حجتالاسلام والمسلمين محمدجواد اسكندرلو، عضو هيئت علمی جامعهالمصطفی(ص) در دومين بخش از گفتوگوی خود با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) درباره پژوهشهای مستشرقان در باب نزول قرآن كريم گفت: يكی از مهمترين خاورشناسانی كه به بررسی اين مطلب به شكل كاملا تحقيقی پرداخته است، ريچاردبل است كه نظرات او تاثيرات زيادی در فهم اخلاف خود داشت؛ به همين منظور مبانی نظريه او را در باب آيات و نزول قرآن بايد مورد نقد و بررسی قرار گيرد.
وی افزود: در قرآن كريم واژه «آيات» فراوان به كار رفته است كه معناى رايج آن «نشانهها» است و مصاديق مختلفى دارد؛ پديدههاى طبيعى، رويدادهایى كه ناظر به تأييد صدق نبوتِ پيامبر(ص) هستند، نشانههایى كه پيامبر(ص) مىخواند و نشانههایى كه بخشى از كتاب الهى هستند.
اسكندرلو يادآور شد: عبارتها يا بخشهاى شامل آيات الهى، در تمام دورههایى كه ممكن است وحى را به آنها تقسيم كنيم، نازل شدهاند، ولى هر دسته از آنها به تناسب زمان و مكانى خاص نازل شده كه اسباب نزول مىتواند در اغلب اين موارد، راهگشا باشد.
وی افزود: در دورة نخست وحى مكى، آياتى نازل شدهاند كه بيشتر به معناى نشانههاى پند و اندرز بودهاند كه نمونههاى آنها را در اينجا يادآور مىشويم: «و در زمين و در وجود خود شما مايههاى عبرتى وجود دارد»؛ «بدون ترديد نشانههاى عبرتى در آسمانها و زمين براى مؤمنان هست»؛ و «پديدههاى گوناگونى در ميان آيات الهى مشاهده مىشود.»
اين پژوهشگر قرآنی حوزه، يادآور شد: «بل» ادّعا كرده كه «آية 21 سورة «ذاريات» به وحى نخستين مكه مربوط مىشود»؛ چنين ادّعایى مستلزم گسستگى ميان اين آيه با آيات قبل و بعد از آن است و حال آنكه وحدت سياق ايجاب مىكند كه در ادامة آيات قبلش نازل شده باشد؛ همان گونه كه استاد «دروزة» اظهار داشته، آيات اين سوره چنان با يكديگر هماهنگ و منسجم هستند كه از نظم و توالى آنها مىتوان فهميد كه همه آيات اين سوره يكجا نازل شده است.
وی گفت: ارتباط و تناسب معنوى اين آيه با آيات قبلش چنين است: «در تعقيب آيات پيشين كه درباره معاد و صفات دوزخيان و بهشتيان سخن مىگفت، در آيات مورد بحث، سخن از نشانههاى خدا در زمين و در وجود خود انسان است تا از يك سو با مسئله توحيد و شناخت خدا و صفات او كه مبدأ حركت به سوى همه خيرات است، آشنا شوند و از سوى ديگر به قدرت او بر مسئله معاد و زندگى پس از مرگ؛ چرا كه خالق حيات در روى زمين و اين همه شگفتىها بر تجديد حيات نيز تواناست.»
عضو هيئت علمی جامعهالمصطفی(ص) اظهار كرد: از سوى ديگر، با آيات بعدى خود نيز پيوند عميق دارد؛ از اين رو، علامه طباطبایى(ره) میفرمايد كه آيه «وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ» تا آية پنجاهم سوره كه به عنوان استنتاج فرموده است: «فَفِرُّوْا إِلَى اللَّهِ إِنِّی لَكُم مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ» همه در بيان اثبات وحدانيت خداوند متعال در ربوبیّت نازل شدهاند.»
وی گفت: بل همچنين آيه سوم از سوره «جاثيه» را متعلق به دوران نخست وحى مكى دانسته است، و حال آنكه «جاثيه» شصت و پنجمين سوره نازل شده در مكه بوده و قسمتهاى مختلف اين سوره چنان با هم مرتبط و هماهنگ هستند كه نشان دهنده نزول يكباره همه آيات آن است؛ اشكال ديگرى كه به ديدگاه بل وارد است، اين است كه از ميان اين سوره فقط آيه سوم را جزو مجموعه وحى مشتمل بر آيات و نشانهها بر شمرده است و حال آنكه در آيه چهارم و پنجم نيز مىفرمايد: «و در آفرينش شما و آنچه از چهارپايان [در زمين] پراكنده شدهاند، نشانههایى است براى گروهى كه يقين مىآورند و [در] آمد و رفت شب و روز... و گردانيدن بادها، نشانههایى است براى گروهى كه مىانديشند.» پيداست كه مراد از اين نشانهها همان آيات تكوينى الهى هستند كه بر عظمت آفريدگار و آفرينش دلالت دارند و دقت در آنها براى انسان موجب پند و اندرز مىشود، ولى معلوم نيست كه چرا وی سخنى از اين آيات به ميان نياورده است!.
