نريمانی، جانبازی كه فقط از ناحيه گردن حركت دارد، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، اظهار كرد: اگر من الان اينجا هستم، فقط به خاطر انگيزه و هدفی است كه اتنخاب كردهام. كسی ما را برای رفتن مجبور نكرده بود كه الان من بخواهم از آنان توقعی داشته باشم. همه ما جانبازان، راهمان را خودمان و با اختيار و علاقه انتخاب كردهايم.
وی با اشاره به اينكه توجه به بينشی كه داشتيم، ما را از خستگی میرهاند، گفت: درست است كه 32 سال بیتحركی سخت است، اما اگر بينش انسان، بينش عميقی باشد، دنيا برای انسان زيبا میشود. حضرت زينب(س) بعد از حادثه كربلا گفتند كه «من جز زيبايی چيزی نديدهام.» با چشم باطن همه چيز را بايد نظاره كرد.
اين جانباز قطع نخاعی افزود: من 16 سالم بود كه به جبهه رفتم. محصل بودم و كار كشاورزی انجام میدادم. من به همه آرزوهای خود رسيدهام، همين كه بتوانيم درك كنيم كه از كجا آمدهايم و به كجا خواهيم رفت، به تمام اهداف خود در زندگی دست يافتهايم. به هر حال تمام سختیها تمام میشود و آنچه باقی میماند نتيجه كار ماست.
نريمانی عنوان كرد: ما وظيفه و تكليف داشتيم كه برای تكليفی بالاتر به جهاد برويم. تكليفی كه راهی به سوی درك امانت و رسالت انسانی ماست. امام علی(ع) فرمودند كه «خدا رحمت كند كسی را كه بداند از كجا آمده است و به كجا خواهد رفت.»
وی تصريح كرد: ما اكثراً با غفلت میآييم و با غفلت میرويم و هيچ چيز از زندگی نمیفهميم. غرق در دنيا و ماديات میشويم و با يك دنيا وابستگی از اين دنيا میرويم.
نريمانی اظهار كرد: حتی گاهی به جنگ هم میرويم و نمیتوانيم درست ادامه مسير بدهيم و به دنيا میچسبيم. فشار قبری كه میگويند ناشی از همين وابستگیها و دنيازدگیهاست. وقتی قرار است انسان برود، با وجود وابستگیها نمیتواند اين كار را كند و همين جاست كه دردها آغاز میشود.
اين جانباز اظهار كرد: ما جانبازان با خدا ميثاق بستيم و به جنگ رفتيم؛ هر كسی هر كار نيكی انجام دهد، برای خودش انجام داده است. مردم قدر خودشان را بدانند، جانبازان توقع قدردانی از كسی ندارند.
وی كه مناجاتهای شبانهاش زبانزد ديگر ساكنان آسايشگاه ثارالله(ع) است، در پايان گفت: ما در يك سير «إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ» از سمت خدا به پايين میآييم و در اين چرخه طی چند سالی مهلت میيابيم و دوباره به سوی خدا میرويم؛ مهم اين است كه در اين مهلت چند روزه دنيا، چگونه كار میكنيم.