراحی قرار گرفتهام، حتی بعد از جنگ نيز برای درمان به آلمان سفر كردم، ولی عمل جراحی موفقيتآميز نبود. هر نيم ساعت بايد چشمهايم را خالی میكردند تا عفونتها از آن خارج شود تا اينكه دكتر موحدی در تهران با اكيپ پزشكی خود توانست جلوی عفونتها را بگيرد.
عافی با اشاره به اينكه شبهای زيادی دوستانم را در خواب میبينم، اظهار كرد: زمانی كه بيدار میشوم و میبينم در خانه هستم، ناراحت میشوم؛ چرا كه خداحافظی با دوستان سخت است.
وی با تأكيد بر اينكه قطعاً اگر جنگ دوباره شروع شود خوشحال نمیشوم؛ ولی دلم برای جنگ و دفاع مقدس تنگ شده است، گفت: اگر در بهشتی كه خداوند وعدهاش را داده، ائمه و اوليای خدا نباشند، قطعاً آنجا جهنم است. در جبههها نيز ما بهشتی داشتيم؛ چرا كه انسانهای صالحی آنجا بودند، ولی متاسفانه رفتار و عملكرد رزمندگان در جهبههای جنگ، برای جامعه امروز ما ملموس نيست.
اين جانباز هشت سال دفاع مقدس، اظهار كرد: زمانی كه خبر قطعنامه 598 را شنيدم تا صبح گريه كردم؛ در واقع همان جام زهری كه امام(ره) به آن اشاره كرد، هنوز هم جگرمان را میسوزاند.
عافی در ادامه سخنان خود به ذكر خاطره از دوران حضورش در جبهه پرداخت و گفت: بعد از عمليات كربلای 5، تركشی در بدنم بود كه محل آن درد زيادی داشت. شبی خواب امام(ره) را ديدم كه كنار آن امير ملاباشی از همرزمانم نشسته بود. امام دستش را در محل جراحتم گذاشت و بعد از آن خواب، ديگر هيچ وقت محل تركش درد نمیكند.
وی ادامه داد: 77 ماه در جبههها حضور داشتم و در اين مدت هيچ گاه نديدم فرماندهای با پرخاشگری با نيروهای تحت امرش سخن بگويد. گاهی در فيلمهای سينمايی با موضوع دفاع مقدسی میبينيم كه يك بسيجی، 100 عراقی را میكشد و عراقیها بسيار ناتوان نمايش داده میشوند، ولی در حقيقت اين گونه نبود؛ چرا كه عراقیها يك سال قبل از جنگ آموزش ديده و كاملاً برای نبرد با ما آماده بودند. ما هيچ وقت در روز عمليات نمیكرديم، چون آنها تجهيزات و امكانات زيادی داشتند و در روز نمیتوانستيم موفقيتهای زيادی كسب كنيم.
اين جانباز هشت سال دفاع مقدس در پايان سخنان خود، گفت: اگر واقعيتهای جنگ و به ويژه رزمندگان را ببينيم و در بازگو كردن آن امانتداری را رعايت كنيم، قطعاً فيلمهايی كه ساخته میشوند، اثرگذاری بيشتری بر جامعه خواهند داشت.