اسكندرلو تصريح كرد: او همچنين آيه 37 و 39 سورة «فصلت» را جزو آيات وحى نخستين مكى معرفى كرده است و حال آنكه در اين سوره نيز انسجام و تناسب آيات با يكديگر چنان آشكار و محسوس است كه از نزول دفعى آنها حكايت دارد و يا حداقل نشاندهنده تتابع و توالى هر فراز با فراز بعدى خود است.
وی افزود: علامه طباطبایى نيز مىفرمايد: غرض اصلى اين سوره، بيان رويگردانى كافران از قرآن كريم است كه پس از هر چند آيه اين مطلب را تكرار مىكند؛ در آيه دوم سوره مىفرمايد: «كتابى است فرو فرستاده از جانب خداوند رحمان رحيم» و تا شش آيه، مسئله انكار كتاب را پى مىگيرد؛ در آيه 26 دوباره همين مطلب را يادآور مىشود: «كافران گويند: به اين قرآن گوش مدهيد و در اثناى خواندن آن سخنان بيهوده بگوييد، باشد كه پيروز شويد» و براى بار سوم در آيه 40 همين مطلب را يادآور مىشود: «كسانى كه آيات ما را تحريف مىكنند بر ما پوشيده نخواهد بود...» و در پايان سوره نيز از جنبه رحمانى بودن نزول قرآن سخن گفته است: «بگو: به من خبر دهيد اگر اين قرآن از سوى خداوند باشد و شما به آن كافر شويد، چه كسى گمراهتر خواهد بود از كسى كه در مخالفت شديدى قرار دارد؟» و رويگردانى مشركان از «قرآن» مستلزم انكار مبدأ و معاد و نبوت خاتم الأنبياء(ص) است؛ از اين رو، درباره اين سه اصل، مفصل سخن مىگويد؛ با اين وصف، تفكيك آيات 37 و 39 از اين مجموعه، بىمعنا و نادرست خواهد بود.
اسكندرلو عنوان كرد: بل مىافزايد: «ويژگى ديگرى كه در اين مرحله از وحى به چشم مىخورد اين است كه خداوند خلقتى را به وجود آورده و آن را باز مىگرداند؛ مانند آيات 4 و 34 سوره «يونس»، آيه 51 سوره «اسراء»، آيه 104 سوره «أنبياء» و آية 18 سوره «بروج»، و غالباً اين آيات اشاره روشنى به روز قيامت دارند.»
وی افزود: ادعاى او مبنى بر اينكه آيات 4 («بازگشت همه شما به سوى اوست؛ خداوند وعده حقى فرموده؛ او آفرينش را آغاز مىكند، سپس آن را باز مىگرداند...») و 34 سورة يونس («بگو: آيا هيچ يك از معبودهاى شما، آفرينش را ايجاد مىكند و سپس باز مىگرداند؟! بگو: تنها خدا آفرينش را ايجاد كرده، سپس باز مىگرداند...») متعلق به دوران نخست وحى مكى است، ادعایى سست و بىدليل است؛ زيرا قسمتهاى مختلف سوره يونس چنان با يكديگر هماهنگ و مرتبط هستند كه اين ارتباط و پيوند بين آيات نشان دهنده نزول دفعى همه آيات اين سوره است.
اسكندرلو عنوان كرد: در نتيجه، تفكيك آيه چهارم و سى چهارم اين سوره و جاى دادن آنها در دوران نخست وحى، پايه و اساس قابل دفاعى ندارد؛ برای نمونه، در آية چهارم آمده است: «إِلَیْهِ مَرْجِعِكُمْ جَمِيعاً...» با توجه به اينكه آيه سوم اين گونه آغاز شده: «إنّ ربّكم اللَّه الّذى خلق السموات و الأرض فى ستّة أیّام...» به روشنى مىتوان نظر داد كه مرجع ادبى ضمير در «إليه» همان «ربّك» است.
وی گفت: از آيه پنجم اين سوره كه مىفرمايد: «هو الّذى جَعَلَ الشمس ضياءً و القمر نوراً...» نيز بر مىآيد كه به دنبال آيه «إليه مرجعكم جميعاً» نازل شده است؛ زيرا پس از معرفى خدا به عنوان «مرجع» همه انسانها در قيامت، در آيه بعدى ادامه مىدهد: «همان خدایى كه خورشيد را روشنایى بخشيد و ماه را تابان كرد»؛ چنان كه از مضمون آيه سى و چهارم نيز بر مىآيد كه به دنبال آيات قبلش در همين سوره نازل شده است؛ زيرا از آيات سى و يكم تا سى و سوم با پرسشها و مطالبى كه مطرح مىسازد، در صدد اثبات اين مطلب است كه تنها معبود حقيقى خداست؛ آن گاه در آيه سى و چهارم، همين مطلب را چنين دنبال مىكند: شريكانى كه شما براى خدا فرض كردهايد، نه منشأ پيدايش آفرينش بودهاند و نه توان اعاده آن را دارند و تنها خداى يگانه است كه در اين كارها توانا است.