کد خبر: 2595697
تاریخ انتشار : ۰۶ مهر ۱۳۹۲ - ۰۸:۳۳
واكاوی ديدگاه قرآن درباره مستشرقان

پيوستگی معنايی و خطابی؛ دليلی روشن بر رد ديدگاه مستشرقان درباره نزول قرآن

گروه حوزه‏‎های علميه: حجت‏الاسلام اسكندرلو يكی از دلايل روشن نقد جدی ديدگاه برخی از مستشرقان در زمينه ترتيب نزول و مكی و مدنی بودن آيت و سور قرآن را پيوستگی معنايی و خطابی اين آيات ذكر كرد.

حجت‎الاسلام والمسلمين محمدجواد اسكندرلو، عضو هيئت علمی جامعه‎المصطفی(ص) در دومين بخش از گفت‌وگوی خود با خبرگزاری بين‎المللی قرآن(ايكنا) درباره پژوهش‎های مستشرقان در باب نزول قرآن كريم گفت: يكی از مهمترين خاورشناسانی كه به بررسی اين مطلب به شكل كاملا تحقيقی پرداخته است، ريچاردبل است كه نظرات او تاثيرات زيادی در فهم اخلاف خود داشت؛ به همين منظور مبانی نظريه او را در باب آيات و نزول قرآن بايد مورد نقد و بررسی قرار گيرد.
وی افزود: در قرآن كريم واژه «آيات» فراوان به كار رفته است كه معناى رايج آن «نشانه‏ها» است و مصاديق مختلفى دارد؛ پديده‏هاى طبيعى، رويدادهایى كه ناظر به تأييد صدق نبوتِ پيامبر(ص) هستند، نشانه‏هایى كه پيامبر(ص) مى‏خواند و نشانه‏هایى كه بخشى از كتاب الهى هستند.
اسكندرلو يادآور شد: عبارت‌ها يا بخش‏هاى شامل آيات الهى، در تمام دوره‏هایى كه ممكن است وحى را به آن‌ها تقسيم كنيم، نازل شده‌اند، ولى هر دسته از آن‌ها به تناسب زمان و مكانى خاص نازل شده كه اسباب نزول مى‏تواند در اغلب اين موارد، راه‌گشا باشد.
وی افزود: در دورة نخست وحى مكى، آياتى نازل شده‏اند كه بيشتر به معناى نشانه‏هاى پند و اندرز بوده‏اند كه نمونه‏هاى آن‌ها را در اين‌جا يادآور مى‏شويم: «و در زمين و در وجود خود شما مايه‏هاى عبرتى وجود دارد»؛ «بدون ترديد نشانه‏هاى عبرتى در آسمان‏ها و زمين براى مؤمنان هست»؛ و «پديده‏هاى گوناگونى در ميان آيات الهى مشاهده مى‏شود.»
اين پژوهشگر قرآنی حوزه، يادآور شد: «بل» ادّعا كرده كه «آية 21 سورة «ذاريات» به وحى نخستين مكه مربوط مى‏شود»؛ چنين ادّعایى مستلزم گسستگى ميان اين آيه با آيات قبل و بعد از آن است و حال آن‌كه وحدت سياق ايجاب مى‏كند كه در ادامة آيات قبلش نازل شده باشد؛ همان گونه كه استاد «دروزة» اظهار داشته، آيات اين سوره چنان با يكديگر هماهنگ و منسجم هستند كه از نظم و توالى آن‌ها مى‏توان فهميد كه همه آيات اين سوره يك‌جا نازل شده است.
وی گفت: ارتباط و تناسب معنوى اين آيه با آيات قبلش چنين است: «در تعقيب آيات پيشين كه درباره معاد و صفات دوزخيان و بهشتيان سخن مى‏گفت، در آيات مورد بحث، سخن از نشانه‏هاى خدا در زمين و در وجود خود انسان است تا از يك سو با مسئله توحيد و شناخت خدا و صفات او كه مبدأ حركت به سوى همه خيرات است، آشنا شوند و از سوى ديگر به قدرت او بر مسئله معاد و زندگى پس از مرگ؛ چرا كه خالق حيات در روى زمين و اين همه شگفتى‏ها بر تجديد حيات نيز تواناست.»
عضو هيئت علمی جامعه‎المصطفی(ص) اظهار كرد: از سوى ديگر، با آيات بعدى خود نيز پيوند عميق دارد؛ از اين رو، علامه طباطبایى(ره) می‎فرمايد كه آيه «وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ» تا آية پنجاهم سوره كه به عنوان استنتاج فرموده است: «فَفِرُّوْا إِلَى اللَّهِ إِنِّی لَكُم مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ» همه در بيان اثبات وحدانيت خداوند متعال در ربوبیّت نازل شده‏اند.»
وی گفت: بل همچنين آيه سوم از سوره «جاثيه» را متعلق به دوران نخست وحى مكى دانسته است، و حال آن‌كه «جاثيه» شصت و پنجمين سوره نازل شده در مكه بوده و قسمت‏هاى مختلف اين سوره چنان با هم مرتبط و هماهنگ هستند كه نشان دهنده نزول يكباره همه آيات آن است؛ اشكال ديگرى كه به ديدگاه بل وارد است، اين است كه از ميان اين سوره فقط آيه سوم را جزو مجموعه وحى مشتمل بر آيات و نشانه‏ها بر شمرده است و حال آن‌كه در آيه چهارم و پنجم نيز مى‏فرمايد: «و در آفرينش شما و آنچه از چهارپايان [در زمين‏] پراكنده شده‏اند، نشانه‏هایى است براى گروهى كه يقين مى‏آورند و [در] آمد و رفت شب و روز... و گردانيدن بادها، نشانه‏هایى است براى گروهى كه مى‏انديشند.» پيداست كه مراد از اين نشانه‏ها همان آيات تكوينى الهى هستند كه بر عظمت آفريدگار و آفرينش دلالت دارند و دقت در آن‌ها براى انسان موجب پند و اندرز مى‏شود، ولى معلوم نيست كه چرا وی سخنى از اين آيات به ميان نياورده است!.
