به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، ابراهيم حسنبيگی، نويسنده گفت: آثاری كه با موضوع مقاومت و دفاعمقدس منتشر شدهاند و به دبيرخانه جايزه ادبی شهيد آوينی ارسال شده، دارای كيفيت و كميت ضعيفی بودند و اين مسئله نشان میدهد كه موضوع مقاومت و پايداری برای نويسندگان اين حوزه قابل توجه نيست.
وی با اشاره به اينكه كار در حوزه مقاومت و دفاعمقدس احتياج به سرمايهگذاری طولانیمدت دارد، افزود: هيچ نويسندهای به صورت خودجوش سراغ اين كار نمیرود، بلكه بايد تشويق و حمايت از آنها صورت بگيرد و ناشران خصوصی و دولتی با سرمايهگذاری كه انجام میدهند بازخورد كار خود را خواهند ديد و اين حوزه رو به ترقی خواهد رفت.
اين نويسنده حوزه كودك و نوجوان گفت: جشنواره ادبی شهيد آوينی يك خلاء بود كه حس میشد و روايت فتح به سهم خودش قدمهای مثبتی را در اين راه برداشته است كه باعث تشويق نويسندگان و ناشران خواهد شد.
اين داستاننويس در ادامه اظهار كرد: انقلاب در همه عرصهها و بنيانهای اجتماعی، سياسی، اقتصادی و فرهنگی تأثير بسزايی داشت و دگرگونیهايی در هر يك از اين عرصهها ايجاد كرد و اين اتفاق در حوزه فرهنگ و ادبيات چشمگيرتر بوده است.
وی ادامه داد: انقلاب اسلامی ساختار فرهنگی را تغيير داد و باعث شد كسانی كه تا قبل از انقلاب دست به قلم نشده بودند، دست به قلم ببرند. البته در همان ابتدای انقلاب ما شاهد جنگی ناخواسته بوديم كه اگر اين جنگ نبود ما ادبياتی كه مربوط به انقلاب و تغيير و تحول آن دوران بود را نداشتيم. به عبارت ديگر، وقوع هشت سال دفاع مقدس بسياری از استعدادهای نويسندگان را به موضوع دفاع مقدس سوق داد.
ابراهيم حسنبيگی گفت: ما در حوزه ادبيات كودك و نوجوان بسيار پيشتازتر از ادبيات بزرگسال بودهايم. ادبيات كودك و نوجوان با سربلندی به فراتر از مرزها رفته و در اين عرصه به موفقيتهای بیشماری رسيده است.
اين نويسنده كودك و نوجوانان، با اشاره به ضرورت شكلگيری انجمن منتقدان ادبی اظهار كرد: نقد هم در معرفی كتاب و گسترش فرهنگ كتابخوانی، نقش بسيار مهمی دارد و هم به يك حركت فرهنگی مثبت، سمت و سو میدهد تا آنجا كه با وجود منتقدان خوب، میتوان به اصلاح و تقويت كاستیهای متعدد در حوزه كتاب اميدوار بود. اما افسوس كه بعضی سازمانهای دولتی، دچار روزمرگی شدهاند و نگرش و ديدگاهشان، حزبی و تكبعدی است.
وی تصريح كرد: منتقدان نيز يا به نقدهای ذوقی و جانبدارانه روی میآورند يا آنقدر به مسايل ساختاری و تكنيكی میپردازند كه گويی به جای نقد، در پی آموزش فنون داستاننويسی هستند در حالی كه متوليان فرهنگی و نويسندگان و منتقدان بايد به فعاليتهای منسجم و هدفمند در زمينه ادبيات و فرهنگ بپردازند و همانند اهالی سينما و تئاتر به تأسيس انجمنی با عنوان انجمن منتقدان ادبی همت گمارند.
نويسنده رمان «محمد» به اينكه نقد در مملكت و جامعه ادبی ما محفلی است، نه مكتوب و علمی، اشاره و بيان كرد: نقد، تشخيص سره از ناسره است، اما در جامعه ما نقد تنها به معنی عيبجويی كردن است؛ منتقدان به جای آنكه اثر را داوری كنند و نقاط ضعف و قوت آن را برشمارند، به نقد صاحب اثر میپردازند؛ نقدها سليقهای و جناحی است و چندان جنبه علمی ندارد. بگذريم از اينكه نويسندگان و شاعران هم هنوز نپذيرفتهاند كه كسی كارشان را نقد كند؛ شايد به اين دليل كه همچنان نقد به معنی عيبجويی كردن است نه جداكردن سره از ناسره و گفتن خوبیها و بدیهای يك اثر.