رضا درستكار، منتقد سينما و مستندساز در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) با بيان اينكه رويكرد سينماگران جهان به دين رجعتی دوباره به سوی خداست، اظهار كرد: پرواضح است كه سينمای حال حاضر جهان نسبت به دهههای گذشته رويكردی جدیتر به دين دارد؛ اين توجه را به وضوح در چند دوره جشنواره «كن» مشاهده كردم، البته اين توليدات با خواست سينماگران يا سياستگذاران صورت نگرفته، زيرا سينما در حقيقت چيزی را میسازد كه بيننده مشتاق ديدن آن است و در زمان حال نيز دنيا رجعتی مجدد به دين دارد.
وی افزود: دليل اين رويكرد جهانی نيز اين است كه بشر به وضوح تجربه كرده كه تفكرات بشری به تنهايی قادر نيست راه رستگاری را برای انسان امروزی هموار كند، بلكه بايد مفاهيم الهی تعيينكننده مسير حركت اصلی بشريت باشد، در ضمن سينمای جهان هميشه از مفاهيم دينی در آثار خود سود برده است. برای نمونه در توليدات سينمای كلاسيك شاهديم كه مفاهيم دينی جزيی اساسی در توليدات بود؛ نمود بارز اين ادعا را میتوان در پرداخت خير و شر در اينگونه توليدات مشاهده كرد، لذا ما معمولاً قهرمانان چنين آثاری را هنوز با گذشت سالها دوست داريم.
وی با بيان اينكه سه نوع ديدگاه برای سينمای دينی در جهان میتوان متصور بود، گفت: به نظر من سه نوع ديدگاه میتوان برای توليدات دينی در سينمای جهان در نظر گرفت كه هر كدام به نحوی آموزههای معنوی را مورد توجه قرار داده است؛ در رويكرد اول كه بيشتر در آمريكا رواج دارد، سبكی است كه از آن به نام «اسپريچوال» نام برده میشود كه در ايران به غلط با نام «معناگرا» معروف است. در اين رويكرد سعی میشود انسان خدايی تبليغ شود، يعنی اين تفكر كه انسان به چنان جايگاهی رسيده كه میتواند معجزه كند و جای خدا تصميم بگيرد. «مسير سبز» نمونه بارز اين ادعاست؛ رويكردی كه به شكلی ظريف در قالب آثار دينی تفكرات ضددينی را تبليغ میكند.
درستكار ادامه داد: نگاه دوم در سينمای دينی آثاری است كه به گونهای درصدد اشاعه «بنيادگرايی» مذهبی هستند؛ فيلمهايی كه سعی میكنند به هر شكل ممكن خواست و هدف خود را به مظلومانهترين شكل به مخاطبان منتقل كنند. «مصائب مسيح» بهترين مثال برای اين توضيح است. نگاه آخر نيز در سينمای دينی آثاری است كه سعی میكنند به جوهر انسان توجه داشته باشند كه نمود بارز آن را در تفكرات «اومانيستی» میتوان مشاهده كرد، البته تكيه اينگونه توليدات بيشتر به روی اخلاقيات استوار است و تابع دين يا آيين خاصی نيست.
درستكار تأكيد كرد: اين سه رويكرد در نهايت متصل به يك هدف است كه دين نيز آن را مورد توجه دارد و آن نيز تمسك به خدا است، اما اينكه كدام يك از راهها میتواند مسيری صحيحتر را به ما نشان دهد جای بحث دارد.
وی در پاسخ به اين سؤال كه آيا در شكل و ساختار پرداختهای دينی در سينمای آمريكا و اروپا تفاوت نگاه وجود دارد؟ توضيح داد: سينمای آمريكا در آثار دينی خود بيشتر شكل تجاری فيلم را مورد توجه قرار میدهد به همين دليل توليدات هاليوود از لحاظ جذب مخاطب موفقتر است، اما سينمای اروپا در پرداختهای خود شكل هنری توليدات را بيشتر مدنظر دارد به همين دليل اينگونه توليدات ماندگاری بيشتری نسبت به توليدات تجاری دارند.
اين منتقد سينما افزود: تماشاگران سينما با هر تفكر و آيينی به دليل فطرت خداجويی خود با آثاری كه به شكلی مناسب مفاهيم دينی را مورد توجه قرار دادهاند، ارتباط مناسب برقرار میكنند به همين دليل معمولاً برای آثار دينی نمیتوان خط و مرز جغرافيايی در نظر گرفت. نكته ديگر اينكه سينمای ايران اگر میخواهد الگويی موفق از سينمای دينی جهان در ساخت توليدات خود كسب كند، بايد سعی كند از لحاظ تكنيكی آثار خود را به چنان جايگاهی برساند كه بتواند تكنولوژی برتر را در آثار خود لحاظ كند؛ بدين معنا كه سعی كنيم آثار دينی ما نيز همانند سينمای جهان بتواند تصاويری را به تصوير كشيم كه تنها در عالم خيال ما قادر به تجسم آن هستيم.
درستكار در پايان خاطرنشان كرد: جالب است بدانيم نهادهای مذهبی نيز در توليدات سينمای امروز جهان مشاركت دارند. نمود بارز چنين ادعايی را میتوان در سفارشات اخير كليسا مشاهده كرد، همين مسئله ميزان اهميت سينما را در تبليغ مفاهيم دينی به اثبات میرساند.