اسكندرلو تصريح كرد: او همچنين آيه 37 و 39 سورة «فصلت» را جزو آيات وحى نخستين مكى معرفى كرده است و حال آنكه در اين سوره نيز انسجام و تناسب آيات با يكديگر چنان آشكار و محسوس است كه از نزول دفعى آن‌ها حكايت دارد و يا حداقل نشان‌دهنده تتابع و توالى هر فراز با فراز بعدى خود است.
وی افزود: علامه طباطبایى نيز مى‏فرمايد: غرض اصلى اين سوره، بيان رويگردانى كافران از قرآن كريم است كه پس از هر چند آيه اين مطلب را تكرار مى‏كند؛ در آيه دوم سوره مى‏فرمايد: «كتابى است فرو فرستاده از جانب خداوند رحمان رحيم» و تا شش آيه، مسئله انكار كتاب را پى مى‏گيرد؛ در آيه 26 دوباره همين مطلب را يادآور مى‏شود: «كافران گويند: به اين قرآن گوش مدهيد و در اثناى خواندن آن سخنان بيهوده بگوييد، باشد كه پيروز شويد» و براى بار سوم در آيه 40 همين مطلب را يادآور مى‏شود: «كسانى كه آيات ما را تحريف مى‏كنند بر ما پوشيده نخواهد بود...» و در پايان سوره نيز از جنبه رحمانى بودن نزول قرآن سخن گفته است: «بگو: به من خبر دهيد اگر اين قرآن از سوى خداوند باشد و شما به آن كافر شويد، چه كسى گمراه‏تر خواهد بود از كسى كه در مخالفت شديدى قرار دارد؟» و رويگردانى مشركان از «قرآن» مستلزم انكار مبدأ و معاد و نبوت خاتم الأنبياء(ص) است؛ از اين رو، درباره اين سه اصل، مفصل سخن مى‏گويد؛ با اين وصف، تفكيك آيات 37 و 39 از اين مجموعه، بى‏معنا و نادرست خواهد بود.
اسكندرلو عنوان كرد: بل مى‏افزايد: «ويژگى ديگرى كه در اين مرحله از وحى به چشم مى‏خورد اين است كه خداوند خلقتى را به وجود آورده و آن را باز مى‏گرداند؛ مانند آيات 4 و 34 سوره «يونس»، آيه 51 سوره «اسراء»، آيه 104 سوره «أنبياء» و آية 18 سوره «بروج»، و غالباً اين آيات اشاره روشنى به روز قيامت دارند.»
وی افزود: ادعاى او مبنى بر اين‌كه آيات 4 («بازگشت همه شما به سوى اوست؛ خداوند وعده حقى فرموده؛ او آفرينش را آغاز مى‏كند، سپس آن را باز مى‏گرداند...») و 34 سورة يونس («بگو: آيا هيچ يك از معبودهاى شما، آفرينش را ايجاد مى‏كند و سپس باز مى‏گرداند؟! بگو: تنها خدا آفرينش را ايجاد كرده، سپس باز مى‏گرداند...») متعلق به دوران نخست وحى مكى است، ادعایى سست و بى‏دليل است؛ زيرا قسمت‏هاى مختلف سوره يونس چنان با يكديگر هماهنگ و مرتبط هستند كه اين ارتباط و پيوند بين آيات نشان دهنده نزول دفعى همه آيات اين سوره است.
اسكندرلو عنوان كرد: در نتيجه، تفكيك آيه چهارم و سى چهارم اين سوره و جاى دادن آن‌ها در دوران نخست وحى، پايه و اساس قابل دفاعى ندارد؛ برای نمونه، در آية چهارم آمده است: «إِلَیْهِ مَرْجِعِكُمْ جَمِيعاً...» با توجه به اين‌كه آيه سوم اين گونه آغاز شده: «إنّ ربّكم اللَّه الّذى خلق السموات و الأرض فى ستّة أیّام...» به روشنى مى‏توان نظر داد كه مرجع ادبى ضمير در «إليه» همان «ربّك» است.
وی گفت: از آيه پنجم اين سوره كه مى‏فرمايد: «هو الّذى جَعَلَ الشمس ضياءً و القمر نوراً...» نيز بر مى‏آيد كه به دنبال آيه «إليه مرجعكم جميعاً» نازل شده است؛ زيرا پس از معرفى خدا به عنوان «مرجع» همه انسان‏ها در قيامت، در آيه بعدى ادامه مى‏دهد: «همان خدایى كه خورشيد را روشنایى بخشيد و ماه را تابان كرد»؛ چنان كه از مضمون آيه سى و چهارم نيز بر مى‏آيد كه به دنبال آيات قبلش در همين سوره نازل شده است؛ زيرا از آيات سى و يكم تا سى و سوم با پرسش‌ها و مطالبى كه مطرح مى‏سازد، در صدد اثبات اين مطلب است كه تنها معبود حقيقى خداست؛ آن گاه در آيه سى و چهارم، همين مطلب را چنين دنبال مى‏كند: شريكانى كه شما براى خدا فرض كرده‏ايد، نه منشأ پيدايش آفرينش بوده‏اند و نه توان اعاده آن را دارند و تنها خداى يگانه است كه در اين كارها توانا است.
captcha